قهرمان

نشان دادن قهرمان با ملاک و معیارهای خود برای الگو شدن از اقدامات هر آئین، ایدئولوژی و دینی ست. چنانکه امثال "رِمبو" و "راکی" و آرنولد شوارتزنگر در دوران قهرمان پروری آمریکایی به سمبل قدرت مداریِ منحصر به فرد تبدیل شدند و امثال "بورِن" در دهه اخیر به مثال هوش و قدرت آمریکایی تبدیل می شود و عنصر معرفی کننده این الگو رسانه و فیلم است.

اکثر قهرمان پروری ها در این رسانه بر مبنای قدرت های یک شخص - که معمولاً اکثریت هم علیه او هستند- می باشد و در عاشورا نیز چنین است. قرآن هم اشاره دارد که "اَکثَرُ هُم لَا یَعلَموُن". در همه دوران ها چنین بوده که مُحِق ها معمولاً کمتر بوده اند. اما در فیلم ها برای نشان دادن پیروزی حق بر باطل (که وعده نهایی خداوند به بر حقّان می باشد) همواره در ظاهر هم مُحِق در نهایت پیروزی ظاهری را به دست می آورد و با قدرت های خود همه را شکست می دهد (و البته ما هم چنین اعتقادی داریم اما در پایان جهان فانی).

در عاشورا اما نوعی دیگر از قهرمان پروری به تصویر کشیده می شود؛ ایداه آل گرایی معنوی نه دنیوی؛ مهم نیست در دنیا چه می شود، مهم این است که برای آخرت چه کنیم در این دنیا، مهم هدف است نه لزوماً نتیجه ظاهری. اینکه به هدف بچسبیم، با هر پیشامد بعدی..نه!

در نظر انسان ها برای قهرمان فیلم ها (که به نوعی مظهر آرمان های آن ها نیز هستند) نباید شکستی باشد تا فیلم مقبول عموم باشد (شاید به دلیل اینکه در ته ذهن اکثر ما اطمینان به سرای دیگر وجود ندارد و دوست داریم نتیجه کارهایمان لزوماً در همین دنیا مشخص شود). پس چرا حادثه عاشورا مانده است و باعث زنده شدن دیگران پس از خود می شود؟

آیا ما دوست داریم کشته شدن را ببینیم و قهرمان سازی کنیم؟ این نظر برخی روانشناسان است

شخصاً ماندگاری سریالی مثل "شمشیر تیپو سلطان" (که در آن در نهایت شخصیت اصلی کشته می شود) در ذهنم بسیار بیشتر از تمام سریال ها و فیلم هایی بوده که در آن ها حق به ظاهر پیروز شده است. خداوند بر خلاف -حتی- فیلم های امروزی که در نهایت چنین می شود سرنوشت را طوری برای حسین رقم می زند..و او نیز همان را انتخاب می کند. راهی که بیشترین ماندگاری ممکن را در اذهان داشته باشد..زیرا انسان است و فراموشی..اگر صدایی مدام در گوشش فریاد نکشد..حسرتی از اینکه چرا چنین شد.. چرا چنین فردی را از دست دادیم..نگاه به زمانه که همواره حق کش بوده و هست و تسکینی برای بی ارزشی دنیا و.. شاید به خود آمدن.

 چرای مهمتر اینجاست که چرا ما که این نتیجه را می بینیم حاضر به انجام چنین کاری نیستیم؟ که همه زندگی دنیوی را بگذاریم در راه دین و مرام و عقیده.. همه کسانی که چنین کردند و در آخر کشته شدند (مثل گاندی و ژاندارک و آبرهام لینکون که مسلمان نیز نبوده اند) نیز چون حسین ظاهراً به هدف دنیوی خاصی نرسیدند. چه چیز به راستی جز ترس و دنیا پرستی مانع است؟

/ 7 نظر / 2 بازدید
مهسا

سلام موافقم باهاتون خیلی زیاد. خیلی جالب بود. چون تا حالا با این دید ندیده بودم قضیه رو.شاید واسه همینه که حضرت زینب می گن "جز زیبایی ندیدم" درود. واقعاَ درود سر بزنین بهم خوشحال میش م خدانگهدار

قطره های آبی

سلام دوست خوب و با شعورم تشکر از نظر و نوشته اتان در مورد مطالبم که امید بیشتر ی به من داد برای نگارش در این سبک و سیاق.من هم در جواب باید بگویم شما هم از نادر افرادی هستید که به علت درک بالایی که دارید توانسته اید آنطور که خودم دوست داشتم کسی مرا بفهمد ولااقل تشکر زبانی از من بکند به دلیل زحماتی که برای این نوشته ها کشیده ام و می کشم و در واقع از تمام دانسته هایم و عشقم به خدا و انبیا و اولیا مایه می گذارم از من قدر دانی کند . با تشکر از شما به دلیل ارزشی که برای من قایل شدید. ضمنا نوشته های اغلب کوتاه شما هم برایم بسیار پر محتوا و جالب است که منهم در کمتر وبلاگی این چنین مطالب با ارزشی را می توانستم پیدا کنم. برایتان در زندگی و تحصیل آرزوی موفقیت دارم.[گل]

قطره های آبی

سلام و درود متقابل چون در نطر قبلی نشد که در مورد این پست جدیدتان مطلبی بنویسم اینجا مرقوم می کنم.مطلب بسیار عالی بود از این نظر که شهادت را و از دست دادن تمامی داشته ها که نمونه بارز آن امام حسین(ع)است از منظر قهرمانی و نماد یک قهرمان در میان مردم مثال زدید.با نظرتان موافقم و منهم می گویم زنده ماندن این واقعه مظلومیت امام و کل ماجراست که در ذهن آدمها باقی مانده و چون فاجعه بسیار عمیق بوده بر احساسات غلبه داشته و تا قیام قیامت هم باقی است . اصولا هم چون خونخواهی از ایشان آنطور که انتظار می رفته نشده مثل داغی بر دلها باقیست تا منتقم اصلی که امام زمان (عج)هستند ظهور کنند.در مورد عبرت نگرفتن مردم و اینکه چرا هنوز این قدر وابسته به دنیا و مادیات هستند این هم کار آن طرد شده از جانب خداست (شیطان) که همچنان به فعالیت مشغول است و در این زمانه هم فعالیتش مضاعف شده.... التماس دعا

پا شو به جای نوشتن برو ببین چطور مردم رو دارن تیکه پاره می کنن که شب دروغ مثل اب خوردن به خوردت ندن نابغه...

جروشا

سلام انگار مدتهاست که به وبلاگتون سر نزدم فوق العاده است نوشته های جدیدتون مثل قبل :) شاد باشید راستی کوچولوتون خوبه؟

تارا

باید سر فرصت بیام و اینجا رو بخونم.به خاطر مشغله زیاد وقت کم میارم.پیروز باشید

مهسا

سلام خدا به ما هم بده از این نماز ها ان شالله[لبخند] مرسی که سر زدین کتابای امیرخانی رو حتماَ پیشنهاد می کنم بخونین. لااقل ارمیا و بیوتن رو اگه سرتون خیلی شلوغه. شاد باشید خدانگهدار