کلمه
 

دلیل اینکه برخی عالمان و هنرمندان علم و هنرشون رو در اختیار دیگران قرار نمیدن چیه؟

- جلوگیری از زیاد شدن و کم ارزش شدن موضوع؟

-تلاش برای سپردن به دست فرد لایق (قدر زر، زرگر شناشد، قدر گوهر، گوهری)؟

هر چه که هست..

باید توجه کرد که: حصول علم یا هنر، بخشی به تلاش ما و بخش بسیار بزرگتری از آن به عوامل درونی (ژنتیک) و وجود شرایط محیطی ایده آل برای رشد و پرورش استعداد ما بستگی داشته که خارج از اختیار ماست.

در قرآن داریم:

نیکی کن به بندگان خدا، چنانکه خدا به تو نیکی کرده است (بقره؛ 77)

و علی (ع) نیز می فرماید: زکات علم نشر آن است

[ دوشنبه ٢۸ بهمن ،۱۳٩٢ ] [ ٥:٢٩ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

"کاش تبلیغاتیان بازار سود و سودا این درس را از پروردگارشان می گرفتند که کالای خوب و مرغوب خود خالق بازار ها و ثناها و ستایش هاست و نیاز به همکاری شیطان هایی چون دروغ و فریب و جادوگرانی چون تکرار و تلقین ندارند".

 

از کتاب "سیصد و شصت و پنج روز در صحبت قرآن"  نوشته حسین محی الدین الهی قمشه ای

[ سه‌شنبه ٤ مهر ،۱۳٩۱ ] [ ٢:۱٥ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

در اسلام سبقت در چیزی از کسی مجاز نیست مگر در کار خیر؛ "وَ استَبِقوا الخیرات"

همین را بگیرید علت خیلی از چیزها مشخص می شود:

 سلام کردن مستحب است اما پاسخش واجب؛ حتی اگر کافری به شما سلام کرد (کار نیک)، یک مسلمان نبایددرخوب بودن از او عقب بیفتد و باید جوابش را بدهد.

[ یکشنبه ٢٥ تیر ،۱۳٩۱ ] [ ٢:۱٠ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

آقا جان قرار نیست خدا بیاد و تو هر کار ما دخالت کنه.. بارها اینو در قرآن گفته که اگر اون امر از پیش تعیین نشده بود (روز قیامت و جزا).. چه بسا اتفاقات دیگه ای میافتاد.. پس هی نگین خدا کوش پس!

[ دوشنبه ۸ اسفند ،۱۳٩٠ ] [ ٥:۳٢ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

عقل سرآغاز عشق است

اَفلا یعقِلون چند بار در قرآن آمده؟

عشق،پایان راه..

اگر در عقل بمانی احساس بی نیازی از خدا می گیردت.. ثروت و قدرت توخالی کورت می کند

تا عاشق خدا نشده ای دیندار نشو

مذهب بدون عشق، ترس می شود

ترسو از آنچه از آن می ترسد در ضمیرش ناخشنود است

در حالی که... الرحمن الرحیم...توابٌ غفور

اِتقوا الله را به خدا اشتباه فهمیده ایم... وقتی تو عاشق کسی هستی مگر دربرابرش شرم حضور نداری؟ مگر دوست نداری هیچ خطایی از تو نبیند؟

کسی که اخلاقی زندگی می کند برای وجدان خود می کوشد درست عمل کند

کسی که مذهبی زندگی می کند برای رضای محبوب می کوشد..

لذت برای خشنودی محبوب خوبی کردن بیشتر است یا برای خود؟

اینگونه است که معتقدم اسلام (نه آنه دین های دیگر نباشند.. اگر تحریف نشوند) 

دین لذت است!

[ سه‌شنبه ٢٢ شهریور ،۱۳٩٠ ] [ ٩:٠٦ ‎ق.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

در آیات آیت الکرسی نکات خیلی جالبی هست که یکیش درباره جبر و اختیار از زبان خود خداونده:

"یعلمُ ما بَینَ ایدیهم و ما خَلفَهم"..

کاری که داری می کنی رو می بینه و کارای گذشته ت رو هم می دونه.. نمیگه اونچه آینده هم می کنی رو می دونم.. اگه بدونه که می شه جبر!

اونوقت برخی میان می گن که خدا آینده ما را می دونه! خود خدا همچین چیزی نمیگه اون وقت اونا..!

خیلی جای کار داره این آیت الکرسی.. خیلی باهاش حال می کنم!

[ دوشنبه ۱٤ شهریور ،۱۳٩٠ ] [ ٢:٤۱ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

عصیان در برابر خدا را بگذار برای خلوت هایت.. در ملا عام این تو را قوی تر که نمی کند هیچ.. کم کم اعتماد به نفست را از دست می دهی.. گرچه کم کم در همان خلوت هایت هم اگر درست نگاه کرده باشی تنها حمدش را می گویی

[ یکشنبه ۱۳ شهریور ،۱۳٩٠ ] [ ۳:٠٤ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

بیقراریای ما از خدایی که باهاش نمی پریم نیست، از اونائیه که باهاشون می پریم!

[ یکشنبه ۱۳ شهریور ،۱۳٩٠ ] [ ۳:٠۱ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

وقتی خودت اینجوری هستی که تنها وقتی با خدا کاری داری سراغش می ری.. از این عادت انسان ها هم ناراحت نشو! حدیث زیبایی ست: "تخلّقوا بِاَخلاقِ الله"

[ یکشنبه ٥ تیر ،۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٥٦ ‎ق.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

رفتار خدا در قبال کارهای ما شبیه همین عکس العمل ماست در برابر کیانا .. از طرفی کاراش از روی ندانم کاریه و از طرفی دلمون نمیاد چیز تندی بهش بگیم!

[ شنبه ۱٠ اردیبهشت ،۱۳٩٠ ] [ ۳:٤٩ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

دو نوع رابطه انسان با خدا وجود داره:

نگاه ارباب و نوکر مجبور
و نگاه حاکم و والی مختار

دیدگاه اول باعث احساس ضعف و جدایی انسان ها از خدا و دیدگاه دوم باعث احساس قدرت و نزدیکی به خدا

[ سه‌شنبه ۱٧ اسفند ،۱۳۸٩ ] [ ۳:٥۸ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

وقتی تو کنکور قبول نشدی فکر می کنی مهمترین مسئله زندگی قبول شدن در کنکوره

وقتی دنبال عشق زمینی ت هستی فکر می کنی مهمترین مسئله زندگی ازدواجه

وقتی بچه دار نشدی فکر می کنی بهترین چیز زندگی بچه ست

اما بالاخره می فهمی که تا خودت و دنیای اطرافت رو نشناسی به آرامش حقیقی نمی رسی

این در "هفت پیکر" نظامی و در آیه ای از قرآن وجود داره (اشاره به سرابی که می بینند)

[ یکشنبه ٢٤ بهمن ،۱۳۸٩ ] [ ٤:٢٩ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

توکل یعنی اعتقاد عمیق به وسیله بودن افراد و اشیاء در برابر خدا

[ یکشنبه ٢٤ بهمن ،۱۳۸٩ ] [ ٤:٢٧ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

دو دسته شرک یا بی دینی در دنیا داریم:

یک دسته اون هایی هستند که با دیدن زشتی های دنیا به وجود خدا بی اعتقاد می شن

و یک عده که با دیدن و غرق شدن در زیبایی ها و لذت های دنیا خدا رو فراموش می کنن

[ یکشنبه ٢٤ بهمن ،۱۳۸٩ ] [ ٤:٠٩ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

از گل بد بو آفریده شد و در او از روح خود دمید.. و چنانچه به گل بیشتر بها داد پست شد و چنانچه روح خدایی اش را شناخت اوج گرفت

[ سه‌شنبه ٢۱ دی ،۱۳۸٩ ] [ ۱:٠٩ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

 شانس وجود دارد؟
با آن تفسیری که در ذهن اغلب ماست، از دید خداوند، خیر؛

"هیچ مصیبتی برایتان روی نمی دهد مگر در کتابی نوشته شده" (حدید-٢٢)
و با چه وسیله و علتی چنین نوشته شده؟

"برای انسان جز سعیش نیست
و-نتیجه- تلاشش را خواهد دید" نجم (٣٩ و ۴٠)

معادل شعر: هر چه کنی به خود کنی، گر همه نیک و بد کنی

[ شنبه ۱۸ دی ،۱۳۸٩ ] [ ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

دو دسته در میان انسان های امروز زیاد هستند:

یکی که به نظر خود عقیده مذهبی اش را حفظ کرده، فرایض دینی اش را به جا می آورد و احتمال می دهد با همین به بهشت خواهد رفت.. معمولاً این ها نیازی به عمل نمی بینند.

دسته ای دیگر که از انجام فرایض سر باز زده اند، سعی می کنند با انجام اعمال خداپسندانه یا انسان دوستانه در قبال دیگران بار وجدان خود را بر زمین بگذارند.

چه کمند انسان هایی که به هر دو می پردازند

[ دوشنبه ٦ دی ،۱۳۸٩ ] [ ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

بعضی ها از ستایش خدا احساس خوبی دارن
بعضی ها از درگیر شدن با خدا


خوبه که هر دو رابطه رو دارن
اما یکی در مسیر یقینه و یکی در شک غوطه ور

[ دوشنبه ٦ دی ،۱۳۸٩ ] [ ۱۱:٤٧ ‎ق.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

این سوره را قلب قرآن نامیده اند. چرا؟

"قل هوَ ا... اَحَد": پس خدایان یونان باستان همه الکی اند!

"ا.. الصَّمَد": همه چیز دارد، هر چه خواهی به سوی او برو. به عبادات تو هم نیازی ندارد، هر چه هست برای خود توست.

"لم یَلِد وَ لَم یولَد": پس آن دسته از مسیحیان که معتقد به اینند که مسیح پسر خداست در اشتباهند، پس امثال فروید که خدا را زاده ذهن بشر می دانند در اشتباهند.

"وَ لَم یَکُن لَهُ کفواً اَحَد": هیچ چیز مثال او نیست، از همه چیز برتر است.

از ابتدای تاریخ و چند خداپرستی می گیرد و می رساند به درک امروزیان از خدا و کرده های او و یکسره پاکت می کند از هرچه نباید در مورد منبع هستی جهان اشتباه کنی؛ قلب طپنده ای ست که جهان کوچک انسان را در می نوردد برای همیشه تاریخ.

[ شنبه ٤ دی ،۱۳۸٩ ] [ ٤:٠٤ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

 

وعده خدا در برابر بد کردن آدم ها دو حالت است: عذاب یا رها کردن به حال خود
چون این دو حالت ظاهراً کاملاً متضاد هستند ممکن است باعث گیج شدن بعضی شوند. دلیل این امر نا آشنا بودن با مفاهیم کلی قرآن است.
عذاب  هم چند نوع دارد: آنی که خداوند به آن می گویند "خوار کننده" (عذاب مهین)، نوع دردناک (اَلیم)، آنی که از بین می برد و آنی که "باعث توبه و بازگشت" می شود.
اما رها کردن به حال خود همیشه بدتر است! چون دیگر تذکری برای متوجه شدن در کار نیست و آنقدر در کارهایت غرق می شوی که امیدی به بازگشتت نخواهد بود..

[ چهارشنبه ۱٧ آذر ،۱۳۸٩ ] [ ٩:۱۸ ‎ق.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

در بسیاری از مسابقات ورزشی، بعد گل زدن یا پیروزی دست فرد به سمت آسمان بلند می شود. این کار اشاره ای به خداوند (یا در برخی عقاید به روح شخصی خاص) است.

انسان همیشه خداوند را بسیار بزرگ در نظر گرفته و بنابراین او را تنها در جایی تصور می کند که بسیار عظیم باشد.. یکی از این مکان ها آسمان است.

تصور بسیاری از ما بدون اشاره نیز چنین است.

چه می شد اگر او را در همه جا و همه لحظه ها تصور می کردیم؟ نزدیک تر از نزدیک ترین ها (مثال گفته خودش).. چقدر اعمالمان فرق می کرد...

[ شنبه ٦ آذر ،۱۳۸٩ ] [ ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

انسان اگر حدف های دلش را به کسی نگوید آرام نمی گیرد

چه بد است که اگر حرف های دلش را برای کسی گفت، نمی توان از دریچه درون گوینده به آن نگریست

برای این است که می گویند همه انسان ها تنها هستند

آیا راه نجاتی هست جز ارتباط با کسی که می فهمد؟

[ شنبه ۱٢ تیر ،۱۳۸٩ ] [ ۱۱:٠۳ ‎ق.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

صلوات بر محمد و آل او.. برای چه؟ از دید انسان شناسی اسلام، محمد (ص) بالاترین رتبه را در میان انسان ها دارد. درود فرستادن بر انسان کامل، که آرزوی نوع انسان در رسیدن به مقام اوست، نشان پاداشی ست که به خود می دهیم، چنانچه با تلاش به آن مکان برسیم.

"آل" در لغت به معنای "اهل" است که درباره بزرگان به کار می رود (به جز واژه ای که در فیلم "آل" مورد نظر است و آن موجودی ست خیالی که نوزادان را می دزدد). در قرآن داریم: آل فرعون یا آل ابراهیم یا آل لوط و ... و در ادامه آمده: آل فرعون غرق شدند، آیا این به معنی این است که خانواده اش غرق شدند؟ یا هر کس که از او پیروی کرد و به تعقیب موسی پرداخت؟ وقتی سخن از نجات آل لوط می شود باید بدانیم که منظور خانواده او نیست چرا که در هر جامعه مبعوث مردمانی از پیامبر منزل تبعیت کرده اند. در واقع مردمان هم عقیده یک فرد آل او به حساب می آیند مثل آیه: "و لقد اخذنا ال فرعون بالسنین و نقص الثمرات (اعراف/130) (برگرفته از لغت شناسی و مفاهیم قرآن کریم، تالیف دکتر محمد بیستونی).

درود بر محمد و آل او، درود بر انسان برگزیده و کسانی ست که راه او را ادامه می دهند. در قرآن کریم، باز هم داریم: "و زمین را صالحان به ارث می برند". آیا این به تفسیر، همان انتخاب طبیعی نیست؟ اما به همین ترتیب همواره آمده است: "اکثرهم لا یعلمون" که به نظر می رسد همواره (و نه تنها در زمان مورد نظر حوادث مذکور قرآنی) همین گونه بوده است: انسان هایی که از غالب های مادّی فراتر رفته اند همواره اندکند. این با توارث زمین در تناقض نیست؟ کم بودن و به ارث بردن؟ خیر! این جریان های انسان سازند که باعث تحول می شوند و تغییر را به وجود می آورند, که محمد (ص) نیز یک نفر بود در جامعه ای که به جاهلیت و وحشی گری معروف، اما سرچشمه تغییراتی شد که تاریخ عرب را دچار تحول کرد و دانشمندان مسلمانی ظهور کردند که در غرب دور افتاده از مسیجیت حقیقی نکرد. مسئله ای که با نظریه داروین نیز هماهنگ است، منتها در درجه ای بالاتر که نگاه داروین، به دلیل برخورد شخصی با مسئله علم و نزاع ناخود آگاه او با خدا به آن نرسید.

[ دوشنبه ٧ تیر ،۱۳۸٩ ] [ ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

در فرهنگ امروز ما، به چه کسی "چشم و گوش بسته" می گویند؟

کسی که از واقعیات روابط انسان های بالغ (و به خصوص روابط جنسی) بی اطلاع یا کم اطلاع است.

اما نظر خداوند چیست؟

«لهم قلوب لا یفقهون بها و لهم اعین لایبصرون بها و لهم اذان لایسمعون بها» (اعراف-197)
دل دارند و با آن نمی فهمند , و چشم دارند و با آن نمی بینند , و گوش دارند و باآن نمی شنوند

همان چشم و گوش بسته خودمان!

در چه؟ ندیدن نشانه های خداوند و ایمان به او

 

...

چقدر فاصله داریم از حقایق...

[ دوشنبه ۱٦ فروردین ،۱۳۸٩ ] [ ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

اصلاً خدا برای چی آدمو آفرید؟!

بار ها این را شنیده (یا گفته) ایم..

مستقیم و از قول آفریننده مان بگوئیم بهتر است، دلیل آوردن از جانب دیگری که معنا ندارد! (ردّی بر نظریات تمام فیلسوفان غیر مذهبی)

"خلق شدید تنها برای عبادت - من-"

موجودی که "صمد" است؛ همه چیز دارد، کامل است، شناخت و پرستش موجودی برتر و بهتر، کامل، که با شناخت و رسیدن به او خود نیز کامل می شویم

در این رسیدن چه هست؟ لذت!

چرا؟

حال عارفان حقیقی -امروز و گذشته تاریخ- را ببینید.. این روزها چه کسی را شادتر و آرام تر از حسین الهی قمشه ای دیده اید؟!

"به خواندن -من- نایستید مگر اینکه بفهمید چه می گوئید"

:علم به هدف و روش عبادت

برتری انسان بر دیگران -از جمله فرشتگان- علمش بود (عَلّمَهُ الاَسماء)

و برتری بین انسان ها نیز با تقوا (احساس اینکه در برابر خداوند باید کاری کرد)

این علم لزوماً تحصیلات آکادمیک نیست، محمد (ص)، موسی (ع) و بسیاری انسان های نیک و راضی از زندگی چوپان بوده اند

"انسان در سختی آفریده شد"، درختان سیب سر راهش قرار گرفتند و شیطانی.. تا انتخاب کند (که اگر انتخاب نباشد، چه لذتی؟!)

اما در نهایت قرار است به کجا برسیم؟ دنیایی برتر، بهشت برین که هر چه بخواهی از لذت های حقیقی یافت می شود و برترین آن ها "احساس رضایت خداوند" است

در رنج زاده شدیم، این یک حقیقت است! و باید یاد بیگریم به لذت برسیم.. لذتی که ابزار رسیدن به آن علم و نهایت آن احساس حضور خداوند است

اگر در زندگی احساس کمبود داری،

یا ظاهراً همه چیز داری و لذت نمی بری

یا ته لذت هایت تلخی ای هست

یا همیشگی نیست

 

علم نداری!

 

[ دوشنبه ۱٠ اسفند ،۱۳۸۸ ] [ ٢:٥۳ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

دیگران را ببخش

نه به این علت که همواره سزاوار بخششند
بلکه به این سبب که تو سزوار بخشودنی
زرتشت
پی نوشت: با تشکر از دکتر افسانه رجبی
[ شنبه ۸ اسفند ،۱۳۸۸ ] [ ٥:۱۳ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

گاهی جایی که تو ایستاده ای زندگی نیست

و جایی که زندگی می کنی ایستادن معنا ندارد

اینجاست که هجرت معنا می یابد

و خداوند در جای جای قرآن از ما می پرسد: چرا در چنین شرایطی ماندی؟

27-11-1388

سالروز هجرت پیامبر از مکه به مدینه

 

پی نوشت:

هجرتی عظیم باید...
از "خود" .........به........"خود"
و گاهی میان این دو "خود"،
به اندازه "خدا" فاصله است.

از دکتر افسانه رجبی

[ سه‌شنبه ٢٧ بهمن ،۱۳۸۸ ] [ ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

معصوم فرمود: "تَخَلّقوا بِاَخلاقِ ا..." (به اخلاق خداوند درآئید)

این چگونه با انسان بودن و محدود بودن ما در برابر بزرگی و بی نیازی خداوند قابل تطبیق است؟

خداوند در قرآن خطاب به یک توانگر می فرماید: "اَحسِن کَما اَحسَنَ الله اِلَیک" (همانگونه که خدا به تو نیکی کرده، نیکی کن)

او در بسیاری از موارد از گناهان ما چشم می پوشد.. از خطای دیگران چشم بگذر،

عیب های تو را می پوشاند..غیبت دیگران مکن،

در موارد لازم بر کافران (نادیده انگاران) خشم می گیرد..در برابر آنان که در برابر حق می ایستند مقاومت کن،

بخشنده است..به دیگران ببخش

و ...

اینگونه است که انسان با همه محدودیت هایش در جای خود "خدایی" می شود.

26-8-1388

 

[ شنبه ٢٤ بهمن ،۱۳۸۸ ] [ ٢:۱٩ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

"کُفر" یعنی چه؟

در قرآن هر کجا نام آن آمده نشانه هایی از عدم دقت و توجه به نشانه ها نیز می بینیم. کفر ندیدن، نشنیدن، دروغ خواندن به دروغ و در نتیجه گفتار و رفتاری ست که در نتیجه این ها صورت می گیرد.

برخی در این وادی افتادند که نشانه های خداوند در آفرینش را ندیدند (دیدند و ساده گرفتند با آنکه می دانستند؛ این جمله با آن که می دانستند جمله بسیار عمیقی ست در قرآن درباره اینکه انسان خود را گول می زند!)، درنتیجه خداوند را کوچک تر از آنچه بود گرفتند و خود را بزرگ دیدند و غرور برتر جلوه دادشان (مانند بسیاری از پادشاهان قدیم و جدید که نمونه اش نمرود و فرعون است)

برخی اعمال خداوند را غیر عادلانه گرفتند و او را شایسته خدایی ندیدند. اشتباه این افراد از آنجا ناشی می شد که به روز دیگر (جهان آخرت) ایمان نداشتند و دنیای فانی را اول و آخر ماجرا می پنداشتند..در کنار این، مصلحت ها را ندیدند و مهمتر از همه اینکه در مورد زندگی دیگران نظر دادند (نابینایی را دیدند و گفتند خدایا چرا نابینایش کردی..در صورتی که ممکن بود خود آن فرد از زندگیش راضی باشد!). در نتیجه گرفتاری های انسان را ناشی از عدم توانایی خدا دیدند و به این نتیجه رسیدند که یا خدا کفایت لازم را ندارد (شعر "اگه من خدا بودم" ابی) یا خدایی وجود ندارد (پوچ گرایان).

اثبات وجود خدایی که اغلب دانشمندان جهان به او پی برده اند کار سختی نیست، اما هر کس برای خود می تواند او را توضیح دهد که چگونه است، که چرا گاهی سخت می گیرد و گاهی رها می کند و گاهی می نوازد..

اگر منصف باشیم بسیاری از این ها در جهت بازداشت ما از راه غیر راست یا هدایت است. راهی که به آرامش حقیقی می انجامد و از پوشالی های دنیا رها می کند

 

[ شنبه ۱٠ بهمن ،۱۳۸۸ ] [ ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

نشان دادن قهرمان با ملاک و معیارهای خود برای الگو شدن از اقدامات هر آئین، ایدئولوژی و دینی ست. چنانکه امثال "رِمبو" و "راکی" و آرنولد شوارتزنگر در دوران قهرمان پروری آمریکایی به سمبل قدرت مداریِ منحصر به فرد تبدیل شدند و امثال "بورِن" در دهه اخیر به مثال هوش و قدرت آمریکایی تبدیل می شود و عنصر معرفی کننده این الگو رسانه و فیلم است.

اکثر قهرمان پروری ها در این رسانه بر مبنای قدرت های یک شخص - که معمولاً اکثریت هم علیه او هستند- می باشد و در عاشورا نیز چنین است. قرآن هم اشاره دارد که "اَکثَرُ هُم لَا یَعلَموُن". در همه دوران ها چنین بوده که مُحِق ها معمولاً کمتر بوده اند. اما در فیلم ها برای نشان دادن پیروزی حق بر باطل (که وعده نهایی خداوند به بر حقّان می باشد) همواره در ظاهر هم مُحِق در نهایت پیروزی ظاهری را به دست می آورد و با قدرت های خود همه را شکست می دهد (و البته ما هم چنین اعتقادی داریم اما در پایان جهان فانی).

در عاشورا اما نوعی دیگر از قهرمان پروری به تصویر کشیده می شود؛ ایداه آل گرایی معنوی نه دنیوی؛ مهم نیست در دنیا چه می شود، مهم این است که برای آخرت چه کنیم در این دنیا، مهم هدف است نه لزوماً نتیجه ظاهری. اینکه به هدف بچسبیم، با هر پیشامد بعدی..نه!

در نظر انسان ها برای قهرمان فیلم ها (که به نوعی مظهر آرمان های آن ها نیز هستند) نباید شکستی باشد تا فیلم مقبول عموم باشد (شاید به دلیل اینکه در ته ذهن اکثر ما اطمینان به سرای دیگر وجود ندارد و دوست داریم نتیجه کارهایمان لزوماً در همین دنیا مشخص شود). پس چرا حادثه عاشورا مانده است و باعث زنده شدن دیگران پس از خود می شود؟

آیا ما دوست داریم کشته شدن را ببینیم و قهرمان سازی کنیم؟ این نظر برخی روانشناسان است

شخصاً ماندگاری سریالی مثل "شمشیر تیپو سلطان" (که در آن در نهایت شخصیت اصلی کشته می شود) در ذهنم بسیار بیشتر از تمام سریال ها و فیلم هایی بوده که در آن ها حق به ظاهر پیروز شده است. خداوند بر خلاف -حتی- فیلم های امروزی که در نهایت چنین می شود سرنوشت را طوری برای حسین رقم می زند..و او نیز همان را انتخاب می کند. راهی که بیشترین ماندگاری ممکن را در اذهان داشته باشد..زیرا انسان است و فراموشی..اگر صدایی مدام در گوشش فریاد نکشد..حسرتی از اینکه چرا چنین شد.. چرا چنین فردی را از دست دادیم..نگاه به زمانه که همواره حق کش بوده و هست و تسکینی برای بی ارزشی دنیا و.. شاید به خود آمدن.

 چرای مهمتر اینجاست که چرا ما که این نتیجه را می بینیم حاضر به انجام چنین کاری نیستیم؟ که همه زندگی دنیوی را بگذاریم در راه دین و مرام و عقیده.. همه کسانی که چنین کردند و در آخر کشته شدند (مثل گاندی و ژاندارک و آبرهام لینکون که مسلمان نیز نبوده اند) نیز چون حسین ظاهراً به هدف دنیوی خاصی نرسیدند. چه چیز به راستی جز ترس و دنیا پرستی مانع است؟

[ یکشنبه ٦ دی ،۱۳۸۸ ] [ ٦:٠۳ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

این یک تهدید همیشگی تاریخ برای صاحبان اندیشه و ایمان بوده که

"دست هایت را می بُرم"

فرعون که به ساحران ایمان آورده به خدای همه شان گفت و آنان که در کربلا دستان عبّاس را به سبب دفاع از آرمان حسین بریدند

اما..

آنجا که دستان عقیده و ایمان تواند رسید، کدام دستی که به بریدن دستان تن قیام کرد خواهد بود؟

[ شنبه ٥ دی ،۱۳۸۸ ] [ ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

سپردمت به دلم      

حسابت با غم!

1388

 

پی نوشت: تنها قسمتی که در قیامت بخشیده نمی شود "حق الناس" است. برای اینکه از بخشندگی خدا و اختیار تن خودت خارج است، به یک دل، به یک احساس بر می گردد که دیگر کاری برای آن نمی توانی بکنی..برای غمی که نشانده ای..

[ جمعه ٢٠ آذر ،۱۳۸۸ ] [ ٢:۳۳ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

در دنیا برای رهایی از بار درونی احساسات و گناهان چهار کار می کنند:

1- صحبت با یک شخص مورد اعتماد؛ به او می گویند "سنگ صبور"

1- در نظر روان کاوان این گفته ها به یک "روانکاو" گفته می شود و او به طور مستقیم یا با اشاره راه را به تو نشان می دهد تا به درک حقیقت ها و آرامش برسی

2- در بین مسیحیان "اعتراف" به گناهان در حضور یک کشیش (یا در صورت بزرگ بودن گناه در حضور اسقف اعظم)

3- در دین اسلام با انواع "دعا" و مناجات با خداوند

*به ظاهر هر سه نوع اعتراف و گفتن باعث کاستن آلام درونی و آنی ست که به آن سبک شدن می گویند.

علی (ع) می فرماید: افشای سختی های زندگی به دیگران موجب خواری ست. چرا؟

دو ظرف داریم با گنجایشی خاص. درد درونی یا احساس غلیان یافته یک انرژی نهفته در روح شخص گوینده است که باید منتقل شود و گوینده به سکون و آرامش برسد.

اعتراف در مسحیت راهی برای بخشیده شدن نیز محسوب می شود. علی (ع) می گوید: " وَ لِسانی مُعتَرِفٌ بالذّنوب" که همان اعتراف است اما در پیشگاه خدا (یونس (ع) پس از گناهش گفت :" سُبحانکَ انّی کُنتُ مِنَ الظالِمین") . و همچنین راه بازگشت و بخشیده شدن را با این کافی نمی داند؛ باید حقوقی را که ضایع کرده ای نیز جبران کنی.

در اعتراف یا درد دل اگر حجم این دو ظرف حداقل یکسان نباشد انتقال انرژی به درستی انجام می پذیرد؟

عوارض عدم انتقال کامل انرژی درون چیست؟

18-9-88

پی نوشت: با تشکر از وبلاگ نویس و دوست عزیزم در "ایستگاه" به سبب ایجاد جرقه این مطلب و همچنین همراه روحانیم "آرامش" در انتقاد سازنده نسبت به این نوشته

[ چهارشنبه ۱۸ آذر ،۱۳۸۸ ] [ ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

اصطلاحی جا افتاده به نام "سرنوشت"

آنچه از آن برداشت می شود بر دو نوع می تواند باشد:

1- چیزی که از ابتدا  برای انسان در نظر گرفته شده، که بر مبنای آن اتفاقات زندگی شکل می گیرد (می توان به این تفسیر "ته نوشت" هم گفت)

2- آنچه در ابتدا برای انسان در نظر گرفته شده، مانند والدین ( و به تبع آن ژنتیک، محل تولد و محل رشد و محیط اطراف)

عده ای تفسیر اول را قبول دارند و عده ای (از جمله من) دومی را.

چرا دومی؟ با استناد به آیات قرآن به این مسئله پاسخ خواهم گفت و در چند روز این بحث را کامل می کنم.

دلیل اول: "تلاش": "برای انسان جز تلاشش چیزی به دست نمی آید" (نجم-53)

اگر همه چیز مشخص است، تلاش برای چه؟ بهتر است بنشینیم تا هر چیز در جای خود اتفاق بیفتد چون کاری از ما ساخته نیست.

دوم: "پشیمانی": حضرت آدم (ع) پس از هبوط پشیمان شد و توبه کرد.

چرا وقتی چیزی در اختیار انسان نیست از آن پشیمان شود؟ بگوید: خدایا تو خواستی و برایم نوشنی و چاره ای جز این نبود!

سوم: "اختیار": "و بگو: حق از پروردگارتان [رسیده‏] است. پس هر که بخواهد بگرود و هر که بخواهد انکار کند" (کهف-29)

چهارم: "عدالت": به عنوان یکی از صفات خداوند. جور در میاید که همه اتفاقات زندگی مشخص باشد و بر اساسا آن ها محاکمه شویم؟

 پنجم: "تغییر در زندگی": "خدا قومی را تغییر نمی دهد مگر آنکه خود اوضاع خود را تغییر می دهند". اینکه خداوند خود را از تغییر دادن وضع زندگی ما کنار کشیده اند خود نکته بسیار مهمی در اثبات وجود اختیار و توانایی برای تعیین وضع زندگی ست.

اما منظور از این آیات چیست؟ "و تا خدا نخواهد، [شما] نخواهید خواست قطعاً خدا داناى حکیم است‏" (انسان-30) یا: "هر که را بخواهد گمراه می کند و هر که را بخواهد هدایت خواهد کرد"

یعنی اختیار و جبر انسان هر دو از جانب خداوند قرار داده شده، خواست تا شما دارای اختیار در برخی موارد باشید.

اعتقاد به اختیار تام، نشانه فراموشی قدرت خداوند و  اعتقاد به جبر مطلق نشانه نادیده گرفتن عدالت اوست.

 دوستی می گفت در علوم قطعیت نداریم. و می گفت علم پیش بینی وجود داره (مثالش کنفسیوس)

گفتم:در علوم الهی اگر با منابع درست باشه قطعیت هست چون حقیقت علمه نه حدس و گمان و دیده پر اشتباه ما. ما فقط در علوم تجربی قطعیت نداریم چون بر اساس تجربه ست و تجربه انسانِ محدود هم بی انتها. دلایل تغییر مسلمه و می شه بر این اساس آینده رو دید. برای همین علی (ع) می فرماید از تاریخ درس بگیرید و خداوند فرمود "سیروا فی الارض" چون قوانین خداوندی ثابته و اگر چنین کنی چنان خواهد شد: "و لا تبدیل لسنته ا..." اما اون پیشگویی که من قبول ندارم اینه که بدون در نظر گرفتن شرایط مکانی و زمانی و امکان رخداد مسائل گوناگون بگوییم چنان خواهد شد. این مساوی جبره و کار خداوند بر مبنای اختیاره بر انسان. پیامبر (ص) می فرمود "من از قدم بعدی نیز اطلاع ندارم که بر کجا خواهم گذاشت" 

[ چهارشنبه ٤ آذر ،۱۳۸۸ ] [ ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

چرا آنچه در غریزه انسان است و بدان متمایل گاهی در این جهان منع شده و گاهی همان (و یا بهتر از آن) در آخرت وعده؟

مثلاً فرموده: به زن زیبای نامحرم و ناپوشیده نگاه نکن، اما در ازای آن (اگر مجموع ترازویم سنگینی می کرد) زنانی زیبا همراهم خواهند بود.

خیلی ها نقد را رها نمی کنند که نسیه را بگیرند! از کجا معلوم که باشد؟

اما انگار خداوند خیلی خواسته ها به ما داده و برای همه، انگار که یک اسب سرکش باشند، ما را مسئول مهار، که از طریق آن عمل به قدرت برسیم. وقتی به درجه رسیدی که بر نفس مسلط شدی، اصلاً مفاهیم و خواسته هایت نیز فرق می کنند و اگر به تو حوری نیز دادند، انگونه ای رفتار نمی کنی که قبل از رسیدن به مقام مهار نفس.

وقتی می گویند این کار جهاد اکبر است بی خود نیست، کاری از این ها مشکل تر نیست! و جهاد یعنی "تلاش بسیار".

مهم تغییر دید است و آن گاه هر چه داشته باشی، می دانی که به چه کار می آید و به چه کار، نه.

9-8-87

[ شنبه ٢۳ آبان ،۱۳۸۸ ] [ ٩:۱۱ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

تصور فروید و امثال او از دین، فرآورده ذهن انسان است که به خاطر ملزومات زندگی اش به آن روی آورده و برای خود چیزی ساخته به نام "خدا". و چون وحی و غیب نیز از طریق علم انسان قابل اثبات و مشاهده نیست وجود ندارد.

از طرفی در مسیحیت نوین پدیده ای داریم به نام "پدر و پسر" که مراد خداوند و مسیح است.

این دو، سهم عمده ای از اعتقادات در مورد دین امروز جهان را تشکیل می دهند.

می دانید چرا سوره "توحید" تا این اندازه مهم است؟ چون به این دو بخش فراگیر در کنار مسائل دیگرپاسخی می دهد که برای آنان که به قرآن اعتقاد دارند نجات بخش است:

"لَم یَلِد وَ لَم یولَد"

نزائیده و زائیده نشده (نه به شکل مفهوم ظاهری آن و چه از نظر خلق شدن در فکر و ...)

[ جمعه ۸ آبان ،۱۳۸۸ ] [ ٩:٥٤ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

مذهب یعنی بهترین راه بر تو عیان

چون انسانی (فراموشکار) کسی باید به یادت بیاورد  "الست" را، خود خدا بهتر نیست؟

البته درنبود آن هم می توان به برترین ها رسید؛ "اگر دین نداریم آزاده باشید"

مذهب مستقیم ترین (کوتاه ترین) راه است (صراط مستقیم) تا به دور خود نچرخیم مدت ها برای یافتن راه (ضالین) و نه اینکه دیگران را گمراه کنیم (مغضوب علیهم)

2-8-1388

[ شنبه ٢ آبان ،۱۳۸۸ ] [ ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

خداوند انسان را برای چه خلق کرد؟

"الّا لیعبدوه"؛ مگر برای عبادت خود.

و به انسان اسماء (علوم) را آموخت که فرشتگان نیز نمی دانستند و این دلیلی بود که به فرشتگان گفته بود: "چیزی را -برای آفرینشش- می دانم که شما نمی دانید"

و دو نعمت در جای جای کتابش یاد شد: "لا خوف علیهم و لا هم یحزنون": ترس و اندوه برای آنان که او را باور می کردند و کار نیک، نبود. ترس که نباشد شجاعت و اعتماد هست و اندوه که نباشد، شادی و لذت.

و در سخن آنکه سخنش را به حقیقت می فهمید آمد: " یک ساعت تفکر بهتر از هفتاد سال عبادت است".

و نیز فرمود: "علم را در دورترین نقاط نیز بجوئید"

و نیز آمد: " از علمی که سود نمی رساند بپرهیزید"

چه علمی؟ آنکه تو را به تو نمی شناساندو خدای تو را.

جمعش کنید: برای شادی خلق شدید که آن را در معرفت خواهید یافت.

و ما شادی و لذت را در چه می جوئیم؟ خنده به هم، غیبت، مهمانی های بی محتوا و مستی هایی  که تلخی آن شادی زودگذر را به اندوه بدل می کند.

[ سه‌شنبه ٢۸ مهر ،۱۳۸۸ ] [ ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

در آیه 88 سوره هود:

شعیب (ع) می گوید: من نشانه هایی از پروردگارم دیده ام - که به آن ها ایمان دارم-

                             و: برای اصلاح کار شما آمده ام

پایبندی به اصولی راسخ (اصول گرایی)

و اصلاح  در شرایط انحراف (اصلاح طلبی)

١۴-٧-١٣٨٨

[ سه‌شنبه ۱٤ مهر ،۱۳۸۸ ] [ ۳:۳٦ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

بحث زمان برای انسان پیچیده و همراه با شگفتی های زیادی بوده است. امروزه هم با وجود پیشرفت های وسیع هنوز این بحث به روی انسان چون سدی ناگشوده می نماید (اشاره هایی در سریال Lost به آن شده).

قرآن چگونه به بحث زمان می پردازد؟

1- گذشته: "در زمین سیر کنید و ببینید عاقبت نادیده انگاران را": گذشته نگری
+ گذشته عبرت است، برای حال.

2- حال: "به نشانه های خدا توجه کنید" و "در راه خدا تلاش کنید": توجه به حال + حال آموزش و تلاش است.

3- آینده: "برای سرای آخرت خود توشه بیندوزید": آینده نگری + آینده با تلاش حال به دست میآید.

در عین اینکه به هر سه زمان پرداخته، مهمترین وضع در مجموع این آموزه ها "حال" است؛ از طرفی با گذشته حال را می سازیم و از سویی با حال آینده را (واسط این دو در ساختن و مسیر طبیعی حدوث). آن چه بسیاری از فلاسفه به آن اشاره کرده و حتی دنیا پرستان هم به آن تکیه دارند نیز همین است (دم را خوش است)، تنها دید ها و عقاید متفاوت است.

4- اطلاع از آینده (غیب): "خداوند برگ درختی را هم که می افتد (مرده، بی جان) و جنبش هر جنبده در زمین (جاندار) را می داند". و البته این دانستن به سبب علم بر قوانین طبیعی ست که بر اساس آن چه خواهد شد و نه اجبار بر انجام. آن چه به ما گفته اند که امامان و پیامبران از آینده خود می دانسته اند چقدر حقیقت دارد؟ همین قدر بس که پیامبر فرمود: "من از قدم آینده خود که بر می دارم مطمئن نیستم که آیا هستم یا نه". علم آنان بر قوانین بوده؛ اگر چنین کنی، چنان خواهد شد. این علم با ممارست و حقیقت بینی و کشف اسار عالم قابل دست یابی ست.

١٢-٧-١٣٨٨

[ یکشنبه ۱٢ مهر ،۱۳۸۸ ] [ ۳:٢٧ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

نقش پدر و مادر در آینده فرزندان چقدر است؟ با توجه به این ها زیاد!

خانواده بد--> ایجاد ترس یا خشونت

ترس--> دو رویی و دروغ

خشونت--> جرم و جنایت

پس نقش خود فرزندان کجاست؟

خداوند در جای جای قرآن موردی را که مستثنی کرده است نوع تفکر است: تو مختاری. و آنچه تصمیم می گیری و انتخاب می کنی باید بر اساس عقل و فطرت خودت باشد، نه پدر و مادرت. اینگونه حتی انتخاب اصول دین نیز تقلیدی نیست تا بر اساس انتخاب، آگاهی و ایستادن بر سر منتخب باشد.

به اهمیت احترام به والدین بارها در قرآن اشاره شده. اما آیا در هر صورت باید از آنان اطاعت کرد؟ نه! هر کجا که از راه عقل و فطرت سلیم به دور بودند از آن ها اطاعت نکن.

اینگونه است که پسر نوح پیامبر بدکار می شود و پسر یزید بن معاویه صالح١. این ها مثالند، پس می شود! هر چند سخت است!

١ از این مثال ها فراوانند

١٣-٧-١٣٨٨

[ شنبه ۱۱ مهر ،۱۳۸۸ ] [ ٤:۱۳ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

در یک واکنش شیمی طبق اصول لاوازیه وقتی یک سوی واکنش خود به خود به سمت دیگر حرکت می کند که به آزاد سازی انرژی بیانجامد. واکنشی که خود به خودی نباشد نیاز به انرژی خارجی برای پیشرفت دارد.

این اصل در زندگی طبیعی انسان ها نیز جاری ست. اگر امری فطری نباشد برای اجرایی شدنش نیاز به انرژی خارجی داریم. حال یک سوال:

آیا برهنه شدن خواست ذاتی زنان است؟

این روزها با بسیاری از عناوین جستجو در اینترنت به عکس های نیمه برهنه و برهنه زنان و دختران بر می خوریم. اما آیا به سبب گستردگی ظاهری، برهنگی یک امر فطری ست؟

البته نیاز به تجمل و زیبایی در نهاد زنان است، چنان که تمایل به دیدن بدن زن در وجود مرد وجود دارد. بحث در بد حجابی و بی حجابی موسوم ما هم نیست. مراد آنی ست که امروز به افراط -در برهنگی کامل- گرائیده..

"عورت" که متاسفانه بد معنا شده، هر چیز زیباست که در برملا شدنش اعتبار و ارزش کم می شود. چادر و پوشش امروز برای پوشاندن زشتی ها و عریانی برای زیبائی هاست!

در دیده شدن یا نشدن بدن و موی زنان نظریات بسیار است اما آنچه اغلب به آن قائلند رها کردن آنچه طبیعت به بار می آورد است. و بنابراین چنین پیش می آید. برخی معتقدند اینکه در بسیاری نقاط دنیا حجاب وجود ندارد باعث کاهش فسادهای مرتبط با نوامیس نیز می شود. البته با توجه به آمار موجود چنین امری صادق نیست. آمار زن آزاری و کشتن زنان با تجاوز در این کشورها نیز کم نیست. البته باید توجه داشت این آمار در کشورهایی مثل عربستان سعودی کمترین است. در ایران به دلیل جذابیتی که برخی زنان و دختران برای خود به وجود می آورند نیز این آمار بالاست. چرا؟

دیدن جزئی از زیبایی برای مردان، تلاش برای کسب همه آن را ایجاد می کند و چون در ذات زنان در اختیار گذاشتن مجانی نیست و مرد که برای رسیدن به هدفش حاضر به پرداختن بهایی نیست، به هر اقدامی دست می زند.. متلک و آزار شکل ابتدایی و تا برسد به.. حتی قتل! اگر مرد تنها زیبایی های چنین را در وجود همسرش (آرایش در خانه) ببیند، چگونه در جامعه به زنان بی آرایش دیگر نگاه کند؟ (توصیه اسلام)

- آدم و حوا زمانی که لباس بهشتی از تنشان افتاد شرمنده شدند..

- فروید و لکان، دو شخصیت تاثیر گذار علم روانکاوی (که بسیاری آنان را به اشتباه خواستار بی بند و باری جنسی می دانند) حجاب (نه به معنای دقیق دینی ما) را خواسته روانی ذاتی زن می دانند؛ وسیله ای برای نیازمند کردن و جذب بیشتر محبت جنس مخالف، بدون در اختیار بودن بی موهبت.

- خداوند در قرآن در مورد پوشش و برخورد زنان توصیه می کند: مبادا موجب برانگیختن نامحرم شود.

و همه این ها را هم کسی نداند.. اصلاً چرا برای این عکس ها و فیلم های مبتذل پول سرشاری خرج می شود؟ مگر نه این که امر ذاتی نیازی به خرج هزینه خارجی ندارد و به طور طبیعی توسط عامل به ظهور می رسد؟!

در قوانین نسبتاً مخفی فیلم سازان و بازیگران هالیوود قانونی به نام Non-nude clause وجود دارد که بازیگرانی چون "کرستن دانست" (بازیگر فیلم مرد عنکبوتی) در قرار داد خود تاکید می کنند که در صحنه های ملتزم به برهنگی کامل شرکت نمی کنند. الیشا کوتبرت -بازیگر کانادایی سریال 24- در پاسخ به مردانی که آنان را از دیدن بدن عریانش محروم کرده می گوید: "فکر می کنم با بازی و عملکردم چیز های زیادی به جامعه داده باشم، گمان نمی کنم نیازی به ارائه سینه هایم باشد!"

چاپلین بزرگ به دخترش می نویسد: "بگذار جسم تو مال کسی باشد که روحش را برای تو عریان کرده است"

خداوند زنان را به حفظ عورت ها و نگاه و مردان را به حفظ نگاه و عورت ها توصیه می کند. (سوره نور)

برهنگی زنان جز یک نیاز برآورده شده به خواست زور مردان نیست.

[ دوشنبه ۳٠ شهریور ،۱۳۸۸ ] [ ٢:٥۸ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

در روانکاوی و روانشناسی می گویند که انسان در هر صورتی تنهاست..

انسان ها در جمع می مانند و می گویند و سرخوشی می کنند شاید از تنهایی برهند اما...

این تنهایی جبران نمی شود مگر در رابطه با حقیقت درون؛ رابطه با خود و خدای خود که از رگ گردن نیز نزدیک تر است. تا امتحان نکنیم باورش کمی مشکل است..

28-6-1388

پی نوشت 1: رگ گردن جایی ست که خون به قلب وارد می شود، دروازه ورود به قلبی  که نماد جان انسان است

پی نوشت 2: نوشته هایی مربوط:

http://iranianmedia.blogspot.com/2009/09/blog-post_08.html

http://www.tebyan.net/religion_thoughts/articles/quranicarticles/2009/6/29/95779.html

[ شنبه ٢۸ شهریور ،۱۳۸۸ ] [ ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

در حدیث معصوم است که خواندن یک آیه قرآن در ماه رمضان برابر ختم قرآن است، یا خواب هم عبادت است و ...

و نیز در حدیث معصوم است که: یک ساعت تفکر بهتر از هفتاد سال عبادت است.

چگونه؟

در قرآن کریم آمده که: در حالی که نمی فهمید چه می گوئید خداوند را نخوانید

از موارد مؤثر در فهم عقلی، وضع جسمی ست. ثابت شده که خالی ماندن دستگاه گوارش باعث افزایش درک عقلی ست: "اندرون از طعام خالی دار، تا در او نور معرفت بینی". با روزه امکان تمرکز حواس و فهم بالاتر است و هرچه در آن فهم باشد ارزشش چندین برابر حالت بدون درک است. در کنار این باید توجه داشت اینکه چنان ارزشی بیان شده بیان امکان است نه وجوب.

نیز خواب در این ماه چون رفع خستگی برای آمادگی در تلاش آن درک است، جزئی از عبادت محسوب  می شود.

 آن تفکری که با عبادت مقایسه می شود، تفکری همراه اندیشه است در برابر عبادتی بدون تفکر. انتخاب مسیر درست برتر از مدت های طولانی قدم زدن در راهی ست که به مقصدی نمی رسد.

دکتر شریعتی می گوید: دوست دارم در خیابان با کفش هایم راه بروم و به خدا فکر کنم تا اینکه در مسجد باشم و به کفش هایم فکر کنم.

پی نوشت1: هفتاد عددی رایج در زبان عرب برای بیان مقدار زیاد است.

پی نوشت 2: برای خواندن مطالبی دیگر درباره فواید روزه و روزه داری مفید به این پیوند مراجعه کنید:

http://mahdivazirian.iranblog.com/

 

18-6-1388

[ سه‌شنبه ۱٧ شهریور ،۱۳۸۸ ] [ ٦:٠٢ ‎ق.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

تعریف محدود کردن است

تا بگویم خدا آنیست که... می ترسم، شاید هر آنچه از او می دانم را نگویم و شرمنده باشم

هر کس به اندازه مدت تفکر در زندگیش به او رسیده و احساسی غیر قابل بیان از او دارد

10/6/1388

[ سه‌شنبه ۱٠ شهریور ،۱۳۸۸ ] [ ٦:٠٩ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

خداوند در قرآن به پیامبر (ص) فرمود: برای یادآوری (ذکر) آمدی

و نیز فرمود: ما به هر کس خوب و بدش را الهام کردیم

معنای "انسان" فراموش کار است

کار ما جز یادآوری خوبی های ودیعه گذاشته مان است؟

10/6/1388

[ سه‌شنبه ۱٠ شهریور ،۱۳۸۸ ] [ ۳:٢٥ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

انسان ها چرا با وجود خواسته های به ظاهر خوب برای هم، باز موجب رنجش یکدیگر می شوند؟

در ته تمام رنجش ها ما خواسته ای ست که برآورده نشده.

اگر خواسته هایمان تنها برای رضای خداوند باشد، هیچ گاه از چیزی دلگیر نخواهیم شد.

[ شنبه ۱٧ امرداد ،۱۳۸۸ ] [ ۸:۳٩ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

دشمنانم را،

آنان را که با خود من بدی کرده اند دوست دارم

این ها دشمنی شان با من یک طرفه است.

دشمنی وقتی دو طرفه خواهد بود که حرف خداوند در میان باشد

[ پنجشنبه ۱٥ امرداد ،۱۳۸۸ ] [ ٢:٥۱ ‎ق.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

اگر انسان به مشیت خداوند در زندگی یقین یا اندکی ایمان واقعی داشته باشد به راحتی از کنار مسائلی که به ناچار و با وجود تلاش هایش در زندگی پیش آمده خواهد گذشت و ناملایمات را همچون پتکی برای مقاوم تر شدن و درسی در زندگی احساس خواهد کرد.

[ چهارشنبه ٧ امرداد ،۱۳۸۸ ] [ ٢:۳۳ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

انسان ها به دنبال حقیقت اند

حقیقت یکی ست

خدا هم یکی ست

٢٩/١٠/١٣٨۶ - ۴ عصر

[ سه‌شنبه ٦ امرداد ،۱۳۸۸ ] [ ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ ] [ مهدی وزیریان ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

به خود فکر کن... و درست که بیندیشی.. تنها دیگران را می بینی
نويسندگان
لینک دوستان
صفحات اختصاصی
پيوندهای روزانه
امکانات وب
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت