|
کلمه | ||
|
بیا تا جدایی مان اگر هست.. چونان برگی که در آستانه پاییز به اکراه از درخت جدا می شود باشد.. به دست باد... [ دوشنبه ۱۸ اردیبهشت ،۱۳٩۱ ] [ ٥:۳٦ ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]
درد داشته باش اما روزمرگی نگیر غم داشته باش اما بی عشق نشو [ دوشنبه ۱۸ اردیبهشت ،۱۳٩۱ ] [ ٥:۳٥ ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]
شکسته ای با عشق قلب گلی؟ من.. آری!... چیدمش به وقت طلوع... بوئیدمش.. به قدر تمام زندگی خوشبو بود! خاری نداشت به دستم کند.. آهی نداشت به راهم کشد.. ساکت و آرام نشسته بود در دستانم.. روزی که پژمرد.. یادم هست.. درگوشه ای انداختمش.. ... و من سال هاست همچنان.. در حسرت عطری زیبا همچنان خار می رود در دستم... [ شنبه ۱٦ اردیبهشت ،۱۳٩۱ ] [ ۱۱:٤٧ ق.ظ ] [ مهدی وزیریان ]
آقا جان قرار نیست خدا بیاد و تو هر کار ما دخالت کنه.. بارها اینو در قرآن گفته که اگر اون امر از پیش تعیین نشده بود (روز قیامت و جزا).. چه بسا اتفاقات دیگه ای میافتاد.. پس هی نگین خدا کوش پس! [ دوشنبه ۸ اسفند ،۱۳٩٠ ] [ ٥:۳٢ ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]
آری.. نه! دگر باور ندارم خیس گشتن، ساده ماندن را.. تو هم مبهوت چتری هستی آنجا دست یک دور از منِ ترسیده از باران منم.. آواره ی بی سقف می پوشم لحافی از ستاره.. شب و روزم را به زیر تابش خورشید می سوزم.. و می سازم برای رفتنم زورق و روزی دیگر اینجا بعد یک پارو که می سازم ز پاهایم.. به آبی روشن از امید خواهم دوخت چشمان رهایی را و تا از نو شوم پیدا از این شهر خراب آباد گم در خویش خواهم رفت..خواهم رفت.. [ یکشنبه ۱٦ بهمن ،۱۳٩٠ ] [ ۱:۳٦ ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]
بار اولم نیست.. بند زده را چه هراس از شکستن؟! [ دوشنبه ۱۸ مهر ،۱۳٩٠ ] [ ٢:٢٥ ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]
[ یکشنبه ۱٠ مهر ،۱۳٩٠ ] [ ٢:٠٢ ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]
[ یکشنبه ۱٠ مهر ،۱۳٩٠ ] [ ٢:٠٢ ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]
|
![]() ![]() | |
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin] | ||