کلمه
 

نگران این نباشیم که زندگیمان تمام می شود، نگران باشیم که نکند اصلاً زندگی را شروع نکنیم!

 

پی نوشت: به نقل از مجری یکی از برنامه های ماه رمضان پارسال که متفکر آن هم مشخص نیست. نقدی نوشتم بر فیلم "تنها دو بار زندگی می کنیم" که به تازگی اکران شده و شاید ربطی برای بازگشت ذهنم به جمله بالا بوده باشد.

[ جمعه ٢٧ آذر ،۱۳۸۸ ] [ ٥:٢٠ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

سپردمت به دلم      

حسابت با غم!

1388

 

پی نوشت: تنها قسمتی که در قیامت بخشیده نمی شود "حق الناس" است. برای اینکه از بخشندگی خدا و اختیار تن خودت خارج است، به یک دل، به یک احساس بر می گردد که دیگر کاری برای آن نمی توانی بکنی..برای غمی که نشانده ای..

[ جمعه ٢٠ آذر ،۱۳۸۸ ] [ ٢:۳۳ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

در دنیا برای رهایی از بار درونی احساسات و گناهان چهار کار می کنند:

1- صحبت با یک شخص مورد اعتماد؛ به او می گویند "سنگ صبور"

1- در نظر روان کاوان این گفته ها به یک "روانکاو" گفته می شود و او به طور مستقیم یا با اشاره راه را به تو نشان می دهد تا به درک حقیقت ها و آرامش برسی

2- در بین مسیحیان "اعتراف" به گناهان در حضور یک کشیش (یا در صورت بزرگ بودن گناه در حضور اسقف اعظم)

3- در دین اسلام با انواع "دعا" و مناجات با خداوند

*به ظاهر هر سه نوع اعتراف و گفتن باعث کاستن آلام درونی و آنی ست که به آن سبک شدن می گویند.

علی (ع) می فرماید: افشای سختی های زندگی به دیگران موجب خواری ست. چرا؟

دو ظرف داریم با گنجایشی خاص. درد درونی یا احساس غلیان یافته یک انرژی نهفته در روح شخص گوینده است که باید منتقل شود و گوینده به سکون و آرامش برسد.

اعتراف در مسحیت راهی برای بخشیده شدن نیز محسوب می شود. علی (ع) می گوید: " وَ لِسانی مُعتَرِفٌ بالذّنوب" که همان اعتراف است اما در پیشگاه خدا (یونس (ع) پس از گناهش گفت :" سُبحانکَ انّی کُنتُ مِنَ الظالِمین") . و همچنین راه بازگشت و بخشیده شدن را با این کافی نمی داند؛ باید حقوقی را که ضایع کرده ای نیز جبران کنی.

در اعتراف یا درد دل اگر حجم این دو ظرف حداقل یکسان نباشد انتقال انرژی به درستی انجام می پذیرد؟

عوارض عدم انتقال کامل انرژی درون چیست؟

18-9-88

پی نوشت: با تشکر از وبلاگ نویس و دوست عزیزم در "ایستگاه" به سبب ایجاد جرقه این مطلب و همچنین همراه روحانیم "آرامش" در انتقاد سازنده نسبت به این نوشته

[ چهارشنبه ۱۸ آذر ،۱۳۸۸ ] [ ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

توجه به انسان ها باعث درک درد هاست

باعث ایجاد دردی مشابه و دردناک تر!

درد بی درمان

آبان 88

[ چهارشنبه ۱۱ آذر ،۱۳۸۸ ] [ ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

اصطلاحی جا افتاده به نام "سرنوشت"

آنچه از آن برداشت می شود بر دو نوع می تواند باشد:

1- چیزی که از ابتدا  برای انسان در نظر گرفته شده، که بر مبنای آن اتفاقات زندگی شکل می گیرد (می توان به این تفسیر "ته نوشت" هم گفت)

2- آنچه در ابتدا برای انسان در نظر گرفته شده، مانند والدین ( و به تبع آن ژنتیک، محل تولد و محل رشد و محیط اطراف)

عده ای تفسیر اول را قبول دارند و عده ای (از جمله من) دومی را.

چرا دومی؟ با استناد به آیات قرآن به این مسئله پاسخ خواهم گفت و در چند روز این بحث را کامل می کنم.

دلیل اول: "تلاش": "برای انسان جز تلاشش چیزی به دست نمی آید" (نجم-53)

اگر همه چیز مشخص است، تلاش برای چه؟ بهتر است بنشینیم تا هر چیز در جای خود اتفاق بیفتد چون کاری از ما ساخته نیست.

دوم: "پشیمانی": حضرت آدم (ع) پس از هبوط پشیمان شد و توبه کرد.

چرا وقتی چیزی در اختیار انسان نیست از آن پشیمان شود؟ بگوید: خدایا تو خواستی و برایم نوشنی و چاره ای جز این نبود!

سوم: "اختیار": "و بگو: حق از پروردگارتان [رسیده‏] است. پس هر که بخواهد بگرود و هر که بخواهد انکار کند" (کهف-29)

چهارم: "عدالت": به عنوان یکی از صفات خداوند. جور در میاید که همه اتفاقات زندگی مشخص باشد و بر اساسا آن ها محاکمه شویم؟

 پنجم: "تغییر در زندگی": "خدا قومی را تغییر نمی دهد مگر آنکه خود اوضاع خود را تغییر می دهند". اینکه خداوند خود را از تغییر دادن وضع زندگی ما کنار کشیده اند خود نکته بسیار مهمی در اثبات وجود اختیار و توانایی برای تعیین وضع زندگی ست.

اما منظور از این آیات چیست؟ "و تا خدا نخواهد، [شما] نخواهید خواست قطعاً خدا داناى حکیم است‏" (انسان-30) یا: "هر که را بخواهد گمراه می کند و هر که را بخواهد هدایت خواهد کرد"

یعنی اختیار و جبر انسان هر دو از جانب خداوند قرار داده شده، خواست تا شما دارای اختیار در برخی موارد باشید.

اعتقاد به اختیار تام، نشانه فراموشی قدرت خداوند و  اعتقاد به جبر مطلق نشانه نادیده گرفتن عدالت اوست.

 دوستی می گفت در علوم قطعیت نداریم. و می گفت علم پیش بینی وجود داره (مثالش کنفسیوس)

گفتم:در علوم الهی اگر با منابع درست باشه قطعیت هست چون حقیقت علمه نه حدس و گمان و دیده پر اشتباه ما. ما فقط در علوم تجربی قطعیت نداریم چون بر اساس تجربه ست و تجربه انسانِ محدود هم بی انتها. دلایل تغییر مسلمه و می شه بر این اساس آینده رو دید. برای همین علی (ع) می فرماید از تاریخ درس بگیرید و خداوند فرمود "سیروا فی الارض" چون قوانین خداوندی ثابته و اگر چنین کنی چنان خواهد شد: "و لا تبدیل لسنته ا..." اما اون پیشگویی که من قبول ندارم اینه که بدون در نظر گرفتن شرایط مکانی و زمانی و امکان رخداد مسائل گوناگون بگوییم چنان خواهد شد. این مساوی جبره و کار خداوند بر مبنای اختیاره بر انسان. پیامبر (ص) می فرمود "من از قدم بعدی نیز اطلاع ندارم که بر کجا خواهم گذاشت" 

[ چهارشنبه ٤ آذر ،۱۳۸۸ ] [ ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

به خود فکر کن... و درست که بیندیشی.. تنها دیگران را می بینی
نويسندگان
لینک دوستان
صفحات اختصاصی
پيوندهای روزانه
امکانات وب
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت