کلمه
 
جدا کردن "گوینده" از "گفته" کاری بزرگ، لذت بخش و تکامل دهنده است
کافی ست امتحان کنید!
علی (ع) می فرماید: بنگر "چه" می گوید، نه اینکه "که" می گوید.
[ جمعه ٢ اسفند ،۱۳٩٢ ] [ ۸:۱٦ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

دلیل اینکه برخی عالمان و هنرمندان علم و هنرشون رو در اختیار دیگران قرار نمیدن چیه؟

- جلوگیری از زیاد شدن و کم ارزش شدن موضوع؟

-تلاش برای سپردن به دست فرد لایق (قدر زر، زرگر شناشد، قدر گوهر، گوهری)؟

هر چه که هست..

باید توجه کرد که: حصول علم یا هنر، بخشی به تلاش ما و بخش بسیار بزرگتری از آن به عوامل درونی (ژنتیک) و وجود شرایط محیطی ایده آل برای رشد و پرورش استعداد ما بستگی داشته که خارج از اختیار ماست.

در قرآن داریم:

نیکی کن به بندگان خدا، چنانکه خدا به تو نیکی کرده است (بقره؛ 77)

و علی (ع) نیز می فرماید: زکات علم نشر آن است

[ دوشنبه ٢۸ بهمن ،۱۳٩٢ ] [ ٥:٢٩ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

ما دچار دیدن تقصیرهاییم تا تماشای زیبایی ها..

به گذشته (برای توجیه) و آینده (با اتکای صرف و بدون تلاش به ما شاء ا...) متوصل می شویم تا از حال (آنچه باید با اختیار باشیم) گذر کنیم..

به طرز عجیبی، بیشتر از قهرمان به دنبال ضد قهرمان می گردیم.. از حسادت به وجود این قهرمان یا همراه آن، ناتوانی خود در قهرمان بودن و جلوگیری از رشد دیگران.. بماند..

انگار رهایی ما زمانی ست که بار تکلیف را به گردن دیگری بیندازیم.. و بعد مهم نیست که آن عمل (با هر درجه اهمیتی) توسط چه کسی انجام خواهد شد..

بدین ترتیب "مرده دوست" خواندن ما هم امر عجیبی نیست..

حواله به موضوع موهوم به جای تکریم حال در نهاد ما جا خوش کرده است...

[ دوشنبه ٢۸ بهمن ،۱۳٩٢ ] [ ٥:٢٢ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

به تقدیر هر انسان دو چیز بسته اند؛

غم

و تنهایی

 

به شادی مکوش.. که غم، زنجیر ناگسستی و در خفا شیرین توست؛ برای رهایی از قید تن

و تلاش بیهوده در رساندن معنا به دیگری مکن.. که به گوش هیچکس نرسد، تمام آنچه روح تو خواهد گفت..

[ دوشنبه ٢۸ بهمن ،۱۳٩٢ ] [ ٥:۱٦ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

مسلما همه آدم ها نه سفید سفیدند نه سیاه سیاه.. اما من آن هایی را انسان واقعی میدانم که لااقل برای بخش های سیاه وجودشان متاسفند..

[ پنجشنبه ٢٦ اردیبهشت ،۱۳٩٢ ] [ ٩:۳٩ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

راز بزرگی خودت را که دریابی.. از همه چیزهای بد رها شده ای...

[ پنجشنبه ۱ فروردین ،۱۳٩٢ ] [ ٩:۳٢ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

اغلب ما هرچی که بزرگ تر میشیم دنیا برامون بی مزه تر و دلخوری مون از عالم و آدم بیشتر میشه و عوضش تمایلمون به تموم نشدن زندگی بیشتر!!

[ سه‌شنبه ۳ بهمن ،۱۳٩۱ ] [ ۱:٠٠ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

برای بعضی ها پیشرفت یعنی هر روز بی قید تر شدن..
وقتی قید هایت را بیشتر کردی، راه پیشرفت را می بینی
مرتاض ها به نوعی با سخت گیری بر جسم توانایی های خود را بروز می دهند و عارفان با پرهیزگاری معنوی به شهود می رسند

[ چهارشنبه ۱٩ مهر ،۱۳٩۱ ] [ ۱:۳٩ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

در اسلام سبقت در چیزی از کسی مجاز نیست مگر در کار خیر؛ "وَ استَبِقوا الخیرات"

همین را بگیرید علت خیلی از چیزها مشخص می شود:

 سلام کردن مستحب است اما پاسخش واجب؛ حتی اگر کافری به شما سلام کرد (کار نیک)، یک مسلمان نبایددرخوب بودن از او عقب بیفتد و باید جوابش را بدهد.

[ یکشنبه ٢٥ تیر ،۱۳٩۱ ] [ ٢:۱٠ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

آقا جان قرار نیست خدا بیاد و تو هر کار ما دخالت کنه.. بارها اینو در قرآن گفته که اگر اون امر از پیش تعیین نشده بود (روز قیامت و جزا).. چه بسا اتفاقات دیگه ای میافتاد.. پس هی نگین خدا کوش پس!

[ دوشنبه ۸ اسفند ،۱۳٩٠ ] [ ٥:۳٢ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

عقل سرآغاز عشق است

اَفلا یعقِلون چند بار در قرآن آمده؟

عشق،پایان راه..

اگر در عقل بمانی احساس بی نیازی از خدا می گیردت.. ثروت و قدرت توخالی کورت می کند

تا عاشق خدا نشده ای دیندار نشو

مذهب بدون عشق، ترس می شود

ترسو از آنچه از آن می ترسد در ضمیرش ناخشنود است

در حالی که... الرحمن الرحیم...توابٌ غفور

اِتقوا الله را به خدا اشتباه فهمیده ایم... وقتی تو عاشق کسی هستی مگر دربرابرش شرم حضور نداری؟ مگر دوست نداری هیچ خطایی از تو نبیند؟

کسی که اخلاقی زندگی می کند برای وجدان خود می کوشد درست عمل کند

کسی که مذهبی زندگی می کند برای رضای محبوب می کوشد..

لذت برای خشنودی محبوب خوبی کردن بیشتر است یا برای خود؟

اینگونه است که معتقدم اسلام (نه آنه دین های دیگر نباشند.. اگر تحریف نشوند) 

دین لذت است!

[ سه‌شنبه ٢٢ شهریور ،۱۳٩٠ ] [ ٩:٠٦ ‎ق.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

عصیان در برابر خدا را بگذار برای خلوت هایت.. در ملا عام این تو را قوی تر که نمی کند هیچ.. کم کم اعتماد به نفست را از دست می دهی.. گرچه کم کم در همان خلوت هایت هم اگر درست نگاه کرده باشی تنها حمدش را می گویی

[ یکشنبه ۱۳ شهریور ،۱۳٩٠ ] [ ۳:٠٤ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

بیقراریای ما از خدایی که باهاش نمی پریم نیست، از اونائیه که باهاشون می پریم!

[ یکشنبه ۱۳ شهریور ،۱۳٩٠ ] [ ۳:٠۱ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

وقتی خودت اینجوری هستی که تنها وقتی با خدا کاری داری سراغش می ری.. از این عادت انسان ها هم ناراحت نشو! حدیث زیبایی ست: "تخلّقوا بِاَخلاقِ الله"

[ یکشنبه ٥ تیر ،۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٥٦ ‎ق.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

رفتار خدا در قبال کارهای ما شبیه همین عکس العمل ماست در برابر کیانا .. از طرفی کاراش از روی ندانم کاریه و از طرفی دلمون نمیاد چیز تندی بهش بگیم!

[ شنبه ۱٠ اردیبهشت ،۱۳٩٠ ] [ ۳:٤٩ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

زبان حقیقتاً محدوده واژگانش محدودتر از آن است که در دریای دل بگنجد.. یک موج دل که بیاید.. واژه ها را متلاطم می کند... فکر می کنند دیوانه ای! سکوت می کنی که در سکوت هزاران حرف نگفته را شاید بتوان شنید..گوش دل می خواهد...

[ چهارشنبه ۳۱ فروردین ،۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

دو نوع رابطه انسان با خدا وجود داره:

نگاه ارباب و نوکر مجبور
و نگاه حاکم و والی مختار

دیدگاه اول باعث احساس ضعف و جدایی انسان ها از خدا و دیدگاه دوم باعث احساس قدرت و نزدیکی به خدا

[ سه‌شنبه ۱٧ اسفند ،۱۳۸٩ ] [ ۳:٥۸ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

وقتی تو کنکور قبول نشدی فکر می کنی مهمترین مسئله زندگی قبول شدن در کنکوره

وقتی دنبال عشق زمینی ت هستی فکر می کنی مهمترین مسئله زندگی ازدواجه

وقتی بچه دار نشدی فکر می کنی بهترین چیز زندگی بچه ست

اما بالاخره می فهمی که تا خودت و دنیای اطرافت رو نشناسی به آرامش حقیقی نمی رسی

این در "هفت پیکر" نظامی و در آیه ای از قرآن وجود داره (اشاره به سرابی که می بینند)

[ یکشنبه ٢٤ بهمن ،۱۳۸٩ ] [ ٤:٢٩ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

توکل یعنی اعتقاد عمیق به وسیله بودن افراد و اشیاء در برابر خدا

[ یکشنبه ٢٤ بهمن ،۱۳۸٩ ] [ ٤:٢٧ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

می گن شراب (الکلی) باعث می شه خودت باشی، هر چی که ته دلت می خواد بگی و هر کار ناخودآگاهت دوست داره بکنی.

مگه قراره انسان هر کار دلش خواست بکنه؟

دو نیرو دائم در درون انسان درگیرند برای انجام کارهای خوب و ناخوب (معروف و منکر). با درگیری دائم این دو و انتخاب های انسانه که می شه رشد کرد. با الکل در واقع یکی از این نیرو ها رو بر می داریم.

[ یکشنبه ٢٤ بهمن ،۱۳۸٩ ] [ ٤:٢۳ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

جالبه که بعضی ها خودشونو اونقدر روشنفکر می دونن که می گن دین باعث تخدیر جامعه ست و بعد به نحسی 13 معتقدن!

[ یکشنبه ٢٤ بهمن ،۱۳۸٩ ] [ ٤:۱٩ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

دو دسته شرک یا بی دینی در دنیا داریم:

یک دسته اون هایی هستند که با دیدن زشتی های دنیا به وجود خدا بی اعتقاد می شن

و یک عده که با دیدن و غرق شدن در زیبایی ها و لذت های دنیا خدا رو فراموش می کنن

[ یکشنبه ٢٤ بهمن ،۱۳۸٩ ] [ ٤:٠٩ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

چپ و راست باید بزنی تو گوش نفس و افسارشو بکشی و هش ش بدی! رستگاری که الکی نیست!

[ دوشنبه ٤ بهمن ،۱۳۸٩ ] [ ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

 یا چنان بنما که می باشی یا چنان باش که می نمایی

 

پی نوشت: در متنی بود که در بالای آن نوشته بود: هفت پند از مولانا

[ شنبه ٢٥ دی ،۱۳۸٩ ] [ ۳:٤۸ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

از گل بد بو آفریده شد و در او از روح خود دمید.. و چنانچه به گل بیشتر بها داد پست شد و چنانچه روح خدایی اش را شناخت اوج گرفت

[ سه‌شنبه ٢۱ دی ،۱۳۸٩ ] [ ۱:٠٩ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

 شانس وجود دارد؟
با آن تفسیری که در ذهن اغلب ماست، از دید خداوند، خیر؛

"هیچ مصیبتی برایتان روی نمی دهد مگر در کتابی نوشته شده" (حدید-٢٢)
و با چه وسیله و علتی چنین نوشته شده؟

"برای انسان جز سعیش نیست
و-نتیجه- تلاشش را خواهد دید" نجم (٣٩ و ۴٠)

معادل شعر: هر چه کنی به خود کنی، گر همه نیک و بد کنی

[ شنبه ۱۸ دی ،۱۳۸٩ ] [ ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

اعتراض های اصیل انسان ها بیش از آنکه به خاطر شکم باشد، به خاطر مغز و روح است.

[ دوشنبه ٦ دی ،۱۳۸٩ ] [ ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

هر توهینی که به تو شد، رهایش نکن، این ها می ماند در دلت و ناخودآگاه ضرر های بسیاری بر روانت می گذارد

سریع خودت را منصفانه تحلیل کن

اگر حقت بوده که اصلاح کن

اگر حقت نبوده که خب نبوده!

[ دوشنبه ٦ دی ،۱۳۸٩ ] [ ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

بیشتر که بخوانی، بفهمی، یا لااقل احساس کنی که می فهمی، از دنیای آدم های امروز دورتر و دور تر می شوی

هر چه بیشتر در خود غرق شوی، کمتر به ساحل دیگران توجه می کنی، نه به این معنا که فراموششان کنی، که دردهای مشترک را می بینی و بر دوری انسان ها اشک می ریزی، دیگر نمی خندی، چونان علی (ع)

[ دوشنبه ٦ دی ،۱۳۸٩ ] [ ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

می گفت: حالشو گرفتم!

نمی دونم، می دونه گرفته شدن حال چه حالی داره؟

می دونست که: کار اون ممکنه غیر عمدی بوده باشه اما تلافیش حتماً عمدی بوده؟

[ دوشنبه ٦ دی ،۱۳۸٩ ] [ ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

هنگامی به رستگاری می رسیم که خوردن و خوابیدن و شهوت جنسی همگی برایمان در درجه ای پس از اندیشیدن و عمل بر مبنای آن اندیشه قرار گیرد

اندیشه ای فارغ از تبلیغ، تهدید و تطمیع

[ دوشنبه ٦ دی ،۱۳۸٩ ] [ ۱٢:٠٩ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

بعضی برای اعتراض به نادیده گرفته شدن حق خود، حق دیگری را از رسمیت خارج می کنند، مثالش شعار نه غزه نه لبنان

حق حق است

به جای ضایع کردن حق دیگری، حق خود را هم بگیر

[ دوشنبه ٦ دی ،۱۳۸٩ ] [ ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

دو دسته در میان انسان های امروز زیاد هستند:

یکی که به نظر خود عقیده مذهبی اش را حفظ کرده، فرایض دینی اش را به جا می آورد و احتمال می دهد با همین به بهشت خواهد رفت.. معمولاً این ها نیازی به عمل نمی بینند.

دسته ای دیگر که از انجام فرایض سر باز زده اند، سعی می کنند با انجام اعمال خداپسندانه یا انسان دوستانه در قبال دیگران بار وجدان خود را بر زمین بگذارند.

چه کمند انسان هایی که به هر دو می پردازند

[ دوشنبه ٦ دی ،۱۳۸٩ ] [ ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

اگر هم خواستی انسان را همین جسم او تصور کنی، او را در مغزش ببین

[ دوشنبه ٦ دی ،۱۳۸٩ ] [ ۱۱:٥٤ ‎ق.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

انسان ها در خواسته های کلی بسیار به هم شبیهند

آنچه آن ها را از هم جدا می کند "تعیین مصداق ها" ست برای آن خواسته ها

[ دوشنبه ٦ دی ،۱۳۸٩ ] [ ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

بعضی ها از ستایش خدا احساس خوبی دارن
بعضی ها از درگیر شدن با خدا


خوبه که هر دو رابطه رو دارن
اما یکی در مسیر یقینه و یکی در شک غوطه ور

[ دوشنبه ٦ دی ،۱۳۸٩ ] [ ۱۱:٤٧ ‎ق.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

فرق است میان به حق بودن و به صف بودن

معاویه به صف کرد اما به حق نکرد، نظم آورد اما عدل نیاورد

پیشرفت ظاهری دلیل حرکت در صراط مستقیم؛ حرکت به بالا نیست

می توان حرکت کرد و به قولی سنگ نبود اما این تحرک دست و پا زدنی در شن های روان باشد..

[ یکشنبه ٢۳ آبان ،۱۳۸٩ ] [ ۱٠:٢٢ ‎ق.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

نگاه به آنچه در زندگی بر ما گذشته یا می گذرد و اِعمال این تاثیر در رفتارمان با اطرافیان باعث بسیاری از نابسامانی هاست.

جدا شدن از این احساسات سخت است اما چقدر فرق می کرد دنیایمان اگر می شد...

[ یکشنبه ٢۳ آبان ،۱۳۸٩ ] [ ۱٠:۱٩ ‎ق.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

فرق چندانی بین راه رفتن روی زمین معمولی و لبه یه پشت بوم بلند نیست

این فکر افتادنه که باعث می شه بالای اون تلو تلو بخوری

[ یکشنبه ٢۳ آبان ،۱۳۸٩ ] [ ۱٠:۱۸ ‎ق.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

می روی به جایی که گوسفند را قربانی می کنند راه رضای چشمان آن ها که چشمشان به آن  هاست و چشمان بی حس او را می بینی که به تو می نگرد

.. حرف های بیشتری برای گفتن دارد تا آنان که سر از پا نمی شناسند

و غرق در بی خودی اند

می روی به جایی که می رقصند و پای می کوبند تا فراموش کنند هنوز از خود دورند و در این هیاهو و فریاد کشیدن ها درد بی کسیشان را فریاد کنند

می روی به جایی که آدم ها برای لحظه هایی از تن خود رها می شوند اما اندکی آن طرف تر بیشتر نمی روند

می روی و در میان نور های سرسام آورشان می مانی

و می مانی از این همه تاریکی

 

تیر 1389- جشن عروسی اقوام دور- دور باد ز من تکرارش! حتی برای احترام

[ شنبه ۱٦ امرداد ،۱۳۸٩ ] [ ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

ثابت کردن اینکه در دوست داشتن یک نفر در واقع خودمان را دوست داریم و هدف رسیدن به محبت او برای خودمان است چندان سخت نیست...

در نظر بگیرید با دیگران به سفر رفته.. ته دلتان می خواهد به او خوش بگذرد یا نه؟

[ دوشنبه ٢۸ تیر ،۱۳۸٩ ] [ ۸:٤٥ ‎ق.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

تقریباً همه اعمال ما در زندگی به نوعی به هم ربط دارد و می توان از روی برخی کارها حدس زد که فرد در کارهای مشابهش چگونه است

دقت کنید افرادی که سمت چپ اتوموبیلشان خوردگی دارد.. اکثراً همواره از سمت چپ دقتی روی اتوموبیل کنار ندارند و باید از رانندگی در این سمت آن ها هراسناک باشید!

همین طور است که می گویند غیبت خود آنجا شنو که غیبت دیگری کنند.. کسی که پشت سر دیگر حرف می زند، پشت سر شما هم به احتمال زیاد حرف می زند

یا مثلاً کسی که آب زیاد هدر می دهد احتمالاً انسانی نیست که به خواسته های دیگران چندان توجه کند

[ شنبه ٢٩ خرداد ،۱۳۸٩ ] [ ۱۱:٤٤ ‎ق.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

جالبه که در فرهنگ اصطلاحات انگلیسی دو کلمه "Alone" و "Lonely" که هر دو در زبان فارسی به یک معنی، یعنی "تنها"، ترجمه می شوند، کاملا دو معنای متفاوت دارند.
کلمه "Alone" به معنی تنهایی فیزیکی و جسمانی هست، مثل زمانی که شما در خانه تنها هستید. اما کلمه "Lonely"  به معنای تنهایی روحی و عاطفی هست، مثل زمانی که شما در میان جمع احساس تنهایی می کنید.
اما یادمون یاشه که درست همون لحظه ای که این احساس رو داریم، یک "Alone"ای هست که حاضره "Loneliness" ما رو به هر قیمتی بخره.
.
.
.
کافیه فقط...

 

پی نوشت: دیشب فیلمی دیدم به نام "Mary and Max".. چقدر با این نوشته همراهه! نقدی خواهم نوشت بر فیلم در وبلاگ نقد فیلم 

از فرستاده های همکار عزیزم

دکتر رجبی

[ شنبه ۱٥ اسفند ،۱۳۸۸ ] [ ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

دیگران را ببخش

نه به این علت که همواره سزاوار بخششند
بلکه به این سبب که تو سزوار بخشودنی
زرتشت
پی نوشت: با تشکر از دکتر افسانه رجبی
[ شنبه ۸ اسفند ،۱۳۸۸ ] [ ٥:۱۳ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

معصوم فرمود: "تَخَلّقوا بِاَخلاقِ ا..." (به اخلاق خداوند درآئید)

این چگونه با انسان بودن و محدود بودن ما در برابر بزرگی و بی نیازی خداوند قابل تطبیق است؟

خداوند در قرآن خطاب به یک توانگر می فرماید: "اَحسِن کَما اَحسَنَ الله اِلَیک" (همانگونه که خدا به تو نیکی کرده، نیکی کن)

او در بسیاری از موارد از گناهان ما چشم می پوشد.. از خطای دیگران چشم بگذر،

عیب های تو را می پوشاند..غیبت دیگران مکن،

در موارد لازم بر کافران (نادیده انگاران) خشم می گیرد..در برابر آنان که در برابر حق می ایستند مقاومت کن،

بخشنده است..به دیگران ببخش

و ...

اینگونه است که انسان با همه محدودیت هایش در جای خود "خدایی" می شود.

26-8-1388

 

[ شنبه ٢٤ بهمن ،۱۳۸۸ ] [ ٢:۱٩ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

در دنیا برای رهایی از بار درونی احساسات و گناهان چهار کار می کنند:

1- صحبت با یک شخص مورد اعتماد؛ به او می گویند "سنگ صبور"

1- در نظر روان کاوان این گفته ها به یک "روانکاو" گفته می شود و او به طور مستقیم یا با اشاره راه را به تو نشان می دهد تا به درک حقیقت ها و آرامش برسی

2- در بین مسیحیان "اعتراف" به گناهان در حضور یک کشیش (یا در صورت بزرگ بودن گناه در حضور اسقف اعظم)

3- در دین اسلام با انواع "دعا" و مناجات با خداوند

*به ظاهر هر سه نوع اعتراف و گفتن باعث کاستن آلام درونی و آنی ست که به آن سبک شدن می گویند.

علی (ع) می فرماید: افشای سختی های زندگی به دیگران موجب خواری ست. چرا؟

دو ظرف داریم با گنجایشی خاص. درد درونی یا احساس غلیان یافته یک انرژی نهفته در روح شخص گوینده است که باید منتقل شود و گوینده به سکون و آرامش برسد.

اعتراف در مسحیت راهی برای بخشیده شدن نیز محسوب می شود. علی (ع) می گوید: " وَ لِسانی مُعتَرِفٌ بالذّنوب" که همان اعتراف است اما در پیشگاه خدا (یونس (ع) پس از گناهش گفت :" سُبحانکَ انّی کُنتُ مِنَ الظالِمین") . و همچنین راه بازگشت و بخشیده شدن را با این کافی نمی داند؛ باید حقوقی را که ضایع کرده ای نیز جبران کنی.

در اعتراف یا درد دل اگر حجم این دو ظرف حداقل یکسان نباشد انتقال انرژی به درستی انجام می پذیرد؟

عوارض عدم انتقال کامل انرژی درون چیست؟

18-9-88

پی نوشت: با تشکر از وبلاگ نویس و دوست عزیزم در "ایستگاه" به سبب ایجاد جرقه این مطلب و همچنین همراه روحانیم "آرامش" در انتقاد سازنده نسبت به این نوشته

[ چهارشنبه ۱۸ آذر ،۱۳۸۸ ] [ ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

اصطلاحی جا افتاده به نام "سرنوشت"

آنچه از آن برداشت می شود بر دو نوع می تواند باشد:

1- چیزی که از ابتدا  برای انسان در نظر گرفته شده، که بر مبنای آن اتفاقات زندگی شکل می گیرد (می توان به این تفسیر "ته نوشت" هم گفت)

2- آنچه در ابتدا برای انسان در نظر گرفته شده، مانند والدین ( و به تبع آن ژنتیک، محل تولد و محل رشد و محیط اطراف)

عده ای تفسیر اول را قبول دارند و عده ای (از جمله من) دومی را.

چرا دومی؟ با استناد به آیات قرآن به این مسئله پاسخ خواهم گفت و در چند روز این بحث را کامل می کنم.

دلیل اول: "تلاش": "برای انسان جز تلاشش چیزی به دست نمی آید" (نجم-53)

اگر همه چیز مشخص است، تلاش برای چه؟ بهتر است بنشینیم تا هر چیز در جای خود اتفاق بیفتد چون کاری از ما ساخته نیست.

دوم: "پشیمانی": حضرت آدم (ع) پس از هبوط پشیمان شد و توبه کرد.

چرا وقتی چیزی در اختیار انسان نیست از آن پشیمان شود؟ بگوید: خدایا تو خواستی و برایم نوشنی و چاره ای جز این نبود!

سوم: "اختیار": "و بگو: حق از پروردگارتان [رسیده‏] است. پس هر که بخواهد بگرود و هر که بخواهد انکار کند" (کهف-29)

چهارم: "عدالت": به عنوان یکی از صفات خداوند. جور در میاید که همه اتفاقات زندگی مشخص باشد و بر اساسا آن ها محاکمه شویم؟

 پنجم: "تغییر در زندگی": "خدا قومی را تغییر نمی دهد مگر آنکه خود اوضاع خود را تغییر می دهند". اینکه خداوند خود را از تغییر دادن وضع زندگی ما کنار کشیده اند خود نکته بسیار مهمی در اثبات وجود اختیار و توانایی برای تعیین وضع زندگی ست.

اما منظور از این آیات چیست؟ "و تا خدا نخواهد، [شما] نخواهید خواست قطعاً خدا داناى حکیم است‏" (انسان-30) یا: "هر که را بخواهد گمراه می کند و هر که را بخواهد هدایت خواهد کرد"

یعنی اختیار و جبر انسان هر دو از جانب خداوند قرار داده شده، خواست تا شما دارای اختیار در برخی موارد باشید.

اعتقاد به اختیار تام، نشانه فراموشی قدرت خداوند و  اعتقاد به جبر مطلق نشانه نادیده گرفتن عدالت اوست.

 دوستی می گفت در علوم قطعیت نداریم. و می گفت علم پیش بینی وجود داره (مثالش کنفسیوس)

گفتم:در علوم الهی اگر با منابع درست باشه قطعیت هست چون حقیقت علمه نه حدس و گمان و دیده پر اشتباه ما. ما فقط در علوم تجربی قطعیت نداریم چون بر اساس تجربه ست و تجربه انسانِ محدود هم بی انتها. دلایل تغییر مسلمه و می شه بر این اساس آینده رو دید. برای همین علی (ع) می فرماید از تاریخ درس بگیرید و خداوند فرمود "سیروا فی الارض" چون قوانین خداوندی ثابته و اگر چنین کنی چنان خواهد شد: "و لا تبدیل لسنته ا..." اما اون پیشگویی که من قبول ندارم اینه که بدون در نظر گرفتن شرایط مکانی و زمانی و امکان رخداد مسائل گوناگون بگوییم چنان خواهد شد. این مساوی جبره و کار خداوند بر مبنای اختیاره بر انسان. پیامبر (ص) می فرمود "من از قدم بعدی نیز اطلاع ندارم که بر کجا خواهم گذاشت" 

[ چهارشنبه ٤ آذر ،۱۳۸۸ ] [ ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

مرد در دنیای خود و اطراف به دنبال اثبات شدن است، تایید شدن، یکّه تاز و "قدرتمند"  بودن.

این در زن به صورت نیاز برای "دوست داشته شدن" نمایان می شود.

تفاوت این دو در نحوه تعامل با دیگران و ظهور در جامعه نیز پدیدار می شود: مرد در نزاعی طبیعی با دیگر مردان برای دستیابی به زن و زن در نزاعی طبیعی برای جلوه بیشتر در تصاحب مردان.

اگر انسان ها به این نقاط ضعف نگاه نکنند و آن ها را مضر برای خود و اطرافیان نبینند جامعه به روزی دچار می شود که در کنون ایران می بینیم.

 

پی نوشت: در اطراف خودم بسیار از این نمونه ها دیده ام.. از عواقب این، نبودن رابطه های محکم میان زنان و شوهران و عدم اعتماد متقابل و سستی خانواده ست.

[ جمعه ۱٠ مهر ،۱۳۸۸ ] [ ٧:۳٢ ‎ق.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

در یک واکنش شیمی طبق اصول لاوازیه وقتی یک سوی واکنش خود به خود به سمت دیگر حرکت می کند که به آزاد سازی انرژی بیانجامد. واکنشی که خود به خودی نباشد نیاز به انرژی خارجی برای پیشرفت دارد.

این اصل در زندگی طبیعی انسان ها نیز جاری ست. اگر امری فطری نباشد برای اجرایی شدنش نیاز به انرژی خارجی داریم. حال یک سوال:

آیا برهنه شدن خواست ذاتی زنان است؟

این روزها با بسیاری از عناوین جستجو در اینترنت به عکس های نیمه برهنه و برهنه زنان و دختران بر می خوریم. اما آیا به سبب گستردگی ظاهری، برهنگی یک امر فطری ست؟

البته نیاز به تجمل و زیبایی در نهاد زنان است، چنان که تمایل به دیدن بدن زن در وجود مرد وجود دارد. بحث در بد حجابی و بی حجابی موسوم ما هم نیست. مراد آنی ست که امروز به افراط -در برهنگی کامل- گرائیده..

"عورت" که متاسفانه بد معنا شده، هر چیز زیباست که در برملا شدنش اعتبار و ارزش کم می شود. چادر و پوشش امروز برای پوشاندن زشتی ها و عریانی برای زیبائی هاست!

در دیده شدن یا نشدن بدن و موی زنان نظریات بسیار است اما آنچه اغلب به آن قائلند رها کردن آنچه طبیعت به بار می آورد است. و بنابراین چنین پیش می آید. برخی معتقدند اینکه در بسیاری نقاط دنیا حجاب وجود ندارد باعث کاهش فسادهای مرتبط با نوامیس نیز می شود. البته با توجه به آمار موجود چنین امری صادق نیست. آمار زن آزاری و کشتن زنان با تجاوز در این کشورها نیز کم نیست. البته باید توجه داشت این آمار در کشورهایی مثل عربستان سعودی کمترین است. در ایران به دلیل جذابیتی که برخی زنان و دختران برای خود به وجود می آورند نیز این آمار بالاست. چرا؟

دیدن جزئی از زیبایی برای مردان، تلاش برای کسب همه آن را ایجاد می کند و چون در ذات زنان در اختیار گذاشتن مجانی نیست و مرد که برای رسیدن به هدفش حاضر به پرداختن بهایی نیست، به هر اقدامی دست می زند.. متلک و آزار شکل ابتدایی و تا برسد به.. حتی قتل! اگر مرد تنها زیبایی های چنین را در وجود همسرش (آرایش در خانه) ببیند، چگونه در جامعه به زنان بی آرایش دیگر نگاه کند؟ (توصیه اسلام)

- آدم و حوا زمانی که لباس بهشتی از تنشان افتاد شرمنده شدند..

- فروید و لکان، دو شخصیت تاثیر گذار علم روانکاوی (که بسیاری آنان را به اشتباه خواستار بی بند و باری جنسی می دانند) حجاب (نه به معنای دقیق دینی ما) را خواسته روانی ذاتی زن می دانند؛ وسیله ای برای نیازمند کردن و جذب بیشتر محبت جنس مخالف، بدون در اختیار بودن بی موهبت.

- خداوند در قرآن در مورد پوشش و برخورد زنان توصیه می کند: مبادا موجب برانگیختن نامحرم شود.

و همه این ها را هم کسی نداند.. اصلاً چرا برای این عکس ها و فیلم های مبتذل پول سرشاری خرج می شود؟ مگر نه این که امر ذاتی نیازی به خرج هزینه خارجی ندارد و به طور طبیعی توسط عامل به ظهور می رسد؟!

در قوانین نسبتاً مخفی فیلم سازان و بازیگران هالیوود قانونی به نام Non-nude clause وجود دارد که بازیگرانی چون "کرستن دانست" (بازیگر فیلم مرد عنکبوتی) در قرار داد خود تاکید می کنند که در صحنه های ملتزم به برهنگی کامل شرکت نمی کنند. الیشا کوتبرت -بازیگر کانادایی سریال 24- در پاسخ به مردانی که آنان را از دیدن بدن عریانش محروم کرده می گوید: "فکر می کنم با بازی و عملکردم چیز های زیادی به جامعه داده باشم، گمان نمی کنم نیازی به ارائه سینه هایم باشد!"

چاپلین بزرگ به دخترش می نویسد: "بگذار جسم تو مال کسی باشد که روحش را برای تو عریان کرده است"

خداوند زنان را به حفظ عورت ها و نگاه و مردان را به حفظ نگاه و عورت ها توصیه می کند. (سوره نور)

برهنگی زنان جز یک نیاز برآورده شده به خواست زور مردان نیست.

[ دوشنبه ۳٠ شهریور ،۱۳۸۸ ] [ ٢:٥۸ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

در روانکاوی و روانشناسی می گویند که انسان در هر صورتی تنهاست..

انسان ها در جمع می مانند و می گویند و سرخوشی می کنند شاید از تنهایی برهند اما...

این تنهایی جبران نمی شود مگر در رابطه با حقیقت درون؛ رابطه با خود و خدای خود که از رگ گردن نیز نزدیک تر است. تا امتحان نکنیم باورش کمی مشکل است..

28-6-1388

پی نوشت 1: رگ گردن جایی ست که خون به قلب وارد می شود، دروازه ورود به قلبی  که نماد جان انسان است

پی نوشت 2: نوشته هایی مربوط:

http://iranianmedia.blogspot.com/2009/09/blog-post_08.html

http://www.tebyan.net/religion_thoughts/articles/quranicarticles/2009/6/29/95779.html

[ شنبه ٢۸ شهریور ،۱۳۸۸ ] [ ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

خداوند در قرآن به پیامبر (ص) فرمود: برای یادآوری (ذکر) آمدی

و نیز فرمود: ما به هر کس خوب و بدش را الهام کردیم

معنای "انسان" فراموش کار است

کار ما جز یادآوری خوبی های ودیعه گذاشته مان است؟

10/6/1388

[ سه‌شنبه ۱٠ شهریور ،۱۳۸۸ ] [ ۳:٢٥ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

اندیشیدن به اعمال دیگران باعث دوری از خود و بالاتر دیدن خود است. هرچه انسان بیشتر به خود و اعمال خود می اندیشد از دیگران راحت تر می گذرد و اشتباهات انسانی را شبیه می یابد.

9/6/1388

[ دوشنبه ٩ شهریور ،۱۳۸۸ ] [ ۸:۱٦ ‎ق.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

خنده یا گریه منقبض شدن چند عضله صورت است که به صورت حالت خاصی می دهد و نشانگر حالت درونی اوست. خود انسان هم نمی داند که چرا اینگونه عمل می کند و اینگونه برداشت می کند! اندیشیده ای؟!

17/11/1386

[ جمعه ۳٠ امرداد ،۱۳۸۸ ] [ ٩:٠٧ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

انسان در پي مطرح شدن است اما وقتي مطرح مي شود و زياد به او رجوع مي كنند زده مي شود! انسان در هر صورتي ناراضي ست!

معناي قناعت رضايت به داشته است اما به معناي عدم دنبال كردن رؤياها نيست، بلكه در هر مرحله به هر چه كه با تلاش به آن رسيده ايم راضي باشيم.

17/11/1386

[ پنجشنبه ٢٩ امرداد ،۱۳۸۸ ] [ ٤:٠۳ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

انسان ها گاه در موقع پرسیدن سؤال از واکنش روبرو می ترسند

باید به آن ها فرصت داد تا با ترس هایشان مواجه شوند

مسخره نکردن و نخندیدن به احساسات روبرو باعث رشد شناخت حقیقت انسان ها از خود می شود

17/11/1386

[ پنجشنبه ٢٩ امرداد ،۱۳۸۸ ] [ ۳:٥٢ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

دیروز -فکر کنم- به سه یا چهار یا پنج سطح از لایه های نفس پی بردم. مثلاً من نماز اول وقتم را در یک مهمانی نمی خوانم. با خودم فکر می کنم که نمی خوانم چون اگر اینجا بخوانم -و در حالی که اوقات عادی اول وقت نمی خوانده ام- ریا می شود. خب این سطح اول ریای من است. بعد برای آن که اطافیانم هم پی به درون پاک من ببرند به آن ها می گویم من این کار را به خاطر این کردم که اینگونه نشود و فکر کردم ریا می شود. در این جا آمده ام یک ریا را بردارم اما ریای سطح دوم را به آن جایگزین کرده ام -یا افزوده ام!- در مرحله بعد با خودم فکر می کنم -یا می گویم به کسی که- ته، این فکر من هم برای این بود و این را الان می گویم که تو فکر نکنی من ریاکار هستم - در صورتی که این نیست -  و این حرف را برای این می زنم که او فکر کند من آدم صادقی هستم و مرا دور از ریاکاری بداند در حالی که این مرحله یا طبقه سوم از ریاست. حالا اگر بخواهم درباره این سطح حرف بزنم چه می توانم بگویم؟ خب به نظر من این جا جایی است که به درون خود واقعی ام رسیده ام و دیگر قابل ریا یا دروغ گفتن نیست. هرچه بگویم در آخر راه است! پس به نظرم ما سه سطح یا پرده بر روی نیّاتمان داریم و اگر بتوانیم در هر سه مرحله یا طبقه نفوذ کنیم در مورد هر کاری می توانیم به اصل هدف یا ذات کارهایمان برسیم. و وقتی می گویند خالصانه کاری را انجام داده ام که هر سه طبقه واقعاً بی ریا باشد و یکسان. این امری ست سخت، بسیار سخت! مرارت می طلبد و ممارست..

٣/١/١٣٨٧ - ١١ شب

[ چهارشنبه ٢۱ امرداد ،۱۳۸۸ ] [ ٥:٥٧ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

نوع برخورد دیگران با ما تا حد زیادی به رفتار خودمان باز می گردد

"هر عملی را عکس العملی ست، با همان نیرو و در خلاف جهت"

این قانون فیزیک در تمام اجزای هستی و حتی در جزای اخروی نیز کاربرد دارد!

[ پنجشنبه ۱٥ امرداد ،۱۳۸۸ ] [ ٢:۳٤ ‎ق.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

اگر انسان به مشیت خداوند در زندگی یقین یا اندکی ایمان واقعی داشته باشد به راحتی از کنار مسائلی که به ناچار و با وجود تلاش هایش در زندگی پیش آمده خواهد گذشت و ناملایمات را همچون پتکی برای مقاوم تر شدن و درسی در زندگی احساس خواهد کرد.

[ چهارشنبه ٧ امرداد ،۱۳۸۸ ] [ ٢:۳۳ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

خود خواهی نهایی ترین ریشه تمام تمایلات انسان است، اما همیشه بد نیست. اگر آن را در جهت افزایش سرمایه های روحی حود به گونه ای به کار گیریم که نفع حاصل دیگران نیز بشود، چه سعادتی ست!

تملّک نیز از این قسم است. هرچه از تملّک بر موجودات خارج از درون خود دور شویم و بر درونیات خود دست یابیم به آرامش نزدیک شده ایم.. و برعکس...

29/10/1386 - 5 عصر

[ سه‌شنبه ٦ امرداد ،۱۳۸۸ ] [ ۱٢:٠٢ ‎ق.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

هر جا که حقی از کسی ضایع شود، آن جا گناه است

خواه آن کس خودتان باشید

٢٩/١٠/١٣٨۶ - ۴ عصر

[ سه‌شنبه ٦ امرداد ،۱۳۸۸ ] [ ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

انسان ها به دنبال حقیقت اند

حقیقت یکی ست

خدا هم یکی ست

٢٩/١٠/١٣٨۶ - ۴ عصر

[ سه‌شنبه ٦ امرداد ،۱۳۸۸ ] [ ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

کاش انسان ها همدیگر را به مثابه یک روح بزرگ گسترده در چند تن می دیدند

وقتی تنها خود را ببینیم از درک بسیاری از قسمت های دیگر عاجزیم و در قفس کوچکی به اسم تن گرفتار

29/10/1386- 4 عصر

[ جمعه ٢ امرداد ،۱۳۸۸ ] [ ٩:٤۸ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

به چشمان یک انسان نگاه کن. به دنیا آمده بی آنکه بخواهد. با ضعف ها و توانایی هایش. با آن ها که می خواهد و آن ها که نمی خواهد و همراه ش است. آیا جز محبت کاری هست تا برایش انجام دهی تا زندگی چند روزه اش را شیرین کرده باشی؟

2/5/1388 - 9 و نیم شب

[ جمعه ٢ امرداد ،۱۳۸۸ ] [ ٩:۳٧ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

انسان در تاریخ گم‌ شده است و در آینده پیدا می‌شود.

تاریخ جریان همایش انسان است و جریانی برای رسیدن به دنیای واحد انسانی و در عین واحد بودن بزرگ و فراگیر است.

 انسان متعلق به همه عالم است و همه عالم متعلق به انسان است.

انسان‌ها به سرعت به هم نزدیک می‌شوند و در این فضا است که مردم می‌خواهند آثاری را در مقیاس جهانی ثبت کنند به این معنا که این آثار متعلق به جهان است. منطق منشور ملل متحد نیز غیر از این نیست.

در مقام ابلاغ پیام انسانی مرز نمی‌شناسیم مومن یا کافر نمی‌شناسیم اینکه پیرو کدام فرقه است نمی‌شناسیم آیا در جامعه اسلامی همه اندیشه‌ها یکسان است؟ به قول بعضی‌ها، بعضی مسلمان‌ها از نظر مبانی فکری شاید از ما دورتر باشند. در این سیر حرکتی که به جلو می‌آییم انسان است که به انسان نزدیک می‌شود.

تاریخ را نگاه کنید: آیا پیامبر برای انتقال پیامش به کسی زور گفت؟ کسی را مجبور کرد؟ به تمام نمازهایی که خوانده‌ام قسم می‌خورم، منطقی که صف‌بندی می‌کند باطل است، باطل است، باطل است. 

فلسفه آفرینش با قیام حضرت مهدی (عج) محقق می‌شود.

منطق مهدویت منطق تحمیل خودمان به دنیا نیست. اینکه کسی که این منطق را می‌پذیرد مثل من باید بشود خطای آشکار است. همه "ما" باید بشویم. حضرت مهدی متعلق به همه دنیاست و با همگان گفت‌وگو می‌کند. جنگ و خونریزی برای امام زمان نیست امام زمان زیباست و زیبایی‌ها با کسی جنگ ندارند این جنگ که قبل از ظهور امام زمان مطرح می‌شود جنگ بین مردم و نامردم است و این جنگ‌ها مقدمات ظهور حضرت است.

[ چهارشنبه ۳۱ تیر ،۱۳۸۸ ] [ ٤:٠٦ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

به خود فکر کن... و درست که بیندیشی.. تنها دیگران را می بینی
نويسندگان
لینک دوستان
صفحات اختصاصی
پيوندهای روزانه
امکانات وب
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت