لحظه های بیداری

آرزو می کنم آن لحظه های بیداری همیشگی برسند..

چشمانم بسته است تا وقتی راه هست و وقتی به بن بست می خورم، تازه می گشایمشان. بد می کنم به خود، و با بازماندنم، فرصتی را برای -شاید- هدایت وسیله ای خودم، دیگران را، سلب.

به فکر جبران که می افتم، لرزه بر اندامم می آید که نکند باز هم به خاطر رهایی ست از این لحظه های پوچ، و بعد هیچ.. که بارها شده.. و انسان ظالم و فراموشکار است..

در لحظه های نابی به سر می برم، که حتی فکر تمام شدنشان عذاب است.. پس چرا وقتی تمام می شوند عذاب نمی کشم؟!

بیرون از معنا، تعریف کردن، درد نفهمیدنی به همراه ندارد. نمی دانی که چه می خواهی، درک نکرده ای لذت را..

و باز آرزو می کنم این لحظه ها ابدی باشند...

29/3/1387

/ 8 نظر / 6 بازدید
شیواتیر

آن سالها وقتی زنگ مدرسه می خورد با عجله کیف و کتابهایم را جمع می کردم و به سوی خانه می دویدم و میپنداشتم که سالها بعد دیگر هیچ زنگی نیست که مرا به سوی خانه بکشاند...

سیما

بیدار ی ... اگه بخوام دنبالش بگرم میبینم که چقدر خوابم .

مداد های آبی

سلام هر روز که می گذرد با بی خیالی و بی تفاوتی ما گذشته است. اما نمی دانیم همین یک روز ارزش سالهایی را دارد که از دست داده ایم.

آشیانه پرستو

سلام. ممنون از حضورتون. مطالب کوتاه و جالبی مینویسید. موفق باشید.

بانوی فانوس به دست

سلام . دلتون میاد در مورد شجریان این طوری بگید . . . منم از فیلم این چشم بادومی ها خوشم نمیاد یک چیزی ما بین فیلم هندی و ایرانیه . . . اخ گفتید لاست . . . لاست خونم شدید اومده پایین [نیشخند] من نمی تونم تا 4 ماه دیگه صبر کنم که بقیه سریال بیاد . . . [ناراحت] . خداییش اگر اون شخصی که مد نظرتون بود با این دوتا مقایسه می کردید یکم درگیری این وسط رخ می داد [شیطان] مونده هنوز تو این مملکت که ادم هایی شبیه این دو بزرگوار بیاند .

سیما

سلام ممنونم منم شما رو لینک کردم ...مطالب خوندنی دارید راستی میان پنجره و دیدن همیشه فاصله ایست همیشه رو یادتون رفت ...... بازم ممنون[گل]

مهسا

سلام دوست عزیز من یه یادگاری تازه نوشتم. خوشحالمی شم به ایستگاه و اونورش سر بزنی و حتماً بپیغومی

آرامش

سلام.زمانی که بیدار می شویم تازه به این پی می بریم که به چه خواب سنگینی دچار بودیم. ولی اگر بیدار شدی برای همیشه بیداری چون هیچ خوابی دیگر برایت لذت بخشتر از این بیداری نیست. موفق باشید. منتظرم[گل]