کلمه
 

بن بست زندگی به کوچه ای وارد شدم که پیرمردی از آنجا خارج می شد ! پیر مرد گفت نرو بن بست است... گوش نکردم و رفتم! بن بست بود!برگشتم... به سر کوچه که رسیدم! پیر شده بودم..!!

 

پی نوشت: یکی از خوانندگان وبلاگ در بخش نظرات نوشته بود

[ یکشنبه ۳۱ اردیبهشت ،۱۳٩۱ ] [ ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

اگر همیشه به خوبی رسوندن به دیگران فکر می کنی.. زیاد غم زندگی وحوادثش رو نداشته باش! هر چه پیش آید خوش آید!
و اگر عکس اینی...
بـد‌خـواه کسان هیچ به مقصـد نرسـد
یک بد نکند تا به خودش صد نرسد
خیام

[ چهارشنبه ۱۱ خرداد ،۱۳٩٠ ] [ ٧:٠۱ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

وقتی تو کنکور قبول نشدی فکر می کنی مهمترین مسئله زندگی قبول شدن در کنکوره

وقتی دنبال عشق زمینی ت هستی فکر می کنی مهمترین مسئله زندگی ازدواجه

وقتی بچه دار نشدی فکر می کنی بهترین چیز زندگی بچه ست

اما بالاخره می فهمی که تا خودت و دنیای اطرافت رو نشناسی به آرامش حقیقی نمی رسی

این در "هفت پیکر" نظامی و در آیه ای از قرآن وجود داره (اشاره به سرابی که می بینند)

[ یکشنبه ٢٤ بهمن ،۱۳۸٩ ] [ ٤:٢٩ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

 یا چنان بنما که می باشی یا چنان باش که می نمایی

 

پی نوشت: در متنی بود که در بالای آن نوشته بود: هفت پند از مولانا

[ شنبه ٢٥ دی ،۱۳۸٩ ] [ ۳:٤۸ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

مرگ فقط برای اون ها که چسبیدن به دنیا بده
معمولاً اینجور آدما هر کاری هم می کنن تا دنیای بیشتری رو بیارن کنار خودشون
آخرشم در ترسن که اگه چیزی اون ور باشه سکه هاشو داغ کنن بچسبونن بهش یا اگه نباشه اینا رو چه جوری ول کنه بره؟
برای کسی که همش بخشیده چه اون ور چیزی باشه یا نباشه فرقی نمی کنه

پی نوشت: گویش جدیدی از گفتار ناب امام علی (ع)

[ دوشنبه ۱۳ دی ،۱۳۸٩ ] [ ٢:۳٠ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

سخن عاشقانه گفتن دلیل عشق نیست ...

عاشق کم است، سخن عاشقانه فراوان ...

عشق عادت نیست، عادت همه چیز را ویران می کند از جمله عظمت دوست داشتن را ...

از شباهت به تکرار می رسیم، از تکرار به عادت، از عادت به بیهودگی از بیهودگی به خستگی و نفرت ...

"نادر ابراهیمی"

 

پی نوشت: فرستاده همکار عزیزم: دکتر رجبی

[ جمعه ۳ اردیبهشت ،۱۳۸٩ ] [ ۸:٢۳ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

چقدر به این نحس بودن اعتقاد دارید؟

چه چیزی نحس است؟

13؟ گربه سیاه؟

حتی نمی دانیم دقیقاً بسیاری از این ها به چه دلیلی ست!

در مورد عدد 13:

برخی گفته اند سیزدهم روز ترور ناصرالدین شاه بوده، عددی اول و بدقلق نزد ریاضی دان هاست (که البته یک ریاضی دان حقیقی برای اعداد شخصیتی فراتر از درک ما قائل است!)، تعداد خدایان در یونان دوازده بوده اما وقتی سیزدهمی وارد می شود یکی از آنها را می کشد و خود به جای او می‌نشیند و از آن به بعد همه چیز به هم می ریزد و اوضاع خراب می شود، به قول (ویل دورانت) از آنجا که دوازده عددی بوده که به 2 و 3 و 4 و 6 بخش پذیر بوده و عدد کاملی به شمار می آمده و درست بعد از آن عدد سیزده است که به هیچ کدام از آن اعداد بخش پذیر نیست، نحس شده است، مسحیان؛ یهودای خیانت کار را سیزدهمین آن دوازده نفر می دانند، در روز جمعه،13 اکتبر 1307 میلادی تعدادی از اعضای فرقه ای از صلیبیون نظامی قرون وسطی توسط فرمانداران فیلیب چهارم، شاه فرانسه دستگیر و محکوم شدند و یا...

فکر نکنیم که این اعتقاد تنها متعلق به ماست..در هواپیمای Airbus هم صندلی شماره سیزده وجود ندارد!

خب البته شاید به همین مقدار هم دلیل برای نحس نبودن و حتی مبارک بودن آن هست!: سیزده در تقویم آزتک عدد مهمی محسوب می شود، این تقویم به ادوار سیزده روزه تقسیم شده است و در ضمن برای پیشگویی هم به کار می رفته است، در میان اسراییلیان باستان، سیزده مقدس بود، زیرا برای تابوت عهد، وجود سیزده چیز ضروری بود، این عدد بر طبق حروف ابجد، معادل احد (الف: 1، ح: 8، د: 4) و به معنی خدا ست، اگر مسیح سیزدهمین نفر به اضافه دوازده حواری خود باشد دیگر این عدد نحس و شوم نیست و همچنین اگر خورشید را سیزدهمینِ دوازده صورت فلکی شناخته شده در آن زمان، بدانیم باز از شومی آن خبری نیست! عدد 13 در بسیاری از آداب و رسوم که علم هندسه در آن ها به نوعی وجود دارد، نقش محوری داشته است، زیرا نمایانگر الگویی بوده که در انسان، طبیعت و بهشت دیده می ‌شود. برای نمونه 13 مفصل اصلی در بدن آدمی وجود دارد. سال خورشیدی 13 مدار قمری دارد و ماه هر روز 13 درجه در آسمان حرکت می کند. دلیل دیگر اهمیت عدد 13، کاری است که تریسی تویمان بر روی تقویم طلایی که مبتنی بر مضرب های 13 نظیر 26 و 52 است، انجام داده است. تقویم امروز ما هنوز نشان هایی از این تقویم را در خود دارد. به این معنی که اصل 52 هفته را درتقویم سال حفظ کرده است. بنابر اطلاعات موجود، قرن آزتک ها بر مبنای 52 سال استوار بوده است. بومیان جنوب آمریکا که به امکان برخی مکاشفات در یک تاریخ خاص معتقد بودند طبق سنت، هر 52 سال تمدن خود را نابود می کردند، سیزدهمین الفبای ملل اسکاندیناوی «eiwaz» نامیده می‌شود که مجموعه روش ها و باورها و رسوم مردم شمال اروپا را نشان می‌دهد و نمایانگر نقطه تعادل بین روشنایی و تاریکی، نیروی خلاق و مخرب، بهشت و زمین است که در واقع به طور هم زمان پایان و شروع محسوب می شود و به یک اندازه برای مرگ و زندگی ابدی اهمیت قایل می شود، در نمادهایی که در اسکناس یک دلاری وجود دارد، به طور اغراق آمیزی نقش عدد 13 دیده می شود. در واقع مفهوم عدد 13 در تاریخ آمریکا بسیار مستحکم است.عدد 13 در بسیاری از نمادهای یک دلاری آمریکایی به کار می رود (13 قوم اولیه آمریکا، 13 امضاکننده بیانیه استقلال، 13 نوار روی پرچم، 13 طبقه هرم، 13 ستاره در بالای سر عقاب، عبارت 13 حرفی pluribus unume، تعداد 13 پر تزیینی از پرهای موجود در طول هر یک از بال های عقاب، 13 نوار بر روی سپر، 13 برگ روی شاخه زیتون و تعداد 13 عدد پیکان). بالای سر عقاب (واقع در پشت 1 دلاری) نیز سیزده ستاره وجود دارد که به شکل یک ستاره داوود(خاتم سلیمان) چیده شده اند. این شکل به تعبیر «جوزف کمبل» می‌تواند نماد دموکراسی باشد، که هرکسی می‌تواند از هر موضعی (با توجه به 6 گوشه بالا و پایین و طرفین) سخن بگوید، زیرا ذهن او از حقیقت (مرکز) جدا نشده است، با توجه به شکل خاتم سلیمان، سیزده نقطه داریم که دوازده نقطه آن در محل تقاطع خطوط و یک نقطه نیز در مرکز قرار دارد، در ایران و هند باستان، تعداد سال های جهان در آفرینش، 12000 سال انگاشته شده است. تعداد ماههای سال هم بر همین اساس (به ازای هر 1000 سال،یک ماه) دوازده ماه است. شاید در راستای همین باورها بوده که اکنون در ابتدای سال شمسی، ایرانیان 12 روز و در ادامه، روز سیزدهم فروردین را تعطیل هستند. روز سیزدهم نمادی از آشوب آغازین قبل از آفرینش و البته شروع دوباره زندگی پنداشته می شود و این چنین است که بعد از روز سیزدهم دوباره کار و تلاش در سال جدید آغاز می شود (این هم که بیشتر از دلایل نحسی اش شد!)

شاید به همین دلیل است که برخی بازکنان فوتبال عدد 13 را برای خود انتخاب می کنند!

13 را حتی برخی مسلمانان هم نحس می دانند! در صورتی که روز تولد حضرت علی (ع) 13 رجب است و تعداد یاران حضرت مهدی (عج) بنا به روایاتی، 313 نفر

روز 13 را نحس می دانیم و به طبیعت پناه می بریم در حالی که هر روزی که در آن گناه نشود عید است (امام علی علیه السلام)

در قرآن جایی اشاره شده به آن: مردمی که پیامبرشان را مایه شومی می دانستند و خداوند می فرماید که مایه شومی نزد خداوند است (نمل-47) (و آن چیست جز اعمال شما؟) طائر در معنی عرب "بهره هر کس از شر بوده" یا همان نحسی آور خودمان.

و اما روزهای نحس هم ذکر شده:

«فَأَرسَلنا عَلَیهِم رِیحًا صَرصَرًا فِى أَیَّام نَحِسَات...; (فصّلت، 16) و یا ذکر شده که قرآن در شبی مبارک نازل شد.. خداوند از نحسی و مبارکی حوادث رخ داده در آن ها را مدّ نظر قرار می دهد و نه عدد و روز به خودی خود

 

در حقیقت یکی عقیده به جسم ظاهر است و دیگری به باطن و اصل آن

 

 

پی نوشت: با تشکر از مطالب سایت

http://www.ido.ir/a.aspx?a=1387011702

و

http://www.askquran.ir/showthread.php?t=17758

فایلی صوتی از شهید مطهری هم دراین سایت آمده:

http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=73065&MusicID=65363

[ شنبه ۱٤ فروردین ،۱۳۸٩ ] [ ۳:٤۸ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

وقتی با روزها سر و کار داریم انگار بسیار دیرتر و کند تر از آن می گذرند که در مواجهه با سال ها. لحظه های تلخ زندگی در لحظه دیر می گذرند و وقتی پس از سال ها به آن نگاه می کنیم انگار چه زود گذشته اند!

 

پی نوشت: از گفته های سریال "در چشم باد" به این جملات رسیدم

[ چهارشنبه ٢٦ اسفند ،۱۳۸۸ ] [ ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

تنها وقتی از بالا به کسی نگاه کن که بخواهی از زمین بلندش کنی

 

پی نوشت: فرستاده همکار عزیزم

[ چهارشنبه ۱٩ اسفند ،۱۳۸۸ ] [ ۱٠:۱۸ ‎ق.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

تجارت ماهی قرمز مدت هاست که در دوره زمانی ۱۵ اسفند تا ۱۵ فروردین شکل میگیرد تجارتی که محصول آن هیچ ریشه ای در تاریخ باستانی عید نوروز ایرانی ندارد .

۸۰ سال پیش به همراه ورودچای به ایران ماهی قرمز نیز که سمبل عید چینی ست به سفره های هفت سین مراسم عید نوروز ما وارد شد غافل از اینکه در عید چینی ماهی قرمز را رها میکنند تا زندگی جریان یابد و ما ماهی قرمز را اسیر تنگ بلورین میکنیم          تا همزمان با رشد سبزه های سفره هایمان و باروری زمین هر روز او را به مرگ نزدیک و نزدیک تر کنیم .

جالب است بدانید در هیچ کدام از مراسم سنتی مان در مورد نوروز ماهی قرمز جایگاهی ندارد در میان رسوم زرتشتی در سفره عید انار به نشانه باروری و عشق و یا سیب سرخ درون ظرف آب مقدس رها میشود تا عشق و باروری همچنان پاینده بماند. اگر ایرانی ها می دانستند که ماهی قرمز هیچ ریشه تاریخی در سفره هفت سین ندارد به جای پرداخت برای خرید و قتل ماهی های قرمز به بهانه عید، سیب قرمز یا انار را در آب رهامیکردند که ریشه در تاریخ این دیار دارد .

هر سال ایام عید ۵ میلیون قطعه ماهی میمیرند. ۵ میلیون قطعه ماهی قرمز به خاطر رنگ و لعاب سفره هفت سین، به خاطر هیچ و عجیب نیست اگر بدانیم در صورتیکه ایرانی ها از خرید ماهی قرمز منصرف شوند این تجارت سیاه روزی پایان خواهد یافت. عجیب نیست اگر باور کنیم سیب سرخ یا انار همان سرخی هفت سین ایرانی ست که ریشه در تاریخ چند هزار ساله سنت ما دارد .

عجیب نیست اگر تابلوی معروف هفت سین کمال الملک را در کاخ گلستان به تماشا بنشینیم و ببینیم که او نیز ماهی قرمز را میان سفره هفت سینش طراحی و نقاشی نکرده است.

 

فرستاده یکی از دوستانم

پی نوشت: یکی از دوستان عزیزم بیان کردن که ظاهراً هفت سین در ابتدا هفت چین بوده. برای ایشون سوال بود که ماهی قرمز ها که بالاخره می میرن و عمر زیادی نمی کنن. حالا چه اشکالی داره اگه یه رنگ و لعابی هم به سفره های ما بدن؟

باید بگم که: نگهداری اون ها در تُنگ باعث زجر کشیدن و مردنشونه.. خب آدم ها هم بالاخره می میرن..چرا سیگار نکشن؟ اگه دیده باشین همین ماهی های قرمز اگه تو شرایط خوبی مثل استخرها باشن چندین سال عمر می کنن..اما تو تُنگ های ما شاید یکی دو ماه..حداکثر یک سال!

 

 

[ یکشنبه ۱٦ اسفند ،۱۳۸۸ ] [ ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

جالبه که در فرهنگ اصطلاحات انگلیسی دو کلمه "Alone" و "Lonely" که هر دو در زبان فارسی به یک معنی، یعنی "تنها"، ترجمه می شوند، کاملا دو معنای متفاوت دارند.
کلمه "Alone" به معنی تنهایی فیزیکی و جسمانی هست، مثل زمانی که شما در خانه تنها هستید. اما کلمه "Lonely"  به معنای تنهایی روحی و عاطفی هست، مثل زمانی که شما در میان جمع احساس تنهایی می کنید.
اما یادمون یاشه که درست همون لحظه ای که این احساس رو داریم، یک "Alone"ای هست که حاضره "Loneliness" ما رو به هر قیمتی بخره.
.
.
.
کافیه فقط...

 

پی نوشت: دیشب فیلمی دیدم به نام "Mary and Max".. چقدر با این نوشته همراهه! نقدی خواهم نوشت بر فیلم در وبلاگ نقد فیلم 

از فرستاده های همکار عزیزم

دکتر رجبی

[ شنبه ۱٥ اسفند ،۱۳۸۸ ] [ ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

دیگران را ببخش

نه به این علت که همواره سزاوار بخششند
بلکه به این سبب که تو سزوار بخشودنی
زرتشت
پی نوشت: با تشکر از دکتر افسانه رجبی
[ شنبه ۸ اسفند ،۱۳۸۸ ] [ ٥:۱۳ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

آقای صانعی، از مراجع تقلید، درباره قمه زنی سخنانی ارائه نمودند که با دانسته های اندک خود لازم دیدم به آن پاسخ داده شود.

ایشان گفتند که این عمل چون از سر حس علاقه فراوان به  امام حسین (ع) انجام می شود و فرد قمه زن بدون فکر و اراده این کار را انجام می دهد نمی توان جلوی این کار را گرفت، ناصحیح نمی باشد و همچنین اگر در آن افراط نشود به وجود آورنده مفسده نیز نمی باشد و حتی برای برخی افراد دارای فوایدی است، از جمله بعضی چنانچه یک سال قمه نزنند دچار سر درد می شوند و ... ایشان در مقام مثال، برخورد حضرت زینب (س) پس از دیدن سر برادر بر بالای چوبه را عنوان کردند که از شدت حبّ برادر با زدن سر خود به چوبه، خون از سرشان جاری شد.

در پاسخ باید نکاتی را عرض کنم.

اولاً باید دید که آیا مثال یاد شده با قمه زنان شباهتی دارد یا نه. بر فرض درست بودن این روایت (که در آن و بسیاری دیگر از روایات گفته شده درباره کربلا به دلیل نبود راوی مطمئن و کشته شدن تمام مردان حاضر در حادثه عاشورا هنوز هم شک وجود دارد، گرچه سخنان حسین (ع) و یارانش مسلماً از جنس سخنان ما نیست و بسیار بزرگتر و برتر است) حضرت زینب پس از دیدن چوبه، سر خود را بر آن زد. سوال: آیا ایشان از قبل می دانست که با سر بریده برادر روبرو خواهد شد؟ آیا قصد ایشان از زدن سر بر چوبه ریختن خون از سر خود بوده؟ آیا یک نمونه درباره اقدام عملی به قصد صدمه به بدن در میان پیامبران و امامان ما وجود دارد؟ آیا می دانید هیچ سند محکمی بر درست بودن این روایت وجود ندارد و نویسنده این کتاب هم تایید نشده است؟ آیا عمل یک قمه زن که از قبل می داند چه می خواهد بکند (علم به عمل آینده و برنامه ریزی برای آن) و مانند قول آقای صانعی نیست که در آن حال و هوا نفهمد چه می کند و قمه بزند. و مهمتر از همه، آیا انجام عمل در دین اسلام بدون فهم صحیح است؟ خداوند در مورد خواندن او (نماز) می فرماید: "به خواندن من نزدیک نشوید مگر بفمید چه می گوئید". اصلاً کدام عمل با احساس صرف و بدون تعقل در اسلام و عمل آن وجود دارد؟ آیا دین احساسی همان اسلام طالبانی یا آمریکائی (در دو سوی افراط و تفریط) نخواهد بود؟

دوماً، آیا می دانید در روز عاشورا و تاسوعا چه تعداد زن و کودک به خیابان ها می آیند تا شاهد عزاداری باشند؟ و آیا می دانید از نظر روانشناسی تاثیر دیدن صحنه قمه زنی بر کودکان تا چه حد است؟ آیا می دانید ترس ناشی از این تصویر می تواند کودک امروز را تا پایان عمر دچار انواعی از ترس های ناخودآگاه کند؟

و نهایتاً آیا از مهمترین نعمت هایی که خداوند به بشر داده سلامتی نیست؟ آیا امکان بروز انواع آلودگی ها با این کار وجود ندارد؟ آقای صانعی معتقدند که خیر. می پرسم: چقدر می دانید که تا به حال موجب به خطر افتادن سلامتی نشده باشد؟

تعقّل و تعمّقی دوباره باید

پی نوشت: یکی از دوستان عزیز خواننده وبلاگ مطالبی را درج کردند که در اینجا عین مطالب + پاسخ به آن ها ارائه می شود:

1. هنوز یک مورد ثبت نشده که قمه زدن موجب مرگ یا بیماری شده باشد. حتی یک مورد. (بله. در دعواهایی که بر سر این موضوع و در برخورد های با قمه زنان که موجب ضرب و جرح شده آمار تلفات داریم.)
پاسخ: البته در ایران آمار به معنای والقعی وجود ندارد و تنها در مواردی مثل سرشماری می توان با تخمین نزدیکی معتبر دانست و به خصوص در چنین مواردی که مسلماً گزارشات موقنی وجود نخواهد داشت. با این حال، صدمه زدن به بدن، که حتی پس از مدتی بهبودی حاصل شود، از گناهان است.

2. از نظر پزشکی قمه زدن اگر موجب مرگ یا جراحت شدید نشود بسیار مفید است و باعث می شود خونهای آلوده در قسمت سر خارج شود و نوعی هجامت است و اصلا قابل مقایسه با اهدای خون که از رگ معمولی گرفته می شود نیست.

پاسخ: عموم پزشکان بر این باورند که قمه زنی می تواند باعث خونریزی ، عفونت های موضعی ،قطع شدن عروق و اعصاب ، احتمال شیوع بیماریهای عفونی همچون هپاتیت B و مننژیت ، ایجاد جوشگاه ناهنجار ( محل ترمیم زخم بد شکل ) ، احتمال بروز شوک ناشی از کم شدن حجم خون بدلیل خونریزی ، احتمال بروز آنمی ( کم خونی ) ، احتمال بروز کزاز و در موارد نادر بیماری هاری ، خطر احتمال ابتلا به عفونتهای پوست و استخوان ، تشکیل کانونهای چرکی داخل نسج مغز و ایجاد آبسه در اثر قمه زدنهای عمقی ، شکستگی استخوانهای جمجمه و فرو رفتگی آن و مرگ سلولی شود. با این حال اگر هم نشود، آیا به جای خون ریختن بیهوده که تنها منفعت آن برای خود است، بهتر نیست این خون به عنوان خون اهدا شده به سازمان های انتقال خون باشد تا بتواندجان بیماران را نجات بخشد؟ بله، فواید حجامت مثل اهداء خون نیست، اما کسی که قمه می زند مگر برای نفع خود قمه می زند؟! البته همه کارهای ما برای نفع شخصی ست اما اگر در چنین عملی که در حرام بودن یا نبودنش شک است حس خودخواهی هم باشد که دیگر هیچ...

3. اضرار به بدن در صورتی شرعا حرام است که ضرر ممتد و در دراز مدت داشته باشد. والا هر نوع اضراری را نمی توان حرام دانست مخصوصا در جایی که قصد عقلای همراه آن باشد. مثلا عمل جراحی هم اضرار به بدن است ولی قصدی عقلایی همراه آن است که آن را جائز می کند. حتی عمل های زیبایی که به هیچ وجه ضروری نیستند و ممکن است آثار و ضرر های مادام العمر داشته باشند که چون قصد عقلایی همراه آن است اضرار به بدن نمی دانند. و اگر به حکم حرمت اضرار بخواهیم استناد کنیم سینه زدن و زنجیر زدن و همان فعل حضرت زینب هم باید اضرار تلقی شود.  بر فرض که اضرار به نفس از نوع حرامش در مورد قمه زدن درست باشد ( که گفتیم درست نیست) از نظر فقهی می توان ثابت کرد که در خصوص اما در خصوص امام حسین (ع) این نحوه اضرار ها اگر هم حرمت کلی داشته باشد در این جا استثناست و در مورد عزاداری امام حسین جائز است.
پاسخ: موافقم! اما قمه زنی کجا و عمل عقلانی کجا.. آیا با یک عمل جراحی که با قصد قبلی و برای بازگرداندن سلامتی است اما آیا قمه زنی نیز چنین است؟ خیر! همان طور که گفته شد چنین رسمی در اسلام قدیم و سنت نیست و ابداعی ست مانند بسیاری ابداعات غلط دیگر. در مورد بدون تفکر بودن این عمل هم که توسط آقای صانعی بیان شد مطلبی را در متن اصلی اضافه کرده ام.

4. اگر مستمسک شما در حرمت دیدن خون توسط بچه ها باشد که واویلا... از فردا فتوا بدهیم هیچ مرغ و گوسفندی را در برابر بچه ها سر نبرید. دیدن این صحنه ها نه تنها مضر نیست بلکه حس ترس و هراس را از کودکی تعدیل می کند. بچه هایی که در محیط های پاستوریزه ی شهری و آپارتمانی بزرگ می شوند و اصلا مواجهه ای با صحنه های تلخ زندگی ندارند در بزرگ سالی انسانهایی بدون جسارت و شجاعت لازم خواهند شد. این صحنه به نحو بسیار فجیعش برای همه ممکن است اتفاق بیافتد. تصادف.زلزله.جنگ.وغیره همیشه در کمین همه هست. وکسانی که آمادگی دیدن چنین صحنه هایی را ندارند شجاعت لازم برای مقابله با پیامد های این اتفاقات را هم ندارند
پاسخ: از دید روانشناسی امروز و قرآن کریم اطفال در دیدن حرمت هایی دارند، چنانکه در قرآن درباره ورود آنان بدون اجازه  به اطاق پدر و مادر نیز توصیه و منع داریم. در عین حال روانشناسی امروز نیز بر این اساس است که دیدن تمام صحنه ها برای کودکان مجاز نیست و برخی باعث به وجود آمدن ترس هایی در آنان می شود که تا بزرگسالی باقی می ماند و ناخودآگاه آنان را تحت تاثیر قرار می دهد. تعجب می کنم که در آمریکا برای دیدن فیلم ها، شرایط سنی سختی وضع می شود و در ایران کودکان همپای بزرگسالان هر فیلم و سریالی را تماشا می کنند. آن ها از ما در برخی موارد مسلمان ترند!

5.تنها دلیلی که بر حرمت باقی می ماند که برخی فقها هم که فتوای به حرمت داده اند تنها به این دلیل بوده است مساله حکم ثانوی است. یعنی چون این مراسم فیلم و عکسش مورد سو استفاده قرار می گیرد و در کشور های غربی با تمسک به این مراسم شیعیان را انسانهایی وحشی می خوانند که حتی به بچه های خود و به بچه های خود و به خود  هم رحم نمی کنند به همین دلیل هر چند کلا دلیلی بر حرمت اولیه نداریم ولی به جهت مصالح زمانی فعلا حرام است.
خداوند می فرماید ای پیامبر هر چه تلاش کنی نمی توانی یهود و نصارا را از خود راضی نمایی مگر آن که از دین خود دست برداری و تابع دین آنها شوی
آنها به هر حال شیطنت خواهند کرد. در ایران تحریم شود در جای دیگر. این موضوع کلا کنسل شود موضوع دیگر . اگر به فکر آنها باشیم باید از همه چیزمان دست برداریم. تازه همیشه تاثیری که آنها می خواهند باقی نخواهد ماند . گاهی عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد. خود را فردی مسیحی و در کشوری مثل آمریکا فرض کنید. یک مسیحی جویای حقیقت. همه این تبلیغات را می بینید. و می بینید که از طرفی عکس حیوانی را نشان می دهند که به فرزند خود محبت می کند و از طرفی یک شیعه که کودک خود را در آغوش گرفته در حالی که فرق کودک و پدر هر دو شکافته و خون از فرق کودک جاریست. پشت همه این تبلیغات این پرسش به ذهن شما خواهد رسید که چه نیرویی پدری را واداشته که فرق خود و حتی عزیزترین کس خود یعنی کودک یکی دو ساله خود  که جگر گوشه ی اوست را این چنین بشکافد. او چه پیامی را می خواهد برساند و آن نیروی محرک قوی چیست. جرقه همین پرسش کافیست تا...
پاسخ: ای موضوع را (که البته تکمیل کننده مباحث بنده بود) قبول دارم.
با درود

 

اولاً عزاداری نیز مانند هر عمل دیگری در اسلام روش و سبقه ای دارد. در هیچ کجای تاریخ اسلام هم دلیل و مدرکی دالّ بر چنین روش عزاداری وجود ندارد و بین معصومین و پیروان زمان ایشان نیز رایج نبوده. رهبر انقلاب هم به عنوان استفتاء آن را ناپسند شمرده اند (1373) و توسط بسیاری از مراجع به عنوان بدعت در مراسم معمول و حرام و غیر مجاز شمرده شده است. دلایلی که بنده عنوان کردم از دید یک انسان دانشگاهی است که با توجه به اصول روانشناسی و از منظر علمی و عقلی بیان شده است
[ دوشنبه ٢٦ بهمن ،۱۳۸۸ ] [ ٦:٥٩ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

نگران این نباشیم که زندگیمان تمام می شود، نگران باشیم که نکند اصلاً زندگی را شروع نکنیم!

 

پی نوشت: به نقل از مجری یکی از برنامه های ماه رمضان پارسال که متفکر آن هم مشخص نیست. نقدی نوشتم بر فیلم "تنها دو بار زندگی می کنیم" که به تازگی اکران شده و شاید ربطی برای بازگشت ذهنم به جمله بالا بوده باشد.

[ جمعه ٢٧ آذر ،۱۳۸۸ ] [ ٥:٢٠ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

تصور فروید و امثال او از دین، فرآورده ذهن انسان است که به خاطر ملزومات زندگی اش به آن روی آورده و برای خود چیزی ساخته به نام "خدا". و چون وحی و غیب نیز از طریق علم انسان قابل اثبات و مشاهده نیست وجود ندارد.

از طرفی در مسیحیت نوین پدیده ای داریم به نام "پدر و پسر" که مراد خداوند و مسیح است.

این دو، سهم عمده ای از اعتقادات در مورد دین امروز جهان را تشکیل می دهند.

می دانید چرا سوره "توحید" تا این اندازه مهم است؟ چون به این دو بخش فراگیر در کنار مسائل دیگرپاسخی می دهد که برای آنان که به قرآن اعتقاد دارند نجات بخش است:

"لَم یَلِد وَ لَم یولَد"

نزائیده و زائیده نشده (نه به شکل مفهوم ظاهری آن و چه از نظر خلق شدن در فکر و ...)

[ جمعه ۸ آبان ،۱۳۸۸ ] [ ٩:٥٤ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

در یک واکنش شیمی طبق اصول لاوازیه وقتی یک سوی واکنش خود به خود به سمت دیگر حرکت می کند که به آزاد سازی انرژی بیانجامد. واکنشی که خود به خودی نباشد نیاز به انرژی خارجی برای پیشرفت دارد.

این اصل در زندگی طبیعی انسان ها نیز جاری ست. اگر امری فطری نباشد برای اجرایی شدنش نیاز به انرژی خارجی داریم. حال یک سوال:

آیا برهنه شدن خواست ذاتی زنان است؟

این روزها با بسیاری از عناوین جستجو در اینترنت به عکس های نیمه برهنه و برهنه زنان و دختران بر می خوریم. اما آیا به سبب گستردگی ظاهری، برهنگی یک امر فطری ست؟

البته نیاز به تجمل و زیبایی در نهاد زنان است، چنان که تمایل به دیدن بدن زن در وجود مرد وجود دارد. بحث در بد حجابی و بی حجابی موسوم ما هم نیست. مراد آنی ست که امروز به افراط -در برهنگی کامل- گرائیده..

"عورت" که متاسفانه بد معنا شده، هر چیز زیباست که در برملا شدنش اعتبار و ارزش کم می شود. چادر و پوشش امروز برای پوشاندن زشتی ها و عریانی برای زیبائی هاست!

در دیده شدن یا نشدن بدن و موی زنان نظریات بسیار است اما آنچه اغلب به آن قائلند رها کردن آنچه طبیعت به بار می آورد است. و بنابراین چنین پیش می آید. برخی معتقدند اینکه در بسیاری نقاط دنیا حجاب وجود ندارد باعث کاهش فسادهای مرتبط با نوامیس نیز می شود. البته با توجه به آمار موجود چنین امری صادق نیست. آمار زن آزاری و کشتن زنان با تجاوز در این کشورها نیز کم نیست. البته باید توجه داشت این آمار در کشورهایی مثل عربستان سعودی کمترین است. در ایران به دلیل جذابیتی که برخی زنان و دختران برای خود به وجود می آورند نیز این آمار بالاست. چرا؟

دیدن جزئی از زیبایی برای مردان، تلاش برای کسب همه آن را ایجاد می کند و چون در ذات زنان در اختیار گذاشتن مجانی نیست و مرد که برای رسیدن به هدفش حاضر به پرداختن بهایی نیست، به هر اقدامی دست می زند.. متلک و آزار شکل ابتدایی و تا برسد به.. حتی قتل! اگر مرد تنها زیبایی های چنین را در وجود همسرش (آرایش در خانه) ببیند، چگونه در جامعه به زنان بی آرایش دیگر نگاه کند؟ (توصیه اسلام)

- آدم و حوا زمانی که لباس بهشتی از تنشان افتاد شرمنده شدند..

- فروید و لکان، دو شخصیت تاثیر گذار علم روانکاوی (که بسیاری آنان را به اشتباه خواستار بی بند و باری جنسی می دانند) حجاب (نه به معنای دقیق دینی ما) را خواسته روانی ذاتی زن می دانند؛ وسیله ای برای نیازمند کردن و جذب بیشتر محبت جنس مخالف، بدون در اختیار بودن بی موهبت.

- خداوند در قرآن در مورد پوشش و برخورد زنان توصیه می کند: مبادا موجب برانگیختن نامحرم شود.

و همه این ها را هم کسی نداند.. اصلاً چرا برای این عکس ها و فیلم های مبتذل پول سرشاری خرج می شود؟ مگر نه این که امر ذاتی نیازی به خرج هزینه خارجی ندارد و به طور طبیعی توسط عامل به ظهور می رسد؟!

در قوانین نسبتاً مخفی فیلم سازان و بازیگران هالیوود قانونی به نام Non-nude clause وجود دارد که بازیگرانی چون "کرستن دانست" (بازیگر فیلم مرد عنکبوتی) در قرار داد خود تاکید می کنند که در صحنه های ملتزم به برهنگی کامل شرکت نمی کنند. الیشا کوتبرت -بازیگر کانادایی سریال 24- در پاسخ به مردانی که آنان را از دیدن بدن عریانش محروم کرده می گوید: "فکر می کنم با بازی و عملکردم چیز های زیادی به جامعه داده باشم، گمان نمی کنم نیازی به ارائه سینه هایم باشد!"

چاپلین بزرگ به دخترش می نویسد: "بگذار جسم تو مال کسی باشد که روحش را برای تو عریان کرده است"

خداوند زنان را به حفظ عورت ها و نگاه و مردان را به حفظ نگاه و عورت ها توصیه می کند. (سوره نور)

برهنگی زنان جز یک نیاز برآورده شده به خواست زور مردان نیست.

[ دوشنبه ۳٠ شهریور ،۱۳۸۸ ] [ ٢:٥۸ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

در روانکاوی و روانشناسی می گویند که انسان در هر صورتی تنهاست..

انسان ها در جمع می مانند و می گویند و سرخوشی می کنند شاید از تنهایی برهند اما...

این تنهایی جبران نمی شود مگر در رابطه با حقیقت درون؛ رابطه با خود و خدای خود که از رگ گردن نیز نزدیک تر است. تا امتحان نکنیم باورش کمی مشکل است..

28-6-1388

پی نوشت 1: رگ گردن جایی ست که خون به قلب وارد می شود، دروازه ورود به قلبی  که نماد جان انسان است

پی نوشت 2: نوشته هایی مربوط:

http://iranianmedia.blogspot.com/2009/09/blog-post_08.html

http://www.tebyan.net/religion_thoughts/articles/quranicarticles/2009/6/29/95779.html

[ شنبه ٢۸ شهریور ،۱۳۸۸ ] [ ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

وظیفه ما در قبال مظلومان جهان چیست؟

قرآن مجید: موسی هنگامی که کسی را دید که فریاد بر می آورد و دیگری به او ظلم می کند به حمایت از او برخواست

پیامبر اکرم: هرکس بشنود مسلمانی فریاد بر می آورد که مسلمانان به دادم برسید و به یاریش نشتابد مسلمان نیست

فردوسی طوسی: بنی آدم اعضای یکدیگرند    که در آفرینش ز یک گوهرند

                        چو عضوی به درد آورد روزگار         دگر عضوها را نماند قرار

اینکه برخی می گویند فلسطین مسئله ما نیست بر اساس کدام آموزه دینی یا انسانی ست؟

25-6-1388

[ چهارشنبه ٢٥ شهریور ،۱۳۸۸ ] [ ۸:٤٦ ‎ق.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

برخی به جای آنکه از عرش به فرش آیند، آن را به فرش می آورند.

اینگونه شبانه و بی نشان اجابت نیازمند می شوند و در عین زمامداری، زمام پیرزنی بیوه به گردن می آویزند و بنده خدا را حقّاً در جانشینی خدا درک می کنند. تلاش می کنند در دنیا تا حدّ توان؛ چاه های و باغات فراوان.. و شجاعت جنگ در راه حق. وقتی به قدرت رسند عدالت را بر رضای برادر و حبّ پست تر ترجیح می دهند و قطع زیاده خواهی و بازپس گیری به یغما برده ظالمان را به نهروان و جمل می خرند و مشتاق دیدار خداوند می مانند تا "فُزت و ربّ الکَعبه" را سر دهند.

مدت هاست علی را کشته ایم.. برای که.. یا بهتر بگویم چه گریه می کنیم؟ جز برای خود؟ که اگر علی اکنون نیز بود شاید همانی را می کردیم که پسر ملجم کرد..مگر تحمل عدالت بر من خو گرفته به ظلم آسان است؟

باور نمی کنم با چاه تنها از مردمان زمانه خود نالیده باشد..

"ای علی که جمله عقل و دیده ای

شمّه ای واگو از آنچه دیده ای"

چگونه بگوید از درکش از عالم حقیقت؟ جز با چاه.. که صدایش را به خود بازگرداند و بگوید: تنها جواب حقیقت خود اوست؟

19 و 21 شهریور 1388

[ شنبه ٢۱ شهریور ،۱۳۸۸ ] [ ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

در حدیث معصوم است که خواندن یک آیه قرآن در ماه رمضان برابر ختم قرآن است، یا خواب هم عبادت است و ...

و نیز در حدیث معصوم است که: یک ساعت تفکر بهتر از هفتاد سال عبادت است.

چگونه؟

در قرآن کریم آمده که: در حالی که نمی فهمید چه می گوئید خداوند را نخوانید

از موارد مؤثر در فهم عقلی، وضع جسمی ست. ثابت شده که خالی ماندن دستگاه گوارش باعث افزایش درک عقلی ست: "اندرون از طعام خالی دار، تا در او نور معرفت بینی". با روزه امکان تمرکز حواس و فهم بالاتر است و هرچه در آن فهم باشد ارزشش چندین برابر حالت بدون درک است. در کنار این باید توجه داشت اینکه چنان ارزشی بیان شده بیان امکان است نه وجوب.

نیز خواب در این ماه چون رفع خستگی برای آمادگی در تلاش آن درک است، جزئی از عبادت محسوب  می شود.

 آن تفکری که با عبادت مقایسه می شود، تفکری همراه اندیشه است در برابر عبادتی بدون تفکر. انتخاب مسیر درست برتر از مدت های طولانی قدم زدن در راهی ست که به مقصدی نمی رسد.

دکتر شریعتی می گوید: دوست دارم در خیابان با کفش هایم راه بروم و به خدا فکر کنم تا اینکه در مسجد باشم و به کفش هایم فکر کنم.

پی نوشت1: هفتاد عددی رایج در زبان عرب برای بیان مقدار زیاد است.

پی نوشت 2: برای خواندن مطالبی دیگر درباره فواید روزه و روزه داری مفید به این پیوند مراجعه کنید:

http://mahdivazirian.iranblog.com/

 

18-6-1388

[ سه‌شنبه ۱٧ شهریور ،۱۳۸۸ ] [ ٦:٠٢ ‎ق.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

جبر آنی ست که ما را فرا گرفته بی آنکه خواسته باشیم؛ والدین، ژنتیک، افراد اطراف، غرایز، محیط رشد، حوادث پیش رو و ...

اختیار تصمیمی ست که در قبال این محیط می گیریم

و

"خداوند هیچکس را بیش از توانش تکلیف نمی کند"

١۴-۶-١٣٨٨

[ شنبه ۱٤ شهریور ،۱۳۸۸ ] [ ۱:۱٧ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

روح خود را از درون به آتش می کشد. می بینی! زبانه هایش را بر زبان سرخم؟

سحر ولد بیگی

[ سه‌شنبه ۱٠ شهریور ،۱۳۸۸ ] [ ٢:٤٥ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

مرد جوانی از سقراط پرسید راز موفّقیت چیست. سقراط به او گفت، "فردا به کنار نهر آب بیا تا راز موفّقیت را به تو بگویم." صبح فردا مرد جوان مشتاقانه به کنار رود رفت..
مرد جوانی از سقراط پرسید راز موفّقیت چیست. سقراط به او گفت، "فردا به کنار نهر آب بیا تا راز موفّقیت را به تو بگویم." صبح فردا مرد جوان مشتاقانه به کنار رود رفت..
سقراط از او خواست که به سوی رودخانه او را همراهی کند. جوان با او به راه افتاد. به لبهء رود رسیدند و به آب زدند و آنقدر پیش رفتند تا آب به زیر چانهء آنها رسید.
ناگهان سقراط مرد جوان را گرفت و زیر آب فرو برد. جوان نومیدانه تلاش کرد خود را رها کند، امّا سقراط آنقدر قوی بود که او را نگه دارد. مرد جوان آنقدر زیر آب ماند که رنگش به کبودی گرایید و بالاخره توانست خود را خلاصی بخشد.
همین که به روی آب آمد، اوّل کاری که کرد آن بود که نفسی بس عمیق کشید و هوا را به اعماق ریه فرو فرستاد. سقراط از او پرسید، "زیر آب که بودی، چه چیز را بیش از همه مشتاق بودی؟" گفت، "هوا."
سقراط گفت، "هر زمان که به همین میزان که اشتیاق هوا را داشتی موفقیت را مشتاق بودی، تلاش خواهی کرد که آن را به دست بیاوری؛ راز دیگری ندارد."

[ یکشنبه ۱۸ امرداد ،۱۳۸۸ ] [ ۱:۳۱ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

"یک نفر می آید

استوار و راسخ

از افق می آید

موج سبز علمش تا فراسوی نور

پرتو شادی هاست

چشم ها در انتظار قدمش که بیاید از راه

قلب ها در طپشند

و زمان تنگ تر از واژه ی تنگ

من دلم می خواهد

آن زمان من باشم

و ببینم با چشم

 رویش لبخند را

بر لبان هر کس

که ز هر گوشه دهر

رنجشی داشته است

و ببینم با چشم

رویش مظلومان

و ببینم با چشم

آیه ی صبح ظفر را که تماشاگه ماست

تو چرا دلتنگی؟

تو چرا غمگینی؟

یک نفر می آید

نوشته اند چو بیاید تمام غم بزداید

نوشته اند چو بیاید ترانه ای بسراید

خدا کند که بیاید"

سراینده: نامعلوم.. اگر کسی دانست برایم بنویسد

 

[ شنبه ۱٧ امرداد ،۱۳۸۸ ] [ ۸:٢۳ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

امام سجاد علیه ‏السلام می فرمایند:

وَ الذُّنُوبُ الّتى تُنزِلُ النِّقَمَ عِصیانُ العارِفِ بِالبَغىِ وَ التَطاوُلُ عَلَى النّاسِ وَ الاِستِهزاءُ بِهِم وَ السُّخریَّةُ مِنهُم

گناهانى که باعث نزول عذاب مى‏شوند، عبارت‏اند از: ستم کردن شخص از روى آگاهى، تجاوز به حقوق مردم، و دست انداختن و مسخره کردن آنان.

معانى الاخبار ، ص 270

[ شنبه ۳ امرداد ،۱۳۸۸ ] [ ۱٢:٠٩ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

انسان در تاریخ گم‌ شده است و در آینده پیدا می‌شود.

تاریخ جریان همایش انسان است و جریانی برای رسیدن به دنیای واحد انسانی و در عین واحد بودن بزرگ و فراگیر است.

 انسان متعلق به همه عالم است و همه عالم متعلق به انسان است.

انسان‌ها به سرعت به هم نزدیک می‌شوند و در این فضا است که مردم می‌خواهند آثاری را در مقیاس جهانی ثبت کنند به این معنا که این آثار متعلق به جهان است. منطق منشور ملل متحد نیز غیر از این نیست.

در مقام ابلاغ پیام انسانی مرز نمی‌شناسیم مومن یا کافر نمی‌شناسیم اینکه پیرو کدام فرقه است نمی‌شناسیم آیا در جامعه اسلامی همه اندیشه‌ها یکسان است؟ به قول بعضی‌ها، بعضی مسلمان‌ها از نظر مبانی فکری شاید از ما دورتر باشند. در این سیر حرکتی که به جلو می‌آییم انسان است که به انسان نزدیک می‌شود.

تاریخ را نگاه کنید: آیا پیامبر برای انتقال پیامش به کسی زور گفت؟ کسی را مجبور کرد؟ به تمام نمازهایی که خوانده‌ام قسم می‌خورم، منطقی که صف‌بندی می‌کند باطل است، باطل است، باطل است. 

فلسفه آفرینش با قیام حضرت مهدی (عج) محقق می‌شود.

منطق مهدویت منطق تحمیل خودمان به دنیا نیست. اینکه کسی که این منطق را می‌پذیرد مثل من باید بشود خطای آشکار است. همه "ما" باید بشویم. حضرت مهدی متعلق به همه دنیاست و با همگان گفت‌وگو می‌کند. جنگ و خونریزی برای امام زمان نیست امام زمان زیباست و زیبایی‌ها با کسی جنگ ندارند این جنگ که قبل از ظهور امام زمان مطرح می‌شود جنگ بین مردم و نامردم است و این جنگ‌ها مقدمات ظهور حضرت است.

[ چهارشنبه ۳۱ تیر ،۱۳۸۸ ] [ ٤:٠٦ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

به خود فکر کن... و درست که بیندیشی.. تنها دیگران را می بینی
نويسندگان
لینک دوستان
صفحات اختصاصی
پيوندهای روزانه
امکانات وب
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت