یک نفر می آید...

"یک نفر می آید

استوار و راسخ

از افق می آید

موج سبز علمش تا فراسوی نور

پرتو شادی هاست

چشم ها در انتظار قدمش که بیاید از راه

قلب ها در طپشند

و زمان تنگ تر از واژه ی تنگ

من دلم می خواهد

آن زمان من باشم

و ببینم با چشم

 رویش لبخند را

بر لبان هر کس

که ز هر گوشه دهر

رنجشی داشته است

و ببینم با چشم

رویش مظلومان

و ببینم با چشم

آیه ی صبح ظفر را که تماشاگه ماست

تو چرا دلتنگی؟

تو چرا غمگینی؟

یک نفر می آید

نوشته اند چو بیاید تمام غم بزداید

نوشته اند چو بیاید ترانه ای بسراید

خدا کند که بیاید"

سراینده: نامعلوم.. اگر کسی دانست برایم بنویسد

 

/ 1 نظر / 6 بازدید
دختر آریایی

درود وبلاگت قشنگه باید به حسن سلیقه اتون تبریک گفت در ضمن امیدوارم هر چه زوذتر اون نفر بیاد[ناراحت].........