کلمه
 

خداوند انسان را برای چه خلق کرد؟

"الّا لیعبدوه"؛ مگر برای عبادت خود.

و به انسان اسماء (علوم) را آموخت که فرشتگان نیز نمی دانستند و این دلیلی بود که به فرشتگان گفته بود: "چیزی را -برای آفرینشش- می دانم که شما نمی دانید"

و دو نعمت در جای جای کتابش یاد شد: "لا خوف علیهم و لا هم یحزنون": ترس و اندوه برای آنان که او را باور می کردند و کار نیک، نبود. ترس که نباشد شجاعت و اعتماد هست و اندوه که نباشد، شادی و لذت.

و در سخن آنکه سخنش را به حقیقت می فهمید آمد: " یک ساعت تفکر بهتر از هفتاد سال عبادت است".

و نیز فرمود: "علم را در دورترین نقاط نیز بجوئید"

و نیز آمد: " از علمی که سود نمی رساند بپرهیزید"

چه علمی؟ آنکه تو را به تو نمی شناساندو خدای تو را.

جمعش کنید: برای شادی خلق شدید که آن را در معرفت خواهید یافت.

و ما شادی و لذت را در چه می جوئیم؟ خنده به هم، غیبت، مهمانی های بی محتوا و مستی هایی  که تلخی آن شادی زودگذر را به اندوه بدل می کند.

[ سه‌شنبه ٢۸ مهر ،۱۳۸۸ ] [ ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

کلمه انرژی زیادی دارد/ یا می تواند داشته باشد

اینکه بیاندیشیم و در هر موقعیت با کلمات، بهترین راه ممکن برای اثر گذاری را بیابیم هنری ست که خیلی کم آن را دارند

1-7-1387

[ سه‌شنبه ٢۱ مهر ،۱۳۸۸ ] [ ٦:٤٩ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

در آیه 88 سوره هود:

شعیب (ع) می گوید: من نشانه هایی از پروردگارم دیده ام - که به آن ها ایمان دارم-

                             و: برای اصلاح کار شما آمده ام

پایبندی به اصولی راسخ (اصول گرایی)

و اصلاح  در شرایط انحراف (اصلاح طلبی)

١۴-٧-١٣٨٨

[ سه‌شنبه ۱٤ مهر ،۱۳۸۸ ] [ ۳:۳٦ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

بحث زمان برای انسان پیچیده و همراه با شگفتی های زیادی بوده است. امروزه هم با وجود پیشرفت های وسیع هنوز این بحث به روی انسان چون سدی ناگشوده می نماید (اشاره هایی در سریال Lost به آن شده).

قرآن چگونه به بحث زمان می پردازد؟

1- گذشته: "در زمین سیر کنید و ببینید عاقبت نادیده انگاران را": گذشته نگری
+ گذشته عبرت است، برای حال.

2- حال: "به نشانه های خدا توجه کنید" و "در راه خدا تلاش کنید": توجه به حال + حال آموزش و تلاش است.

3- آینده: "برای سرای آخرت خود توشه بیندوزید": آینده نگری + آینده با تلاش حال به دست میآید.

در عین اینکه به هر سه زمان پرداخته، مهمترین وضع در مجموع این آموزه ها "حال" است؛ از طرفی با گذشته حال را می سازیم و از سویی با حال آینده را (واسط این دو در ساختن و مسیر طبیعی حدوث). آن چه بسیاری از فلاسفه به آن اشاره کرده و حتی دنیا پرستان هم به آن تکیه دارند نیز همین است (دم را خوش است)، تنها دید ها و عقاید متفاوت است.

4- اطلاع از آینده (غیب): "خداوند برگ درختی را هم که می افتد (مرده، بی جان) و جنبش هر جنبده در زمین (جاندار) را می داند". و البته این دانستن به سبب علم بر قوانین طبیعی ست که بر اساس آن چه خواهد شد و نه اجبار بر انجام. آن چه به ما گفته اند که امامان و پیامبران از آینده خود می دانسته اند چقدر حقیقت دارد؟ همین قدر بس که پیامبر فرمود: "من از قدم آینده خود که بر می دارم مطمئن نیستم که آیا هستم یا نه". علم آنان بر قوانین بوده؛ اگر چنین کنی، چنان خواهد شد. این علم با ممارست و حقیقت بینی و کشف اسار عالم قابل دست یابی ست.

١٢-٧-١٣٨٨

[ یکشنبه ۱٢ مهر ،۱۳۸۸ ] [ ۳:٢٧ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

نقش پدر و مادر در آینده فرزندان چقدر است؟ با توجه به این ها زیاد!

خانواده بد--> ایجاد ترس یا خشونت

ترس--> دو رویی و دروغ

خشونت--> جرم و جنایت

پس نقش خود فرزندان کجاست؟

خداوند در جای جای قرآن موردی را که مستثنی کرده است نوع تفکر است: تو مختاری. و آنچه تصمیم می گیری و انتخاب می کنی باید بر اساس عقل و فطرت خودت باشد، نه پدر و مادرت. اینگونه حتی انتخاب اصول دین نیز تقلیدی نیست تا بر اساس انتخاب، آگاهی و ایستادن بر سر منتخب باشد.

به اهمیت احترام به والدین بارها در قرآن اشاره شده. اما آیا در هر صورت باید از آنان اطاعت کرد؟ نه! هر کجا که از راه عقل و فطرت سلیم به دور بودند از آن ها اطاعت نکن.

اینگونه است که پسر نوح پیامبر بدکار می شود و پسر یزید بن معاویه صالح١. این ها مثالند، پس می شود! هر چند سخت است!

١ از این مثال ها فراوانند

١٣-٧-١٣٨٨

[ شنبه ۱۱ مهر ،۱۳۸۸ ] [ ٤:۱۳ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

مرد در دنیای خود و اطراف به دنبال اثبات شدن است، تایید شدن، یکّه تاز و "قدرتمند"  بودن.

این در زن به صورت نیاز برای "دوست داشته شدن" نمایان می شود.

تفاوت این دو در نحوه تعامل با دیگران و ظهور در جامعه نیز پدیدار می شود: مرد در نزاعی طبیعی با دیگر مردان برای دستیابی به زن و زن در نزاعی طبیعی برای جلوه بیشتر در تصاحب مردان.

اگر انسان ها به این نقاط ضعف نگاه نکنند و آن ها را مضر برای خود و اطرافیان نبینند جامعه به روزی دچار می شود که در کنون ایران می بینیم.

 

پی نوشت: در اطراف خودم بسیار از این نمونه ها دیده ام.. از عواقب این، نبودن رابطه های محکم میان زنان و شوهران و عدم اعتماد متقابل و سستی خانواده ست.

[ جمعه ۱٠ مهر ،۱۳۸۸ ] [ ٧:۳٢ ‎ق.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

من...

گاهی یک سکوت به اندازه تمام عمر حرف است

7-7-1388

[ سه‌شنبه ٧ مهر ،۱۳۸۸ ] [ ۱:٤۳ ‎ق.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

به کسی نیازمند بودم..

یک جلوه که مرا در رسیدن به آن حقیقت، یکتا الگوی حاضر باشد

برای زنده ماندنم بدون نفس کشیدن تنها..

روز به روز بهتر بودنم برای رضایت، برای رهایی از بند های نادیدنی..

و پدیدار شد.. احمدی نژاد!

13-4-1387

[ سه‌شنبه ٧ مهر ،۱۳۸۸ ] [ ۱:٢٠ ‎ق.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

بال هایم را به خاطر بسپار                  در آسمان آبی فردا به انتظار تو اَم

13-4-1387

[ شنبه ٤ مهر ،۱۳۸۸ ] [ ۸:٥۱ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

ما از درون به بیرون می نگریم، پس دیگران گناهکارند، و هر چه در ما بگذرد، انگار خوب..

اگر یاد بگیریم زندگی را دقیق ببینیم، بسیاری از عیب های دیگران، به نحوی در ما هم هست

اگر زیاد دقت کنیم، ما از همه بدتریم!

 

پی نوشت (فرستاده همکار گرامیم؛ دکتر رجبی): یادمون باشه فقط وقتی حق داریم از راه رفتن کسی ایراد بگیریم که چند قدم با کفش های اون راه رفته باشیم

29-3-1387

[ پنجشنبه ٢ مهر ،۱۳۸۸ ] [ ۱٢:٢٦ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

به خود فکر کن... و درست که بیندیشی.. تنها دیگران را می بینی
نويسندگان
لینک دوستان
صفحات اختصاصی
پيوندهای روزانه
امکانات وب
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت