کلمه
 
جدا کردن "گوینده" از "گفته" کاری بزرگ، لذت بخش و تکامل دهنده است
کافی ست امتحان کنید!
علی (ع) می فرماید: بنگر "چه" می گوید، نه اینکه "که" می گوید.
[ جمعه ٢ اسفند ،۱۳٩٢ ] [ ۸:۱٦ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

به تقدیر هر انسان دو چیز بسته اند؛

غم

و تنهایی

 

به شادی مکوش.. که غم، زنجیر ناگسستی و در خفا شیرین توست؛ برای رهایی از قید تن

و تلاش بیهوده در رساندن معنا به دیگری مکن.. که به گوش هیچکس نرسد، تمام آنچه روح تو خواهد گفت..

[ دوشنبه ٢۸ بهمن ،۱۳٩٢ ] [ ٥:۱٦ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

کسی که نمی تواند کار درست را انجام دهد

معمولا کار غلط را بزرگ انجام می دهد

[ پنجشنبه ٢۳ آبان ،۱۳٩٢ ] [ ٥:٤۱ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

روزگاری محاسن بود و امروز برداشتنش شده اصلاح!

چه بازی کرد فرهنگ غرب با ما..

اسمش صفت بود.. نه حتی صفت تفضیلی که به زنان بربخورد.. حُسن بود.. (و حسن زنان عفت بود)، از آن هایی که اغلب را راهی برای دارا بودنش بود و نه مثل جمال ظاهر که به دست اجداد است..

ببین چگونه آنچنان چرخانده اند ما را به دور خود که از گیجی نفهمیدیم اسمش در نهان معایب شده و تراشیدنش؛ اصلاح!

[ جمعه ٢٦ مهر ،۱۳٩٢ ] [ ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

با ساپورت و شلوار برمودایی و شبه چنگ خورده و ... مشکل داریم خب داشته باشیم.. درست

به شخصه با خیلی از این وارداتی های نامتجانس با فرهنگمان مشکل عمیق دارم

اما نفرت ها را محدود کنیم به ریشه مشکلات.. به معرفی کنندگان این کالاها و خود اجناسشان.. وگرنه بسیاری از استفاده کنندگان از این ها واقعا از ضررهایش غافلند..

این ها انسانند.. نه مثل خیلی از بانیان آن اجناس..

این ها امکان تغییر دارند.. و حتی شاید از من و شما هم در پیش خداوند مقرب تر باشند..

اداره ی نفرت کار سخت، هنرمندانه، هوشمندانه و زیبایی ست...

[ جمعه ٢٦ مهر ،۱۳٩٢ ] [ ۱٢:٤۱ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

یه حرفی هست که میگن آخه اون شیش میلیارد آدم دنیا (غیر مسلمون) دارن اشتباه می کنن و فقط ما درست میگیم؟
اولا شباهت آدما بسیار زیاده..
ثانیا در موارد غیر مشترک اعتقادی هم..
اسرائیلی ها خیلی از این حرفام کمترنا..ولی میگن فقط ما! پس ما که یه میلیاردیم کمم نیستیم..
ثالثا..مگه به تعداده؟ اگه هست که در هر موقعیتی اقلیت بیخود میگن که!
رابعا..ماهی مرده نمی تونه خلاف جهت آب شنا کنه..(البته گاهی لازمه ماهی همراه آب بشه)..اما خودشه که تصمیم می گیره چی درسته چی غلط..به عهده آب نمیذاره!

[ یکشنبه ۱ بهمن ،۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٠٦ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

برای بعضی ها پیشرفت یعنی هر روز بی قید تر شدن..
وقتی قید هایت را بیشتر کردی، راه پیشرفت را می بینی
مرتاض ها به نوعی با سخت گیری بر جسم توانایی های خود را بروز می دهند و عارفان با پرهیزگاری معنوی به شهود می رسند

[ چهارشنبه ۱٩ مهر ،۱۳٩۱ ] [ ۱:۳٩ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

آنکه به دنبال حقیقت است دیر به آرامش می رسد

اما وقتی رسید...

[ یکشنبه ٢ مهر ،۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

در آیات آیت الکرسی نکات خیلی جالبی هست که یکیش درباره جبر و اختیار از زبان خود خداونده:

"یعلمُ ما بَینَ ایدیهم و ما خَلفَهم"..

کاری که داری می کنی رو می بینه و کارای گذشته ت رو هم می دونه.. نمیگه اونچه آینده هم می کنی رو می دونم.. اگه بدونه که می شه جبر!

اونوقت برخی میان می گن که خدا آینده ما را می دونه! خود خدا همچین چیزی نمیگه اون وقت اونا..!

خیلی جای کار داره این آیت الکرسی.. خیلی باهاش حال می کنم!

[ دوشنبه ۱٤ شهریور ،۱۳٩٠ ] [ ٢:٤۱ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

روزی می رسد که مثل بسیاری به این نتیجه می رسی که تنها به خودت فکر کنی

آن روز روز مرگ توست، چون همه شان

و اگر زنده ماندی..

بهشت گوارایت باد!

[ یکشنبه ٢٤ بهمن ،۱۳۸٩ ] [ ٤:۳٤ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

چپ و راست باید بزنی تو گوش نفس و افسارشو بکشی و هش ش بدی! رستگاری که الکی نیست!

[ دوشنبه ٤ بهمن ،۱۳۸٩ ] [ ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

 شانس وجود دارد؟
با آن تفسیری که در ذهن اغلب ماست، از دید خداوند، خیر؛

"هیچ مصیبتی برایتان روی نمی دهد مگر در کتابی نوشته شده" (حدید-٢٢)
و با چه وسیله و علتی چنین نوشته شده؟

"برای انسان جز سعیش نیست
و-نتیجه- تلاشش را خواهد دید" نجم (٣٩ و ۴٠)

معادل شعر: هر چه کنی به خود کنی، گر همه نیک و بد کنی

[ شنبه ۱۸ دی ،۱۳۸٩ ] [ ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

دلم را شادی های مستانه می خشکاند
زندگی برای درد کشیدن است از فراق
لذت بردن است از احساس نزدیکی و رسیدن
روحم می خراشد در این جشن های خانگی پوچ

[ شنبه ۱۱ دی ،۱۳۸٩ ] [ ۳:۱٧ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

هر توهینی که به تو شد، رهایش نکن، این ها می ماند در دلت و ناخودآگاه ضرر های بسیاری بر روانت می گذارد

سریع خودت را منصفانه تحلیل کن

اگر حقت بوده که اصلاح کن

اگر حقت نبوده که خب نبوده!

[ دوشنبه ٦ دی ،۱۳۸٩ ] [ ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

بیشتر که بخوانی، بفهمی، یا لااقل احساس کنی که می فهمی، از دنیای آدم های امروز دورتر و دور تر می شوی

هر چه بیشتر در خود غرق شوی، کمتر به ساحل دیگران توجه می کنی، نه به این معنا که فراموششان کنی، که دردهای مشترک را می بینی و بر دوری انسان ها اشک می ریزی، دیگر نمی خندی، چونان علی (ع)

[ دوشنبه ٦ دی ،۱۳۸٩ ] [ ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

وقتی با روزها سر و کار داریم انگار بسیار دیرتر و کند تر از آن می گذرند که در مواجهه با سال ها. لحظه های تلخ زندگی در لحظه دیر می گذرند و وقتی پس از سال ها به آن نگاه می کنیم انگار چه زود گذشته اند!

 

پی نوشت: از گفته های سریال "در چشم باد" به این جملات رسیدم

[ چهارشنبه ٢٦ اسفند ،۱۳۸۸ ] [ ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

تنها وقتی از بالا به کسی نگاه کن که بخواهی از زمین بلندش کنی

 

پی نوشت: فرستاده همکار عزیزم

[ چهارشنبه ۱٩ اسفند ،۱۳۸۸ ] [ ۱٠:۱۸ ‎ق.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

جالبه که در فرهنگ اصطلاحات انگلیسی دو کلمه "Alone" و "Lonely" که هر دو در زبان فارسی به یک معنی، یعنی "تنها"، ترجمه می شوند، کاملا دو معنای متفاوت دارند.
کلمه "Alone" به معنی تنهایی فیزیکی و جسمانی هست، مثل زمانی که شما در خانه تنها هستید. اما کلمه "Lonely"  به معنای تنهایی روحی و عاطفی هست، مثل زمانی که شما در میان جمع احساس تنهایی می کنید.
اما یادمون یاشه که درست همون لحظه ای که این احساس رو داریم، یک "Alone"ای هست که حاضره "Loneliness" ما رو به هر قیمتی بخره.
.
.
.
کافیه فقط...

 

پی نوشت: دیشب فیلمی دیدم به نام "Mary and Max".. چقدر با این نوشته همراهه! نقدی خواهم نوشت بر فیلم در وبلاگ نقد فیلم 

از فرستاده های همکار عزیزم

دکتر رجبی

[ شنبه ۱٥ اسفند ،۱۳۸۸ ] [ ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

دیگران را ببخش

نه به این علت که همواره سزاوار بخششند
بلکه به این سبب که تو سزوار بخشودنی
زرتشت
پی نوشت: با تشکر از دکتر افسانه رجبی
[ شنبه ۸ اسفند ،۱۳۸۸ ] [ ٥:۱۳ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

گاهی جایی که تو ایستاده ای زندگی نیست

و جایی که زندگی می کنی ایستادن معنا ندارد

اینجاست که هجرت معنا می یابد

و خداوند در جای جای قرآن از ما می پرسد: چرا در چنین شرایطی ماندی؟

27-11-1388

سالروز هجرت پیامبر از مکه به مدینه

 

پی نوشت:

هجرتی عظیم باید...
از "خود" .........به........"خود"
و گاهی میان این دو "خود"،
به اندازه "خدا" فاصله است.

از دکتر افسانه رجبی

[ سه‌شنبه ٢٧ بهمن ،۱۳۸۸ ] [ ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

معصوم فرمود: "تَخَلّقوا بِاَخلاقِ ا..." (به اخلاق خداوند درآئید)

این چگونه با انسان بودن و محدود بودن ما در برابر بزرگی و بی نیازی خداوند قابل تطبیق است؟

خداوند در قرآن خطاب به یک توانگر می فرماید: "اَحسِن کَما اَحسَنَ الله اِلَیک" (همانگونه که خدا به تو نیکی کرده، نیکی کن)

او در بسیاری از موارد از گناهان ما چشم می پوشد.. از خطای دیگران چشم بگذر،

عیب های تو را می پوشاند..غیبت دیگران مکن،

در موارد لازم بر کافران (نادیده انگاران) خشم می گیرد..در برابر آنان که در برابر حق می ایستند مقاومت کن،

بخشنده است..به دیگران ببخش

و ...

اینگونه است که انسان با همه محدودیت هایش در جای خود "خدایی" می شود.

26-8-1388

 

[ شنبه ٢٤ بهمن ،۱۳۸۸ ] [ ٢:۱٩ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

در دنیا برای رهایی از بار درونی احساسات و گناهان چهار کار می کنند:

1- صحبت با یک شخص مورد اعتماد؛ به او می گویند "سنگ صبور"

1- در نظر روان کاوان این گفته ها به یک "روانکاو" گفته می شود و او به طور مستقیم یا با اشاره راه را به تو نشان می دهد تا به درک حقیقت ها و آرامش برسی

2- در بین مسیحیان "اعتراف" به گناهان در حضور یک کشیش (یا در صورت بزرگ بودن گناه در حضور اسقف اعظم)

3- در دین اسلام با انواع "دعا" و مناجات با خداوند

*به ظاهر هر سه نوع اعتراف و گفتن باعث کاستن آلام درونی و آنی ست که به آن سبک شدن می گویند.

علی (ع) می فرماید: افشای سختی های زندگی به دیگران موجب خواری ست. چرا؟

دو ظرف داریم با گنجایشی خاص. درد درونی یا احساس غلیان یافته یک انرژی نهفته در روح شخص گوینده است که باید منتقل شود و گوینده به سکون و آرامش برسد.

اعتراف در مسحیت راهی برای بخشیده شدن نیز محسوب می شود. علی (ع) می گوید: " وَ لِسانی مُعتَرِفٌ بالذّنوب" که همان اعتراف است اما در پیشگاه خدا (یونس (ع) پس از گناهش گفت :" سُبحانکَ انّی کُنتُ مِنَ الظالِمین") . و همچنین راه بازگشت و بخشیده شدن را با این کافی نمی داند؛ باید حقوقی را که ضایع کرده ای نیز جبران کنی.

در اعتراف یا درد دل اگر حجم این دو ظرف حداقل یکسان نباشد انتقال انرژی به درستی انجام می پذیرد؟

عوارض عدم انتقال کامل انرژی درون چیست؟

18-9-88

پی نوشت: با تشکر از وبلاگ نویس و دوست عزیزم در "ایستگاه" به سبب ایجاد جرقه این مطلب و همچنین همراه روحانیم "آرامش" در انتقاد سازنده نسبت به این نوشته

[ چهارشنبه ۱۸ آذر ،۱۳۸۸ ] [ ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

اصطلاحی جا افتاده به نام "سرنوشت"

آنچه از آن برداشت می شود بر دو نوع می تواند باشد:

1- چیزی که از ابتدا  برای انسان در نظر گرفته شده، که بر مبنای آن اتفاقات زندگی شکل می گیرد (می توان به این تفسیر "ته نوشت" هم گفت)

2- آنچه در ابتدا برای انسان در نظر گرفته شده، مانند والدین ( و به تبع آن ژنتیک، محل تولد و محل رشد و محیط اطراف)

عده ای تفسیر اول را قبول دارند و عده ای (از جمله من) دومی را.

چرا دومی؟ با استناد به آیات قرآن به این مسئله پاسخ خواهم گفت و در چند روز این بحث را کامل می کنم.

دلیل اول: "تلاش": "برای انسان جز تلاشش چیزی به دست نمی آید" (نجم-53)

اگر همه چیز مشخص است، تلاش برای چه؟ بهتر است بنشینیم تا هر چیز در جای خود اتفاق بیفتد چون کاری از ما ساخته نیست.

دوم: "پشیمانی": حضرت آدم (ع) پس از هبوط پشیمان شد و توبه کرد.

چرا وقتی چیزی در اختیار انسان نیست از آن پشیمان شود؟ بگوید: خدایا تو خواستی و برایم نوشنی و چاره ای جز این نبود!

سوم: "اختیار": "و بگو: حق از پروردگارتان [رسیده‏] است. پس هر که بخواهد بگرود و هر که بخواهد انکار کند" (کهف-29)

چهارم: "عدالت": به عنوان یکی از صفات خداوند. جور در میاید که همه اتفاقات زندگی مشخص باشد و بر اساسا آن ها محاکمه شویم؟

 پنجم: "تغییر در زندگی": "خدا قومی را تغییر نمی دهد مگر آنکه خود اوضاع خود را تغییر می دهند". اینکه خداوند خود را از تغییر دادن وضع زندگی ما کنار کشیده اند خود نکته بسیار مهمی در اثبات وجود اختیار و توانایی برای تعیین وضع زندگی ست.

اما منظور از این آیات چیست؟ "و تا خدا نخواهد، [شما] نخواهید خواست قطعاً خدا داناى حکیم است‏" (انسان-30) یا: "هر که را بخواهد گمراه می کند و هر که را بخواهد هدایت خواهد کرد"

یعنی اختیار و جبر انسان هر دو از جانب خداوند قرار داده شده، خواست تا شما دارای اختیار در برخی موارد باشید.

اعتقاد به اختیار تام، نشانه فراموشی قدرت خداوند و  اعتقاد به جبر مطلق نشانه نادیده گرفتن عدالت اوست.

 دوستی می گفت در علوم قطعیت نداریم. و می گفت علم پیش بینی وجود داره (مثالش کنفسیوس)

گفتم:در علوم الهی اگر با منابع درست باشه قطعیت هست چون حقیقت علمه نه حدس و گمان و دیده پر اشتباه ما. ما فقط در علوم تجربی قطعیت نداریم چون بر اساس تجربه ست و تجربه انسانِ محدود هم بی انتها. دلایل تغییر مسلمه و می شه بر این اساس آینده رو دید. برای همین علی (ع) می فرماید از تاریخ درس بگیرید و خداوند فرمود "سیروا فی الارض" چون قوانین خداوندی ثابته و اگر چنین کنی چنان خواهد شد: "و لا تبدیل لسنته ا..." اما اون پیشگویی که من قبول ندارم اینه که بدون در نظر گرفتن شرایط مکانی و زمانی و امکان رخداد مسائل گوناگون بگوییم چنان خواهد شد. این مساوی جبره و کار خداوند بر مبنای اختیاره بر انسان. پیامبر (ص) می فرمود "من از قدم بعدی نیز اطلاع ندارم که بر کجا خواهم گذاشت" 

[ چهارشنبه ٤ آذر ،۱۳۸۸ ] [ ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

در آیه 88 سوره هود:

شعیب (ع) می گوید: من نشانه هایی از پروردگارم دیده ام - که به آن ها ایمان دارم-

                             و: برای اصلاح کار شما آمده ام

پایبندی به اصولی راسخ (اصول گرایی)

و اصلاح  در شرایط انحراف (اصلاح طلبی)

١۴-٧-١٣٨٨

[ سه‌شنبه ۱٤ مهر ،۱۳۸۸ ] [ ۳:۳٦ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

نقش پدر و مادر در آینده فرزندان چقدر است؟ با توجه به این ها زیاد!

خانواده بد--> ایجاد ترس یا خشونت

ترس--> دو رویی و دروغ

خشونت--> جرم و جنایت

پس نقش خود فرزندان کجاست؟

خداوند در جای جای قرآن موردی را که مستثنی کرده است نوع تفکر است: تو مختاری. و آنچه تصمیم می گیری و انتخاب می کنی باید بر اساس عقل و فطرت خودت باشد، نه پدر و مادرت. اینگونه حتی انتخاب اصول دین نیز تقلیدی نیست تا بر اساس انتخاب، آگاهی و ایستادن بر سر منتخب باشد.

به اهمیت احترام به والدین بارها در قرآن اشاره شده. اما آیا در هر صورت باید از آنان اطاعت کرد؟ نه! هر کجا که از راه عقل و فطرت سلیم به دور بودند از آن ها اطاعت نکن.

اینگونه است که پسر نوح پیامبر بدکار می شود و پسر یزید بن معاویه صالح١. این ها مثالند، پس می شود! هر چند سخت است!

١ از این مثال ها فراوانند

١٣-٧-١٣٨٨

[ شنبه ۱۱ مهر ،۱۳۸۸ ] [ ٤:۱۳ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

ما از درون به بیرون می نگریم، پس دیگران گناهکارند، و هر چه در ما بگذرد، انگار خوب..

اگر یاد بگیریم زندگی را دقیق ببینیم، بسیاری از عیب های دیگران، به نحوی در ما هم هست

اگر زیاد دقت کنیم، ما از همه بدتریم!

 

پی نوشت (فرستاده همکار گرامیم؛ دکتر رجبی): یادمون باشه فقط وقتی حق داریم از راه رفتن کسی ایراد بگیریم که چند قدم با کفش های اون راه رفته باشیم

29-3-1387

[ پنجشنبه ٢ مهر ،۱۳۸۸ ] [ ۱٢:٢٦ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

وظیفه ما در قبال مظلومان جهان چیست؟

قرآن مجید: موسی هنگامی که کسی را دید که فریاد بر می آورد و دیگری به او ظلم می کند به حمایت از او برخواست

پیامبر اکرم: هرکس بشنود مسلمانی فریاد بر می آورد که مسلمانان به دادم برسید و به یاریش نشتابد مسلمان نیست

فردوسی طوسی: بنی آدم اعضای یکدیگرند    که در آفرینش ز یک گوهرند

                        چو عضوی به درد آورد روزگار         دگر عضوها را نماند قرار

اینکه برخی می گویند فلسطین مسئله ما نیست بر اساس کدام آموزه دینی یا انسانی ست؟

25-6-1388

[ چهارشنبه ٢٥ شهریور ،۱۳۸۸ ] [ ۸:٤٦ ‎ق.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

در حدیث معصوم است که خواندن یک آیه قرآن در ماه رمضان برابر ختم قرآن است، یا خواب هم عبادت است و ...

و نیز در حدیث معصوم است که: یک ساعت تفکر بهتر از هفتاد سال عبادت است.

چگونه؟

در قرآن کریم آمده که: در حالی که نمی فهمید چه می گوئید خداوند را نخوانید

از موارد مؤثر در فهم عقلی، وضع جسمی ست. ثابت شده که خالی ماندن دستگاه گوارش باعث افزایش درک عقلی ست: "اندرون از طعام خالی دار، تا در او نور معرفت بینی". با روزه امکان تمرکز حواس و فهم بالاتر است و هرچه در آن فهم باشد ارزشش چندین برابر حالت بدون درک است. در کنار این باید توجه داشت اینکه چنان ارزشی بیان شده بیان امکان است نه وجوب.

نیز خواب در این ماه چون رفع خستگی برای آمادگی در تلاش آن درک است، جزئی از عبادت محسوب  می شود.

 آن تفکری که با عبادت مقایسه می شود، تفکری همراه اندیشه است در برابر عبادتی بدون تفکر. انتخاب مسیر درست برتر از مدت های طولانی قدم زدن در راهی ست که به مقصدی نمی رسد.

دکتر شریعتی می گوید: دوست دارم در خیابان با کفش هایم راه بروم و به خدا فکر کنم تا اینکه در مسجد باشم و به کفش هایم فکر کنم.

پی نوشت1: هفتاد عددی رایج در زبان عرب برای بیان مقدار زیاد است.

پی نوشت 2: برای خواندن مطالبی دیگر درباره فواید روزه و روزه داری مفید به این پیوند مراجعه کنید:

http://mahdivazirian.iranblog.com/

 

18-6-1388

[ سه‌شنبه ۱٧ شهریور ،۱۳۸۸ ] [ ٦:٠٢ ‎ق.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

خداوند در قرآن به پیامبر (ص) فرمود: برای یادآوری (ذکر) آمدی

و نیز فرمود: ما به هر کس خوب و بدش را الهام کردیم

معنای "انسان" فراموش کار است

کار ما جز یادآوری خوبی های ودیعه گذاشته مان است؟

10/6/1388

[ سه‌شنبه ۱٠ شهریور ،۱۳۸۸ ] [ ۳:٢٥ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

فکر کردن به اینکه: وای..! خدایا چقدر ناسپاسی کرده ام و گناه و تو مرا بخشیده ای و رسوایم نکرده ای.. و اینکه آرزو دارم مرا در دنیای دیگر ببخشی، باعث بخشیدن دیگران می شود. و لذتی که این مبادله دارد وصف ناپذیر است.

5/3/1387

[ دوشنبه ٩ شهریور ،۱۳۸۸ ] [ ٧:٥٧ ‎ق.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

بسیاری از حرکات و کارهای ما بر حسب عادت است. اگر سعی کنیم تمام حالات را خودآگاه و ارادی کنیم، بسیاری از لحظات مرده خود را به زندگی تبدیل کرده ایم!

17/11/1386

[ شنبه ۳۱ امرداد ،۱۳۸۸ ] [ ٥:٥۸ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

در آرامش و سکون، دعا کردن عمق بیشتری دارد

این را به تجربه دریافته ام

شاید برای همین است که در Meditation یا یوگا چنین حالتی داریم

8 شب- 29/10/1386

[ پنجشنبه ۱٥ امرداد ،۱۳۸۸ ] [ ٦:٠۸ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

احتیاجی به روانکاوی فرد نداریم تا بدانیم در گذشته به او چه گذشته که حالا این طور شده

خود من اگر بنشینم و خودم را روی کاغذ بیاورم؛ من چنین هستم: ...  و بعد سعی کنم این خود فعلی ام را در جهت مثبت تغییر دهم،

این همان چیزی است که روانکاو در نهایت می خواهد به آن برسد

7 عصر- 29.10/1386

[ پنجشنبه ۱٥ امرداد ،۱۳۸۸ ] [ ٦:٠٢ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

به خود فکر کن... و درست که بیندیشی.. تنها دیگران را می بینی
نويسندگان
لینک دوستان
صفحات اختصاصی
پيوندهای روزانه
امکانات وب
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت