ضد قهرمان

ما دچار دیدن تقصیرهاییم تا تماشای زیبایی ها..

به گذشته (برای توجیه) و آینده (با اتکای صرف و بدون تلاش به ما شاء ا...) متوصل می شویم تا از حال (آنچه باید با اختیار باشیم) گذر کنیم..

به طرز عجیبی، بیشتر از قهرمان به دنبال ضد قهرمان می گردیم.. از حسادت به وجود این قهرمان یا همراه آن، ناتوانی خود در قهرمان بودن و جلوگیری از رشد دیگران.. بماند..

انگار رهایی ما زمانی ست که بار تکلیف را به گردن دیگری بیندازیم.. و بعد مهم نیست که آن عمل (با هر درجه اهمیتی) توسط چه کسی انجام خواهد شد..

بدین ترتیب "مرده دوست" خواندن ما هم امر عجیبی نیست..

حواله به موضوع موهوم به جای تکریم حال در نهاد ما جا خوش کرده است...

/ 0 نظر / 25 بازدید