بخوان

اشک های مرا بخوان

بی آنکه چکیده باشد

بخوان از آوای صدایی

که حسرت وار بر کنار صخره ها

می بیند من و تو را در آغوش هم

بخوان از ترانه های شرقی خاطره بار

بخوان از جویبار وصل اندیشه ها

در فصل سرد یخ زدن

بخوان، با من بخوان

به این تن مرده بخوان

در این هیاهو بخوان به رنگ مهر

بخوان

برای زندگیم

برای زنده شدن                بخوان

/ 1 نظر / 5 بازدید
بانوی فانوس به دست

از ایشون حقیقت را فهمیدید به ما هم بگید . برتون را هم دیدی سلام من را برسانید .