کلمه
 

می روی به جایی که گوسفند را قربانی می کنند راه رضای چشمان آن ها که چشمشان به آن  هاست و چشمان بی حس او را می بینی که به تو می نگرد

.. حرف های بیشتری برای گفتن دارد تا آنان که سر از پا نمی شناسند

و غرق در بی خودی اند

می روی به جایی که می رقصند و پای می کوبند تا فراموش کنند هنوز از خود دورند و در این هیاهو و فریاد کشیدن ها درد بی کسیشان را فریاد کنند

می روی به جایی که آدم ها برای لحظه هایی از تن خود رها می شوند اما اندکی آن طرف تر بیشتر نمی روند

می روی و در میان نور های سرسام آورشان می مانی

و می مانی از این همه تاریکی

 

تیر 1389- جشن عروسی اقوام دور- دور باد ز من تکرارش! حتی برای احترام

[ شنبه ۱٦ امرداد ،۱۳۸٩ ] [ ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ ] [ مهدی وزیریان ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

به خود فکر کن... و درست که بیندیشی.. تنها دیگران را می بینی
نويسندگان
لینک دوستان
صفحات اختصاصی
پيوندهای روزانه
امکانات وب
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت