کلمه
 

گاهی جایی که تو ایستاده ای زندگی نیست

و جایی که زندگی می کنی ایستادن معنا ندارد

اینجاست که هجرت معنا می یابد

و خداوند در جای جای قرآن از ما می پرسد: چرا در چنین شرایطی ماندی؟

27-11-1388

سالروز هجرت پیامبر از مکه به مدینه

 

پی نوشت:

هجرتی عظیم باید...
از "خود" .........به........"خود"
و گاهی میان این دو "خود"،
به اندازه "خدا" فاصله است.

از دکتر افسانه رجبی

[ سه‌شنبه ٢٧ بهمن ،۱۳۸۸ ] [ ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

آقای صانعی، از مراجع تقلید، درباره قمه زنی سخنانی ارائه نمودند که با دانسته های اندک خود لازم دیدم به آن پاسخ داده شود.

ایشان گفتند که این عمل چون از سر حس علاقه فراوان به  امام حسین (ع) انجام می شود و فرد قمه زن بدون فکر و اراده این کار را انجام می دهد نمی توان جلوی این کار را گرفت، ناصحیح نمی باشد و همچنین اگر در آن افراط نشود به وجود آورنده مفسده نیز نمی باشد و حتی برای برخی افراد دارای فوایدی است، از جمله بعضی چنانچه یک سال قمه نزنند دچار سر درد می شوند و ... ایشان در مقام مثال، برخورد حضرت زینب (س) پس از دیدن سر برادر بر بالای چوبه را عنوان کردند که از شدت حبّ برادر با زدن سر خود به چوبه، خون از سرشان جاری شد.

در پاسخ باید نکاتی را عرض کنم.

اولاً باید دید که آیا مثال یاد شده با قمه زنان شباهتی دارد یا نه. بر فرض درست بودن این روایت (که در آن و بسیاری دیگر از روایات گفته شده درباره کربلا به دلیل نبود راوی مطمئن و کشته شدن تمام مردان حاضر در حادثه عاشورا هنوز هم شک وجود دارد، گرچه سخنان حسین (ع) و یارانش مسلماً از جنس سخنان ما نیست و بسیار بزرگتر و برتر است) حضرت زینب پس از دیدن چوبه، سر خود را بر آن زد. سوال: آیا ایشان از قبل می دانست که با سر بریده برادر روبرو خواهد شد؟ آیا قصد ایشان از زدن سر بر چوبه ریختن خون از سر خود بوده؟ آیا یک نمونه درباره اقدام عملی به قصد صدمه به بدن در میان پیامبران و امامان ما وجود دارد؟ آیا می دانید هیچ سند محکمی بر درست بودن این روایت وجود ندارد و نویسنده این کتاب هم تایید نشده است؟ آیا عمل یک قمه زن که از قبل می داند چه می خواهد بکند (علم به عمل آینده و برنامه ریزی برای آن) و مانند قول آقای صانعی نیست که در آن حال و هوا نفهمد چه می کند و قمه بزند. و مهمتر از همه، آیا انجام عمل در دین اسلام بدون فهم صحیح است؟ خداوند در مورد خواندن او (نماز) می فرماید: "به خواندن من نزدیک نشوید مگر بفمید چه می گوئید". اصلاً کدام عمل با احساس صرف و بدون تعقل در اسلام و عمل آن وجود دارد؟ آیا دین احساسی همان اسلام طالبانی یا آمریکائی (در دو سوی افراط و تفریط) نخواهد بود؟

دوماً، آیا می دانید در روز عاشورا و تاسوعا چه تعداد زن و کودک به خیابان ها می آیند تا شاهد عزاداری باشند؟ و آیا می دانید از نظر روانشناسی تاثیر دیدن صحنه قمه زنی بر کودکان تا چه حد است؟ آیا می دانید ترس ناشی از این تصویر می تواند کودک امروز را تا پایان عمر دچار انواعی از ترس های ناخودآگاه کند؟

و نهایتاً آیا از مهمترین نعمت هایی که خداوند به بشر داده سلامتی نیست؟ آیا امکان بروز انواع آلودگی ها با این کار وجود ندارد؟ آقای صانعی معتقدند که خیر. می پرسم: چقدر می دانید که تا به حال موجب به خطر افتادن سلامتی نشده باشد؟

تعقّل و تعمّقی دوباره باید

پی نوشت: یکی از دوستان عزیز خواننده وبلاگ مطالبی را درج کردند که در اینجا عین مطالب + پاسخ به آن ها ارائه می شود:

1. هنوز یک مورد ثبت نشده که قمه زدن موجب مرگ یا بیماری شده باشد. حتی یک مورد. (بله. در دعواهایی که بر سر این موضوع و در برخورد های با قمه زنان که موجب ضرب و جرح شده آمار تلفات داریم.)
پاسخ: البته در ایران آمار به معنای والقعی وجود ندارد و تنها در مواردی مثل سرشماری می توان با تخمین نزدیکی معتبر دانست و به خصوص در چنین مواردی که مسلماً گزارشات موقنی وجود نخواهد داشت. با این حال، صدمه زدن به بدن، که حتی پس از مدتی بهبودی حاصل شود، از گناهان است.

2. از نظر پزشکی قمه زدن اگر موجب مرگ یا جراحت شدید نشود بسیار مفید است و باعث می شود خونهای آلوده در قسمت سر خارج شود و نوعی هجامت است و اصلا قابل مقایسه با اهدای خون که از رگ معمولی گرفته می شود نیست.

پاسخ: عموم پزشکان بر این باورند که قمه زنی می تواند باعث خونریزی ، عفونت های موضعی ،قطع شدن عروق و اعصاب ، احتمال شیوع بیماریهای عفونی همچون هپاتیت B و مننژیت ، ایجاد جوشگاه ناهنجار ( محل ترمیم زخم بد شکل ) ، احتمال بروز شوک ناشی از کم شدن حجم خون بدلیل خونریزی ، احتمال بروز آنمی ( کم خونی ) ، احتمال بروز کزاز و در موارد نادر بیماری هاری ، خطر احتمال ابتلا به عفونتهای پوست و استخوان ، تشکیل کانونهای چرکی داخل نسج مغز و ایجاد آبسه در اثر قمه زدنهای عمقی ، شکستگی استخوانهای جمجمه و فرو رفتگی آن و مرگ سلولی شود. با این حال اگر هم نشود، آیا به جای خون ریختن بیهوده که تنها منفعت آن برای خود است، بهتر نیست این خون به عنوان خون اهدا شده به سازمان های انتقال خون باشد تا بتواندجان بیماران را نجات بخشد؟ بله، فواید حجامت مثل اهداء خون نیست، اما کسی که قمه می زند مگر برای نفع خود قمه می زند؟! البته همه کارهای ما برای نفع شخصی ست اما اگر در چنین عملی که در حرام بودن یا نبودنش شک است حس خودخواهی هم باشد که دیگر هیچ...

3. اضرار به بدن در صورتی شرعا حرام است که ضرر ممتد و در دراز مدت داشته باشد. والا هر نوع اضراری را نمی توان حرام دانست مخصوصا در جایی که قصد عقلای همراه آن باشد. مثلا عمل جراحی هم اضرار به بدن است ولی قصدی عقلایی همراه آن است که آن را جائز می کند. حتی عمل های زیبایی که به هیچ وجه ضروری نیستند و ممکن است آثار و ضرر های مادام العمر داشته باشند که چون قصد عقلایی همراه آن است اضرار به بدن نمی دانند. و اگر به حکم حرمت اضرار بخواهیم استناد کنیم سینه زدن و زنجیر زدن و همان فعل حضرت زینب هم باید اضرار تلقی شود.  بر فرض که اضرار به نفس از نوع حرامش در مورد قمه زدن درست باشد ( که گفتیم درست نیست) از نظر فقهی می توان ثابت کرد که در خصوص اما در خصوص امام حسین (ع) این نحوه اضرار ها اگر هم حرمت کلی داشته باشد در این جا استثناست و در مورد عزاداری امام حسین جائز است.
پاسخ: موافقم! اما قمه زنی کجا و عمل عقلانی کجا.. آیا با یک عمل جراحی که با قصد قبلی و برای بازگرداندن سلامتی است اما آیا قمه زنی نیز چنین است؟ خیر! همان طور که گفته شد چنین رسمی در اسلام قدیم و سنت نیست و ابداعی ست مانند بسیاری ابداعات غلط دیگر. در مورد بدون تفکر بودن این عمل هم که توسط آقای صانعی بیان شد مطلبی را در متن اصلی اضافه کرده ام.

4. اگر مستمسک شما در حرمت دیدن خون توسط بچه ها باشد که واویلا... از فردا فتوا بدهیم هیچ مرغ و گوسفندی را در برابر بچه ها سر نبرید. دیدن این صحنه ها نه تنها مضر نیست بلکه حس ترس و هراس را از کودکی تعدیل می کند. بچه هایی که در محیط های پاستوریزه ی شهری و آپارتمانی بزرگ می شوند و اصلا مواجهه ای با صحنه های تلخ زندگی ندارند در بزرگ سالی انسانهایی بدون جسارت و شجاعت لازم خواهند شد. این صحنه به نحو بسیار فجیعش برای همه ممکن است اتفاق بیافتد. تصادف.زلزله.جنگ.وغیره همیشه در کمین همه هست. وکسانی که آمادگی دیدن چنین صحنه هایی را ندارند شجاعت لازم برای مقابله با پیامد های این اتفاقات را هم ندارند
پاسخ: از دید روانشناسی امروز و قرآن کریم اطفال در دیدن حرمت هایی دارند، چنانکه در قرآن درباره ورود آنان بدون اجازه  به اطاق پدر و مادر نیز توصیه و منع داریم. در عین حال روانشناسی امروز نیز بر این اساس است که دیدن تمام صحنه ها برای کودکان مجاز نیست و برخی باعث به وجود آمدن ترس هایی در آنان می شود که تا بزرگسالی باقی می ماند و ناخودآگاه آنان را تحت تاثیر قرار می دهد. تعجب می کنم که در آمریکا برای دیدن فیلم ها، شرایط سنی سختی وضع می شود و در ایران کودکان همپای بزرگسالان هر فیلم و سریالی را تماشا می کنند. آن ها از ما در برخی موارد مسلمان ترند!

5.تنها دلیلی که بر حرمت باقی می ماند که برخی فقها هم که فتوای به حرمت داده اند تنها به این دلیل بوده است مساله حکم ثانوی است. یعنی چون این مراسم فیلم و عکسش مورد سو استفاده قرار می گیرد و در کشور های غربی با تمسک به این مراسم شیعیان را انسانهایی وحشی می خوانند که حتی به بچه های خود و به بچه های خود و به خود  هم رحم نمی کنند به همین دلیل هر چند کلا دلیلی بر حرمت اولیه نداریم ولی به جهت مصالح زمانی فعلا حرام است.
خداوند می فرماید ای پیامبر هر چه تلاش کنی نمی توانی یهود و نصارا را از خود راضی نمایی مگر آن که از دین خود دست برداری و تابع دین آنها شوی
آنها به هر حال شیطنت خواهند کرد. در ایران تحریم شود در جای دیگر. این موضوع کلا کنسل شود موضوع دیگر . اگر به فکر آنها باشیم باید از همه چیزمان دست برداریم. تازه همیشه تاثیری که آنها می خواهند باقی نخواهد ماند . گاهی عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد. خود را فردی مسیحی و در کشوری مثل آمریکا فرض کنید. یک مسیحی جویای حقیقت. همه این تبلیغات را می بینید. و می بینید که از طرفی عکس حیوانی را نشان می دهند که به فرزند خود محبت می کند و از طرفی یک شیعه که کودک خود را در آغوش گرفته در حالی که فرق کودک و پدر هر دو شکافته و خون از فرق کودک جاریست. پشت همه این تبلیغات این پرسش به ذهن شما خواهد رسید که چه نیرویی پدری را واداشته که فرق خود و حتی عزیزترین کس خود یعنی کودک یکی دو ساله خود  که جگر گوشه ی اوست را این چنین بشکافد. او چه پیامی را می خواهد برساند و آن نیروی محرک قوی چیست. جرقه همین پرسش کافیست تا...
پاسخ: ای موضوع را (که البته تکمیل کننده مباحث بنده بود) قبول دارم.
با درود

 

اولاً عزاداری نیز مانند هر عمل دیگری در اسلام روش و سبقه ای دارد. در هیچ کجای تاریخ اسلام هم دلیل و مدرکی دالّ بر چنین روش عزاداری وجود ندارد و بین معصومین و پیروان زمان ایشان نیز رایج نبوده. رهبر انقلاب هم به عنوان استفتاء آن را ناپسند شمرده اند (1373) و توسط بسیاری از مراجع به عنوان بدعت در مراسم معمول و حرام و غیر مجاز شمرده شده است. دلایلی که بنده عنوان کردم از دید یک انسان دانشگاهی است که با توجه به اصول روانشناسی و از منظر علمی و عقلی بیان شده است
[ دوشنبه ٢٦ بهمن ،۱۳۸۸ ] [ ٦:٥٩ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

معصوم فرمود: "تَخَلّقوا بِاَخلاقِ ا..." (به اخلاق خداوند درآئید)

این چگونه با انسان بودن و محدود بودن ما در برابر بزرگی و بی نیازی خداوند قابل تطبیق است؟

خداوند در قرآن خطاب به یک توانگر می فرماید: "اَحسِن کَما اَحسَنَ الله اِلَیک" (همانگونه که خدا به تو نیکی کرده، نیکی کن)

او در بسیاری از موارد از گناهان ما چشم می پوشد.. از خطای دیگران چشم بگذر،

عیب های تو را می پوشاند..غیبت دیگران مکن،

در موارد لازم بر کافران (نادیده انگاران) خشم می گیرد..در برابر آنان که در برابر حق می ایستند مقاومت کن،

بخشنده است..به دیگران ببخش

و ...

اینگونه است که انسان با همه محدودیت هایش در جای خود "خدایی" می شود.

26-8-1388

 

[ شنبه ٢٤ بهمن ،۱۳۸۸ ] [ ٢:۱٩ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

چه تغییرات بزرگی که در زندگی انسان رخ می دهد

شِمر؛ سردار علی (ع) که سر حسین را می بُرد

زُهیر؛ لشگریِ معاویه که در راه حسین می میرد

حُر؛ یزیدی که در لحظات آخر حسینی می شود

واقعاً بهترین دعاست این: "عاقبت به خیر شوی"

[ جمعه ۱٦ بهمن ،۱۳۸۸ ] [ ٩:٢٧ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

"کُفر" یعنی چه؟

در قرآن هر کجا نام آن آمده نشانه هایی از عدم دقت و توجه به نشانه ها نیز می بینیم. کفر ندیدن، نشنیدن، دروغ خواندن به دروغ و در نتیجه گفتار و رفتاری ست که در نتیجه این ها صورت می گیرد.

برخی در این وادی افتادند که نشانه های خداوند در آفرینش را ندیدند (دیدند و ساده گرفتند با آنکه می دانستند؛ این جمله با آن که می دانستند جمله بسیار عمیقی ست در قرآن درباره اینکه انسان خود را گول می زند!)، درنتیجه خداوند را کوچک تر از آنچه بود گرفتند و خود را بزرگ دیدند و غرور برتر جلوه دادشان (مانند بسیاری از پادشاهان قدیم و جدید که نمونه اش نمرود و فرعون است)

برخی اعمال خداوند را غیر عادلانه گرفتند و او را شایسته خدایی ندیدند. اشتباه این افراد از آنجا ناشی می شد که به روز دیگر (جهان آخرت) ایمان نداشتند و دنیای فانی را اول و آخر ماجرا می پنداشتند..در کنار این، مصلحت ها را ندیدند و مهمتر از همه اینکه در مورد زندگی دیگران نظر دادند (نابینایی را دیدند و گفتند خدایا چرا نابینایش کردی..در صورتی که ممکن بود خود آن فرد از زندگیش راضی باشد!). در نتیجه گرفتاری های انسان را ناشی از عدم توانایی خدا دیدند و به این نتیجه رسیدند که یا خدا کفایت لازم را ندارد (شعر "اگه من خدا بودم" ابی) یا خدایی وجود ندارد (پوچ گرایان).

اثبات وجود خدایی که اغلب دانشمندان جهان به او پی برده اند کار سختی نیست، اما هر کس برای خود می تواند او را توضیح دهد که چگونه است، که چرا گاهی سخت می گیرد و گاهی رها می کند و گاهی می نوازد..

اگر منصف باشیم بسیاری از این ها در جهت بازداشت ما از راه غیر راست یا هدایت است. راهی که به آرامش حقیقی می انجامد و از پوشالی های دنیا رها می کند

 

[ شنبه ۱٠ بهمن ،۱۳۸۸ ] [ ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ ] [ مهدی وزیریان ]

در انگلیسی مفهوم دو کلمه "I see"  به معنای متوجه هستم/ می فهمم

و "I see you" تو را می بینم

چه نزدیکی ظریف و زیبایی ست بین این دو.. در زبان فارسی هم چنین است، می گویند چشم دلت را باز کن تا حقایق را ببینی

اگر دیدگان را به روی مخلوقات خداوند باز کنیم، ضعف ها را به همراه زیبایی ها خواهیم دید و عاشق همه خواهیم بود

 

پی نوشت: فیلم Avatar مرا به این وادی بازگرداند. نقدی نوشته ام بر این فیلم ارزشمند در

http://moviereview.persianblog.ir

[ شنبه ۳ بهمن ،۱۳۸۸ ] [ ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ ] [ مهدی وزیریان ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

به خود فکر کن... و درست که بیندیشی.. تنها دیگران را می بینی
نويسندگان
لینک دوستان
صفحات اختصاصی
پيوندهای روزانه
امکانات وب
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت